نقطه ضعف شاهکوس های دانشگاه قسمت ۹۵ از ۱۵۰۱۲ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲
#95
کسی خونه نیست؟
شاید...؟
ها...؟
یادته دستشویی
کجا بود؟
چرا حس میکنم
به یه جا کشیده شدم؟!
سانبی~
خونه نیست؟
میخواستم باهاش شام
بخورم.
اینکه فقط من دعوتش
میکنم غرورمو میشکنه...
اه، حالا هرچی.
حس میکنم فقط خودم
نگران این قضیه ام.
حس بدی داره...
نقطه ضعف شاهکوس های دانشگاه
ترجمه اختصاصی سایت
سرراست
🐺Geralt🐺
این دومین باریه که
میام خونه هایون...
مطمئنم مادر هایون
قصدی نداشته واسه اینکه
منو بیاره اینجا ، نه؟
ولی توی همچین وضعیتی
معمولا شانسم خوب بوده...
باهم حموم کنیم؟
میخوام برم ساحل
کمکم میکنی مایو ها رو
در بیارم؟
مایو؟ میخوای به
کی نشونش بدی؟
وای، مامان!
عه!
یکی هست توی حموم
که میتونه توی انتخاب مایو
بهت کمک کنه.
و این اتفاق افتاد.
اون گفت میاد پیش تو
و بعدش جفتتون زیر بارون
خیس شدین...
خیالم راحت شد،
ولی حس میکنم گول خوردم...
با این تفاسیر...
ها؟
میشه بهم کمک کنی
مایو انتخاب کنم؟
اوه!
خب...
اینجا~
وای!
واای!
اوه!
هایون، نرم تر!
حالا چطوره...
اه، به خاطر صابون
تلخه!
هه هه!
کلی دسر مونده دارم.
تنهایی سخته خوردنش...
اوه شاید بتونم اونا
رو با سئول آه بخورم و
راجب سفر ساحلی هفته بعد
حرف بزنیم.
کیه...؟
سئول آه، ماکارونی
میخوای؟
آه...من چند تا سرمایه‌گذار
دارم و...
و همینطور
چند تا کوکی...
ها؟
سئول آه؟
داشتی گریه میکردی؟!
مشکلی پیش اومده؟
سانبی...
من...فکر نمیکنم دیگه
بتونم برم ساحل...
چی...؟!
فکر کنم اینجوری باید
انجامش بدیم~
دستاتم خیلی
حال میده.
بیا پسر خوب.
آخ!
چطوره؟
خیلی خوبه!
عه!
اوه!
هوف
هوف
هه...
زیاد بود.
اهههه! یادم رفت
صابونو...
تف،
انگار از مایو خوشش
اومده~
لطفا دوباره بیا.
اینطور شد که
طبق نقشه والدین
هایون سر از کافه در آورد.
چند روز بعد...
وضعیت کاری و درآمدمون
هر روز بهتر میشد.
امروز خیلی دیر گذشت.
میخوای کلوچه های مونده
رو ببری؟
صاحبش هم آدم خوبی
به نظر میاد.
فقط باید به وجدانم پایبند
باشم و توی محل کار به هایون
کاری نداشته باشم...
چیزی شبیه این
ممکن بود...
ببخشید~
ام...
یعنی ممکنه واقعا این
اتفاق بیوفته...
بازم درست در
نمیاد!
خانوم...!
ها؟!
هایون, تو خونه
بودی؟!
اوه، خب...
مامان، زیر بارون
موندی؟
هایون، تو خونه
بودی~
به نظرت خوبه؟
پس فقط خوبه...
نه در واقع هم خوبه
هم مخربه.
به نظرم مایو خوبی
رو انتخاب کردی.
نهه، این...
ها؟!
تا وقتی مامانم بیرونه
فقط اینکارو میتونیم بکنی
باشه؟
صبر کن، ما دیگه
نباید اینکارو بکنیم!
انگار خیلی ناراحتی.
حالتو خوب میکنم وایساا
پایان

قسمت 95 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 96

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی نقطه ضعف شاهکوس های دانشگاه
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت