قسمت 54
چرا اینقدر متعجب نشستی؟
خودت گفتی ببرمت یجا گرون قیمت.
به همین سادگی قبول کردی؟!
نقطه ضعف شاه کص های دانشگاه
ترجمه اختصاصی از سایت سرراست
🐺Geralt 🐺
چند ساعت قبل..
شنبه خودت رو خالی نگه دار،
من زیاد به بقیه غذای مجانی نمیدم، فهمیدی؟
این اواخر با دخترا ارتباطی
نداشتم، آخر هفته هام
هم خالیه.
حالا که بهم گفته میتونم
یچیز گرون بخورم، گوشت
سفارش بدم؟!
بیا تو.
نفس نفس،
پرفسور؟!
واقعا این ضروریه..؟
نمیخوای غذا بخوری ؟
میام داخل.
من یکم مشروب میخوام،
تو چی؟
بله منم میخوام مچکرم.
ببخشیدا..
ولی من میدونم خودم گفتم که
یچیز گرون میخوام...
ولی اینجا زیادی گرون نیست؟؟
فکر میکنی حقوق یه پروفسور
چقدر باشه؟
امم...
چون تو داری درمان میشی،
باید فقط بخوری و لذت ببری مگه نه؟
باشه!
مشورتی چیزی درمورد
ارشد نمیخوای؟
اگه درموردش صحبت
کنیم فکر کنم بالا بیارم...
واقعا ؟!
با اینکه شخصیت
با حالشو دیدم،
یک بزرگسال همیشه
یک بزرگساله.
برای همینه بهش میگن
پروفسور کاریزماتیک..
حال...
همممم
سه تا بطری دیگه سفارش
بدیم؟
چند لیوان از اون شراب گرون قیمت
خوردی؟
بنظرم به اندازه کافی خوردی..
همممم...
پروفسور کاریزماتیک بره
تو کونم، خیلی سگ مسته!
همم...
اگه اتاق بگیریم
مشروب خوردن تو بار برامون
رایگان میشه!
واقعا میخوای داستان درست کنی
اینهمه عرق خوردی؟
دیگه کسی نیست کمکت کنه!
اومم..
من نمیخوام تنها بخورم که..
تو باهام نمیای؟
چی؟!
فکر کنم شخصیت کیوت
واقعیش زد بیرون وقتی مسته.
اون همیشه تصویر
خودشو حفظ میکنه.
اسمش و کسی که واقعا هستش
زمین تا آسمون فرق دارن.
باشه باهات میام
چون نگرانتم.
هورا!!
ههه،خیلی ذوق دارم!
همچین اتاق گرون قیمتی رو
رزرو کردی تا بتونی مشروب مفتی
بخوری، واقعا عجیبی.
خیلی چیزا این روزا بهم استرس میدن
درکم میکنی مگه نه؟
اوخ،باز دوبارهٔ کیوت شد..
اوه، آسانسور اومد.
آه!
اوه، ببخشید.
باید بیشتر مراقب
باشی..
اشکال نداره عزیزم.
اینگار اولین بارش
بود همچین جایی اومده...
بهش سخت نگیر.
ایششش
باشه باشه.
کصافطا...
مشکل چیه؟
هیچی...
فقط...
من انتظار داشتم بریم
باربکیو بخوریم، برای همین
لباس عادی پوشیدم...
برای همین خجالت میکشم یکم
با این لباس ها اینجا..
هوم؟!
تو نباید خجالت بکشی وقتی
یه خانمی مثل من اینجوری
دستت رو گرفته فهمیدی؟
بیا، دستت رو
ببر دور کمرم!
ببخشید ؟!
حالا بخطار یه دلیل
دیگه خجالت میکشم.
هن؟
چی؟
حروم زاده خوش شانس..
مممممم
همینه!
باید زودتر کارو تموم کنیم
تا ماشین گیرمون بیاد..
اوه خدا،
مگه یه اتاق نگرفتیم؟
بخواب دیگه پس.
شوخی نکن باهام..
چی ؟
واقعا فکر کردی شوخی
کردم؟
نفس نفس
شتتت، مست شدم؟!
پروفسور ضربان قلب منو
خیلی بالا میبره، چه غلطی کنم؟!