#94
چانگ ووک؟
من مادر هایونم
فردا وقت داری؟
هاه؟
ناشناس
مادر هایون؟
چیشده؟
مادر هایونم
فردا وقت داری؟
سلام خانم
متاسفانه فردا
مشغول کارم
ببخشید
چوی چانگ ووک
اوه
دیر جواب داد
نمیدونم چطوری
اوضاع رو توضیح بدم اگه ببینمش
فعلا نمیخوام ببینمش
چرا دروغ گفت
اونکه استعفا داد از کارش
هممم
نقطه ضعف شاهکوس های دانشگاه
ترجمه اختصاصی سرراست
🐺 Geralt 🐺
جدا زد تو گوشش؟
بعدش اخراج شدین؟
واقعا؟
پس انگاری باید برم
مایو بخرم
نزدیک بودا
چی بگیرم؟ یه چیزی
که زیاد نشون بده؟
هاااا؟
چرا یه منحرفی مثل تو
نگران لباس شناست؟
پس من رفتم
اوکی
هووف
باید یه کار
دیگه پیدا کنم
ببخشید
اخ داره بارون میاد
بیاین بریم اونور
اهوهوهو
چیش خنده داره؟
جدا داره رگبار
میزنه
میخوای همینجا
حرف بزنیم؟
اوکیه ولی
خوب
ا اره
حرف بزنیم
اووو
چقدر تو مودبی
البته که همه چیو
دید زدم
سپردن هایون
بهت انگاری کار بدی نیست
اه
حقیقتش هنوز
توی اونجور رابطه نیستیم
جدا؟
پس یه دختر
دیگه رو داری؟
نه نه
کلا دوست دختر ندارم
دوست دختر...
نمیدونم بقیه دخترا
الان چطورن
بریم؟
عه
مراقب باشین
اییی
نمیخواستم خیس بشین
ولی انگاری فایده ای نداشت
چیکار کنم؟
من که کثیف شدم
توهم موش ابکشیده شدی
نچ حس بدی بهش
دست داده
باید دوش
بگیریم
کجا؟
لطفا بیا تو
چرا دوباره اومد
خونه هایون؟!؟؟!
کسی نیست؟
شاید
هاه؟
میدونی حمام
کجاست؟
چرا حس میکنم
افتادم تو تله؟
خیلی سرده
ببخشید
او
خوب اون شرطی
که بستی...
هعی
بیا
یه جارو میشناسم
میخوای با هایون بری تو
اون کافه کار کنی؟
ببخشید ؟
شوهرم گفت
اگه هایون تو اون کافه موفق بشه
انگاری شما شرط رو بردین
نظرت چیه؟
حقوقش هم خوبه
این عالیه
ممنونم واقعا
خیلی کمکم کردین
چرا یهویی اینقدر
مهربون شده؟
انگاری بارون بنداومد
صحبتمون هم تموم شده
بله بله
اوه
بفرمایید
این چیه؟
یه بادگیره
بادگیر؟
گفتین سردتون بود...
و...
یکم اوضاع ناجوره
ای وای
گفتم که
استعفا دادیم
پس دیگه نمیتونی
با هایون ور بری
نمیدونستم جدا
به حرفامون گوش میده
خودمم جا خوردم
کی فکرشو میکرد
هعی
کجا باید برم دنبال کار
بگردم الان؟
راستی جدا
اوکیی اگه استاد هم بیاد
سفر دریارو؟
پروفسور ؟ هزینش
خیلی زیاد نمیشه؟
به هر حال من اوکیم
استاده بالاخره
یکم عجیب نمیشه اوضاع ؟
نه اونقدر
اخ
شایدم بشه
ولی خوب، یه سفره دیگه
هاه؟
مادر هایون؟
خوشحالم دیدمت
از کجا منو پیدا
کردین
میدونستم
میای دانشکده الان که
استعفا دادی
بیا بریم حرف
بزنیم باهم
از از کجا
میدونستین؟
راه های خودمو
دارم
یاد زمانی افتادم
که تو کالج میرفتم دیت
الانم خیلی سنتون
با یه دانشجو فرقی نداره
با اینکه شوخی بود
ولی حس خوبی بهم داد
هاها
شوخی نبودا