سفر در زمان
قسمت ۸
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در sarrast.com :)
من یک زن واقعی شدم
رییس
بلی ؟
الان
دوباره
منو بگا
اینبار
هیچجوره جلوتو نمیگیرم
هیچجوره مانعت نمیشم
من الان زنیم که میدونه لذت یعنی چی
هرچند که
من زنت نیسم
سفر در زمان
رییس
فک کنم دوباره دارم ارضا
میشم
پس
بزا کمکت کنم
منم دارم میام
اومم
خیلی عمیقه
من دارم ارضا میشمم
بریز داخلم
عاح
ح
ح
ح
ح
اوفف
کارگردان
منم دارم باهات ارضا میشم
هاا ؟
وایسا
من الان دارم مثل اون رفتار میکنم
لطفا آبتو بریز توم
بدش به من رییس
من کاندوم نپوشیدم
اوففف
من میریزمش بیرون کارگردان
عاح .. !
چی شد ؟
کارگردان ... ؟
این
این اوکیه
بریزش داخلم
ولی ...
من
من نمیتونم بچه دار شم
کارگردان ریو سوو هی
ناباروره ؟
عاح
من دارم میامم
فهمیدم
چرا
اون انقد افسرده بود
اون همیشه یک غم رو روی صورتش داشت
اوه
این فوق العادس
این خیلی بزرگه
کیر رییس
داره بزرگتر میشه
اوممم
ولی خب
کیر بزرگ
باعث میشه که پر شم
هااا ...
عاححح
من
نمیتونم بچه دار شم
من میکشمش بیرون
ولی این مثل این میمونه که
میخواد حاملم کنه
من
خیلی راضیم
هوو
هوو
عاح
چطور بود کارگردان
همه تلاشمو کردم
فک کنم تو هم لذت بردی
کارگردان ؟؟
کارگردان
هووی
کارگردان
اون روز
بدون هیچ کابوسی بعد از مدت ها
خوابیدم
کارگردان ریو سوو هی
بله ...
وقتشه بلند شی
اره
صبح بخیر
اوه
اره
صبح شما هم بخیر رییس
این مثل صدایه ...
صدات فرق میکنه
دستیار سیو جین اه ؟
گند زدم
سیو جین اه دستیار کارگردانه
کارگردان
این افتاده بود تو راه پله
فک کنم انداخته بودینش
اون
انگشتره ازدواجمه ؟
باید چیکار کنم ؟
این
پس
اون موقع
صدایی که مدت ها پیش شنیده بودمو
به یاد اوردم
ریو سوو هی
هنوزم یک دختر ساده لوحی ؟
هم ؟
این موقع ها
مهم نیس چی اتفاق بیوفته
زن ها همیشه گیر میوفتن
در اون رابطه
منظورم اینه که
بزار بگم چه اتفاقی افتاد
بگو که در حالی که گریه میکردی
مجبور شدی این کارو کنی
این
همه این ها
همشون
بخاطر این اتفاق افتاد
که رییسو اغوا کردم
رییس هیچ کار بدی نکرده
ادامه دارد !
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در sarrast.com :)