سفر در زمان قسمت ۱۵ از ۶۳۱۶ صفحه
مهمان · آخرین قسمت امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶
قسمت ۱۵
من میا سونگم رییس
این ساختمون یا بخش سرگرمی
اینجا هستم
اوه ؟
رییسه بخش اول
ولی فک نمیکنی
یک سردبیر ساده بیشتر
نیستی ؟
اره خب
هستم
خب
رییس
بهتر نیس
از من یک سردبیر
نمونه بسازی ؟
قول میدم خوب کار کنما
دوست نداری کمکم کنی ؟
من گزینه خوبیما
نظرت چیه ؟
سفر در زمان
مترجم :‌ Godrax
قسمت ۱۵
هاااا
لعنتی
دوباره شکست خوردم
چطوری اخه
چرا من
به اون ممه گنده
شکست خوردم ؟
هرچقدرم تلاش کنم
سردبیر کوون می-ری
اون جنده
چرا باید از من بهتر باشه ؟
لعنتی
راه دیگه ای نیس
شاید چون ممه هام نسب
به اون کوچیک تره شکست
میخورم اره ؟
ولی خب
اونقدرا هم کوچیک نیسنا
صورتی و خوشگلم که هستن
هااا
نه بخاطر سایز
ممه هام نیس
باید توی یک چیز دیگه
نسبت به اون جنده
برتر باشم
نه
یک راه دیگه
شاید این جواب باشه
عه ؟
چی میگی پیرمرد ؟
ممه هام مشکل نیسن ؟
معلومه که نه
سردبیر شما
با توجه به چیزی که
من شنیدم
سردبیر
زنیه که راز زیادی
رو نگه داشته
این چیز جالبی نیس ؟
ها
خب
من شانس پیروزی
در مقابل اون ندارم
اون جنده و خوشگله
اون داره تلاش میکنه
دوباره بکنتش سردبیر ؟
عاح
لعنتی
کیرم تو سر دبیری
چرا ؟
موقعیت الانتو دوست
نداری ؟
هم .. ؟
بنظرم موقعیت
خیلی خوبی داریا
و خودتم به دستش اوردی
بیا این دستمزدت
خیلی ممنون
به هر حال
این که بدون هیچ کار دیگه ای
بتونی سردبیر شی خیلی موفقیت
بزرگیه
اهام
خب من میرم
خدافس
اگر میخوای پیشرفت کنی
چرا سعی نمیکنی اعتماد
بیشتری بدست بیاری
خب
مراقب باش
باشه ؟
اگر به اندازه کافی
ناامیدی
خوش شانسی
شاید با دیدنش
بتونم شانسی داشته
باشم ؟
ادامه بده میا سونگ
اوه بنازم
هدفه من کانگ چانه
فک کنم یک اشتباهی کردم
هرچی نباشه اون لقبش
دسته میداسه ،‌پس باید
به خوبی ازین فرصت استفاده کنم
فکر کنم
ناراحتی نه ؟
با توجه به شایعاتی
که قبلا شنیده بودم
شرمنده رییس
من باید
اووپس
شخصیتمو حفظ کنم
فک نکنم ردم کنه
خب
شنیدم بدست اوردنش
سخته
ولی من شکست نیمخورم
هم
میخوای باهام یک بیزینس
شروع کنی ؟
اره
عاح خب
اره
بالاخره بدستت اوردم
رییس کانگ چان
میخوام دستیارت بشم
تا بتونم بعدا به عنوان
یک سردبیر خوب انتخاب شم
تصمیمم اینه که
نزارم ردم کنی
ممم
زیادی حرف میزنی
مطمعن نیسم
چون خیلی به این معامله
نیاز ندارم
چییی ؟
صبر کن رییس
نباید اینطور شه
پس
پس میشه بگی چه معامله ای
دوست داری‌؟
معامله ؟
میا سونگ ، رییس یکی از بخش
های بزرگ این شرکت
این معامله فقط وقتی
اتفاق میوفته که هردومون راضی باشیم
فهمیدی ؟
حالا
میا سونگ
تو فک میکنی این معامله
دو طرفس‌؟
پس من چیم ؟
عم
خب
اینطور نیس رییس
من نمیخواسم که اینطوری
باهاتون رفتار کنم
من توانایی هامو میشناسم
و قصد نداشتم که باهاشون
شمارو اذیت کنم
فقط چیزه
بعدش
باید کانگ چان رو تصور کنم
در یکسال پیش
افراد زیادی بهم نزدیک
شدن
اکثرشون
فقط میخواسن از موقعیتم
به نفع خودشون استفاده کنن
وانمود میکردن میخوان
با نیت خیری بهم نزدیک بشن
فقط چند نفرشون واقعا نیتشون
خیر بود
پس
من یک قانون وضع کردم
اینه رییس
من
منیجر میا سونگ
بله اقا
همونطور که قبلا گفتم
من به مذاکر علاقه ای ندارم
اون قانون
به هر حال
اگر میخوای بهت کمک کنم
بیشتر توضیح بده
و بهم قابلیتاتو نشون بده
چشم به چشم ، دندون به دندون
ام
خب
نوه رییس کانگ هیوک چیون
واقعا همین کانگ چانه ؟
رفتارش خیلی تغییر کرده
و کاملا عجیب شده
خب من میرم
اگر میخوای پیشرفت کنی
چرا اعتمادشو جلب نمیکنی ؟
خب
نمیخوای چیزی بگی میا سونگ ؟
اگر این فرد رییس مبود
تو خودت یک معامله ای
من همه چیمو بهت میدم رییس
گند زدم ؟
اوه
اینطوریه ؟
اماده باش
باید مطمعن شم که
کمکم میکنی پیشرفت کنم
خب
توی این وضعیت
من
خودمو بهت تقدیم میکنم
به رییسم
اینجا
و با رضایت کامل
همه
بدنم
راه دیگه ای نیس
واقعا میخواد اینکارو
بکنه ؟
هم
رییس ؟
اگر اونطوری که فک میکردم
باشه
خوبه ...
پس
یکم بیشتر نشونم بده
باشه
این خوبه ؟
رییس‌؟
عاح
بهم بگو
کصم
چطوره ؟
من
میخوام نظرتو بدونم
خجالت اوره ولی
باید اینکارو بکنم
هممم
خوبه ولی باید بیشتر
ببینم
بیشتر نشونم بده
نمیتونی بیشتر بهم نشون
بدی ؟
عاح
خب
چشماش
خیلی خوشگله
بیشتر میخوام
داره نگام میکنه
بهم زل زده
چیه ؟
من
من
بله
رییس
الان بیشترم نشونت میدم
باید موفق شم
بیا نزدیکتر تا بتونی
بهتر ببینی
رییس
ادامه دارد !
پایان

قسمت 15 تمام شد

این آخرین قسمتی بود که امروز بدون حساب می‌تونستی بخونی برای قسمت بعد فقط یه حساب بساز؛ کمتر از یک دقیقه و بدون هیچ هزینه‌ای. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 16

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی سفر در زمان
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت