سفر در زمان قسمت ۵۹ از ۶۳۱۵ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵
حیحیحی
خیلی دوستش دارم
میخوام هرروز ببینمش
خانوم ساعه ری
تو دوست داری
ازین هدیه ها
گیرت بیاد اره؟
فکر کنم
بدونی منظورم چیه
ام
هدیه؟
سفر در زمان
مترجم : Godrax
قسمت ۵۹
بخشه sj
ام
حوصلم سر
جین ساعه ریه
کص طلا
رییس؟
ها؟
عه
خدای من
ترسیدم
امروز
من
ببخشید
چی گفتی؟
امروز حواسم خیلی پرته
خانوم
ادامه بدم؟
اوه
بله
عام
خب
اصن این قرار
درباره چی هست؟
نه
همه چیو یادم
رفته
بعدا ادامه بدین
اونا
رفتن توی اسانسور
هووف
مرسی
یوری
امروز
انقد حواسم پرت
بود که حتی نفهمیدم
این جلسه برای چیه
خانوم
اون چیز
انقد شما رو شوکه
کرده؟
خفه رو
لطفا
هممم
باشه
میدونم دیروز
اولین بارت بود
این حسو تجربه میکردی
تو
دیوونه شده بودی
باحال نیس؟
هاااا؟
خب
فقط یاداوری کردم
ولی برای بار اول
کارت خیلی خوب بودا
قشنگ شده بودی
مثل مدگل
خیلی جالب بید
لخت مادرزاد هم
بودی ، کاش فیلم
گرفته بودم
هوووف
خانوم
میدونم همش داری
به اون اتفاق فکر
میکنی
ولی
نباید بزاری
انقد روی کارت
تاثیر بزاره
خفه شو
عهههه
من
به اون فکر نمیکردممم
اوه
نکن کصکش
نجاتم بدین
اصن بخاطر اون اتفاق
نیس
فقط
بخاطره
حرفیه که کانگ چان
زد ، فهمیدی؟
احمق
اوه
خانوم
از اینجور هدیه
ها خوشت میاد؟
دوست داری همیشه امتحانشون
کنی؟
فکر کنم بدونی
منظورم چیه
اهام
درباره اون
اره دیگه
چیز دیگه ای
مگه قرار بود باشه؟
به هر حال
خب
بنظرت اون
یک پیشنهاد بهت
نبود؟
ها؟
اگر از من بپرسی
بنظرم
منظورش ازون حرف
قضیه ازدواج بود
از موقعیت
بهترین
استفاده رو کرد
ولی
جوابه اصلی
همچنان بر عهده
خودته
بر عهده قلبت
قلبه
من
بخش HC
چی؟
رییسه یکی از بخش
های کصشر HC ، کانگ کیگانگ
پدرم
داره به اون بچه کونی
شانس ریاست رو میده؟
بله
و
اگر با خانوم جین ساعه ری
ازدواج کنن ،‌خیلی راحت
رییس میشن
هی
کونده پدرسگ
فکر کردی
این اخبارا رو
باور میکنم کصکش؟
این کصشرا
معلومه واقعی نیسن
غیر ممکنه اون بچه
موفق شه
نمیزارم
آی زنم گاییده شد
رییس
اقا
حالتون خوبه؟
میخواید ببریمتون
بیمارستان؟
کصشر نگین حرومزاده ها
اگر اون دوتا
مرغ عشق
فقط یکبار دیگه
همو ببینن
خیلی راحت
اشنایی لازم برای
ازدواجو بدست میارن
اره
رییس
نگران جوابشی؟
عههه
ترسیدم
کصکش یهو
نیا توی صفحه
قلبم گرفت بمولا
ببین اگر نگران جوابه
اونی
پس
چرا
نمیری از نزدیک
ازش بپرسی؟
عام
پیشنهاد بدیم نیستا
اگر زودتر پیروز
نشم
ممکنه اون پیرمرد
پیروز شه
و همه چیو بدست
بیاره
مهم تر ازون
حس میکنم
اون بهترین خاستگاریی
بود که کرده بودم
هممم‍
که اینطور
تو
انگاری دوست داری
زنگ میزنهههه
ادامه دارد !
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در Sarrast.com :)
پایان

قسمت 59 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 60

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی سفر در زمان
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت