سفر در زمان قسمت ۴۳ از ۶۳۳۱ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱
قسمت ۴۳
خیلی ممنون
ولی
دفعه پیش
حسابی باهاش حال
کردم و دیگه لازم نیس
کارگردان
خب
هرچی نباشه من
یک بازیگرم
و نباید بزارم چیزی
روی کارم تاثیر بزاره
مخصوصا عشق
سفر در زمان
مترجم :Godrax
قسمت ۴۳
من
ریو سوو هی
زنی که همه عاشقشن
حالا دارم بخاطر یک
مرد غم رو با خودم
حمل میکنم
جالب تر اینه که
شوهرم دارم
و بهش خیانت کردم
من واقعا جندم
ببخشید ؟
من
حاملم ؟
من ؟؟
به خاطر خانواده ها
مشکلات زیادی داشتم
و شوهرمم
واقعا ادم
اشغالی بود
همه چیو بهم
ترجیح میداد
صرفا برای مقام منو
گرفته بود
من فقط یک خانواده
اروم میخواسم
ولی همونم
گیرم نیمد
ولی خب چاره ای نیس
باید با همین زندگی ساخت
وقتایی که میرفتم
خونه
هیچکس نبود
شوهرم اصن توی
خونه نمیومد
مدام بیرون بود
شایعاتو شنیدی؟
اره
خانواده کانگ
فک نکنم البته این
شایعات حقیقت داشته
باشن
ممکنه فقط دروغ های
کصشر باشن
رییس
فک کنم بخاطره سنشه
یا شاید بخاطر نوش
یکسال پیش
اون روز
از دیدنتون خوشحالم
امیدوارم به خوبی
با هم بتونیم کار کنیم
یک شانس دوباره
پیدا کردم
از امروز من رییس موقت اینجام
رییس موقت بخش hc
و اسمم کانگ چانه
وقتی دیدمش
یک دل نه
هیی
صد دل عاشقش
شدم
اینجایی؟
رییس
کارگردان
ریو سوو هی؟
اون موقع بود که
تازه فهمیدم زندگی
یعنی چی
اولین بار بود
که انقد
خوشحال بودم
خب
اینا همه چیزین
که میتونم بگم
وقتی اومدی اینجا
سوو هی
اوه
اهام
اره
یکی از بهترین
صحنه های زندگیم
بود
همین برام کافیه
ههههه
کسی که دوسم
داشته باشه
دیگه چیزی
نمیخوام
صرفا کانگ چان
برام کافیه
این بهترین زندگیه
اوه خدای من
انگار
باید ازت عذر خواهی
کنم
رییس
چرا‌؟
خب
منو ببخش
یک سری از کارا
امروز باید رسیدگی
میشدن
ولی من یادم رفت
انجامشون بدم
بوس
ببخشید رییس
فک نکنم
دیگه باید ازین
اشتباه ها بکنم
خب بدون من
برو
خودم کارا رو انجام
میدم
شبتم شیک
کارگردان ؟
کارگردان
اره
وایسا
این بهتره
کارگردان
وایسا
کارگردان
در در حال بسته شدن
است
وایسااا
کارگرداننن
فعلا خدافس
عشق من
ولی
بخاطر همه چی ازت
ممنونم
عجیب بود
کارگردان ریو
نگران رییسه
بخاطر همین
میخواد اینکارا بکنه
به هر حال
من یک بازیگرم
و نباید بزارم چیزی
روی کارم تاثیر بزاره
مخصوصا مردی مثل
اون
این کار درست نیس
اینطوری اشتباهه
مطمعنم
ببخشید کارگردان ولی
وارد شوید
باید بزاری یک
کاری انجام بدم
لطفا
ببخشم
مجبورم
دفتر
خیلی معمولیه ولی
یک چیزی هست اینجا
رییس منم منشی سیو
نباید بزارید کارگردان
از اینجا بره
خواهش میکنم
جلوشو بگیرین
من چیزای خوبی
رو بدست اوردم
استعفا نامه
خواهش میکنمم جلوی
اون زنو بگیرین
عه
مشکلی نیس
اقا؟
اقا؟
گفتم که
مشکلی نیس
بنظرت میزارم
به همین راحتی بره؟
من
رییس
باورم نمیشه
هرگز
از دستت نمیدم
ادامه دارد !
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در Sarrast.com :)
پایان

قسمت 43 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 44

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی سفر در زمان
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت