دنیای ربات های جنسی قسمت ۴۵ از ۵۰۴۷ صفحه
مهمان · آخرین قسمت امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹ صفحه‌ی ۴۰ صفحه‌ی ۴۱ صفحه‌ی ۴۲ صفحه‌ی ۴۳ صفحه‌ی ۴۴ صفحه‌ی ۴۵ صفحه‌ی ۴۶ صفحه‌ی ۴۷
45
تو
جدی میپرسه
میتونی
پرواز کنی؟
پوووف
جالبه همچین
فکری کردی
هممم
جومسون!
چی!؟
جومسون!!!!
آاااا...
داره برمیگرده
آقا
آقا
وووآااع
دستشو گرفت
عاخ
عووع
خواب بود!؟
تو...
میتونی
پرواز کنی؟
هه هه
امان از دست تو
من نمیتونم پرواز کنم
برو دوش بگیر
باید بری سرکار
شاید بتونم یه
بلیط لاتاری بخرم
دنیای ربات‌های جنسی
اندازه‌ست!
واو
سال پیش
کوچیک بود برام
تو خیلی خوبی!
مال من نبود؟
من بدون تو
چیکار کنم؟
فقط سه روز مونده
همیشه میخواستم
یه دختر مثل تو
داشته باشم
امروز نمیام خونه
مراقب این
پسر باش
باشه
بدون من بهتون
بیشتر خوش میگذره
دوست دارم یکم
نظافت کنم ولی...
فکر کنم پوست
خونه رو میکنم
شاید بتونم چندتا
پشه بکشم
زود برگرد خونه آقا
کیونگ‌هون!
کیونگ‌هون!
واو...
واو
واو!
واو!
آه!
گفتم که بین من
و آیونگ هیچی نشده!
چی!؟
جدی!؟
تیششش!
گفتی میری
کمکش کنی؟
پس چیکار
کردی!؟
برو به
کارت برس
ها!؟
تبریک میگم
کیونگ هون
آیونگ
چی...
با همین!؟
ووهو
جدی...
اومدین اینُ
بفهمین؟
واو
من اومده بودم
رییسُ ببینم
به هر حال
بهت تبریک میگم
معاون کیونگ‌هون
آیونگ
چیه!؟
چرا از کیونگ‌هون
خوشت میاد؟؟
نمیدونم
چی!؟
خب، فقط دوست
داشتم باهاش حرف بزنم
و واسه فهمیدن این
ده سال گذشت
تو سال بالایی
منی؟
آیونگ
مرخصی گرفته
بودی
شماره‌ی کلاسا
عوض شده
کیونگ‌هون
فهمیدم
مرسی
اوه؟
زیرشکمت
سنگین شده، نه؟
میدونی کی بدنت
آماده میشه شیطون!
نه، فقط
جیش کردم
همون حسی که
واسه اولین بار‌
یکی رو میبینی
میدونی که؟
آه
نمیدونم
حسودیم شد
عشق تو
نگاه اول
ولی من از معاون
خوشم میومد!
ها؟
ولی آیونگ
دزدیدش
حتی سعی نکرد
مخشُ بزنه
این چه
زندگی‌ایه
فاااک
باید وحشی شم
من میرم
آره!
لطفاً مراقبش
باشین!
خدافظ!
کجا دارین میرین!؟
چرا!؟
خیلی زحمت کشیدم
چرا نباید برنده شم!؟
ممنون
بفرمایید
نوش جونتون
من بازی سه
بعدی رو هم امتحان کردم
چه فایده‌ای داره؟
همش فیکه
دیگه نمیتونم به
حرفاش گوش بدم
مدیر
چیکار
میکنی؟
هممم
یخ چسبیده
به دهنش
باید آبش
کنم؟
لعنتی!‌باید
زودتر میرفتم!
عــــــه!
عاع
هـــــــــتتع
........
اینجوری شد که
با هم قرار گذاشتیم
لازم‌نبود اینا
رو بدونم
کی ازتون
سوالی پرسیدم
باشه
ادامه دارد...
آقا
کی‌میای خونه؟
کی میای؟
بازم رفتی مشروب بخوری؟
کی میخوای ورزش کنی؟
حس میکنم
دوتا زن دار
جومسون!
بگو آاات
آه!!
حس ماه
عسل رو دارم
باحاله،
چرا درش میاری؟
به اینا
میگی لباس؟
همه جاش سوراخ داره!
خنکه دیکه!
قبل اینکه شرکت
پسشون بگیره
همشونُ امتحان کن
حتی اون لباس
مدرسه؟
نه،‌اونُ نپوش
عووآاع
اومدی!؟
الی مجبورم
کرد بپوشمشون
واو...
یکم کوچیکه
بهم میاد؟
آره،
خوشگله ولی..
تو این لباس
مرغ سوخاری خوردن
یه جوریه
حق داری
این واقعی
نیست...
هیچوقت اینجوری
ندیده بودمش
اونم تو
خونه‌ی خودم
کیونگ‌هون
بیا آبجو
باشه
الی همیشه
اینجوری لباس
میپوشه؟
نه بابا، معمولاً
لباسای منو میپوشه
چرا پشت لباسش
اینقدر بازه؟
پوووف!
حالا
بخور
آیونگ
چیه؟
یه جوری شدین
دونفر که با همن
معمولاً زیادتر
حرف میزنن
نمیدونم
جنده!
پایان

قسمت 45 تمام شد

این آخرین قسمتی بود که امروز بدون حساب می‌تونستی بخونی برای قسمت بعد فقط یه حساب بساز؛ کمتر از یک دقیقه و بدون هیچ هزینه‌ای. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 46

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی دنیای ربات های جنسی
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت