دنیای ربات های جنسی قسمت ۴۳ از ۵۰۴۷ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹ صفحه‌ی ۴۰ صفحه‌ی ۴۱ صفحه‌ی ۴۲ صفحه‌ی ۴۳ صفحه‌ی ۴۴ صفحه‌ی ۴۵ صفحه‌ی ۴۶ صفحه‌ی ۴۷
43
چرا اونجا
وایستادی؟
اوووف
دارم فکر میکنم
تموم شد
کمربندشُ بستم!
واایی...
عوووه
ترسوندیم
چرا هنوز شقه؟
یه خواب
عجیب دیدم
چای میخوری؟
پووف
نه
عووخ
نمیخورم
هع
عووم
آع
هاه؟
چی؟
هیچی... به یه
چیز بد فکر کردم
هووم؟
ولش کن
جومسون
آه
بس کن...
چت شده؟
من خیلی خسته‌م!
همم
آه
عالیه
وایسا
تا کی میخوای
ادامه بدی؟
عاع
عاغ
عوه
هاااه
عاع
هااع
عاخ
بسه!
الانه که آبم بیاد!
چطوره
ارباب؟
عووم!
فکر کنم از
این فاصله هم
بره توم!
انگشتمُ نخور!
هااه
چرا اینکارا
رو میکنی؟
یکم دیگه
یکم زانوهاتُ
خم کن!
از دستم عصبانی هستی؟
بهت گفتم این نقش
خیلی خطرناکه!
هاه؟
آره... نقشامون...
درسته
یه جوری شدی
چی!؟
عاع!
چرا اینقدر چای
آلبالو اینجاست؟
نخوریشون همه
خراب میشن!
یکم برات درست
میکنم، بخورش
و بگیر بخواب
من خوردم
عوخ
تو هرچقدرم
میخوری برات
کافی نیست
شق‌تر شو!
عووآااه
چیکار میکنی؟
چرا اینجوری
میشه!
عاع
بیا عشقم
آه
مرسی!
فوتش نکن
بسلامتی
تصمیمتُ
گرفتی؟
طبقه‌ی دوم کافه
هنوز خالیه، نه؟
تنها جای خالی
همونجا بود
به بقیه گفتی؟
گفتی میخوای از کار
استعفا بدی و شرکت
خودتُ راه بندازی؟
به کیونگ‌هون گفتم
مدیر کیم هم...
انگار با این
عضو جدیدمون
دوست شده
چی!؟
برو یکم بخواب
فردا باید کلی کار کنی
باشه
بست
عوووه
خیلی خسته‌ام
اگه بخوایم با
سناریوی تو جلو بریم
آره، شانس
آوردیم
بگا میریم
این بارم کائنات
کمکمون کرد
فکر میکنی زنت
نمیدونه من و تو
از اینکارا میکنیم؟
اگه فکر کنی بویی نبرده
باید خیلی احمق باشی
نمیدونم... ولی اینکه
موقع خیانت گیر بیفتی
خیلی فرق داره
هووو...
انتظارشُ داشتم...
چون انسان نیستم...
زیاد نگران
نیست، نه؟
نه، نه، حرف من
این نبود که بخاطر
ربات بودنته
تو فقط یه کوچولو
با انسانها فرق داری
یعنی خلقت انسانی
با خلقت خدا فرق داره دیگه
البته اینم سندیتی
نداره ولی در کل
تو هم شبیه انسان
نیستی..؟
چی میگی؟ مگه من
گفتم میخوام شبیه
انسانها باشم؟
من یه اندرویدم
یه ربات خونگی باهوش
به خدا اعتقاد داری؟
جان!؟
خب... به کی
باید بگم خدا؟
کسی که منُ ساخته؟
اربابم؟
کسی که
عاشقمه؟
دنیای ربات‌های جنسی
پس تو و
هائه‌جون...
هی
اوووف
اگه جواب بدم
بگا میرم
نه، الان تو و
آیونگ با همین؟
این جنده
چه میگه؟
نه
خب، مطمئن نیستم
خیلی شجاعی
یهویی اومدی
خونه‌ی یه مرد
غریبه!
تو...
از امروز دوست‌پسرمی
فهمیدی؟
عاع
اوه خدا!
حتماً باید اینجوری
بگم تا بفهمی؟
چرا اینقدر خشنی؟
این پسر کار اشتباهی نکرده!
بسه!!!
اگه قراره اینجوری
رفتار کنی، هائه‌جون
براش بهتر بود!
هی!
الی!
هیچکس واسه اون
بهتر از من نیست!
من از هائه‌جون
خیلی بهترم و تو هم
نمیتونی علیه‌ش حرفی بزنی!
کی، تو؟ دختری که
تحقیرش کرد، ترسوندش
و بهش تجاوز کرد؟
فهمیدم، پس تو
اون جنده‌ای بودی
که اونروز تو راه‌پله
چرت و پرت میگفت!
واو، بالاخره خود
واقعیتُ نشون دادی
خیلی بدجنسی!
بچه‌ها...
دعوا
نکنین!
وااا...
میگم دعوا نکنین!
هووف
عوووف
فاااک!
عووآااه
عااایی
وااااع
خوبی؟
خوبی؟
باشه!
چرا اینجوریه؟
ها؟
چرا!؟
با اینکه حامله نیستی
ولی با این شکم وقتی
میفتی آدم نگران میشه!
نه، فقط کیونگ‌هون
گفت زیاد آب نخورم
و منم خیلی
خوردم
چرا خودت
بهش آب نمیدی؟
از عمد نبود که
وایستین
عوووپ!!
معلومه خیلی
خوردی!؟
همش دنبال جلب
توجهه، نه؟
سرور اصلی یه
تصمیمی گرفته
خانوم آیونگ
تو هم
تست کردن منو
قبول میکنی؟
ها؟
من یه بار
تست دادم، لازمه
بازم بدم ؟
اگه یکی از تست کننده‌ها
نباشی نمیشه با هم اینجا باشیم!
یعنی، با
اومدنت...
فقط یکیمون...
میتونه اینجا بمونه؟
فهمیدم...
میخوای از
شر من خلاص
شی، ها؟
ازحالا...
به من بگو
آیونگ
آیونگ...
پس یعنی قبوله؟
باشه، باشه!
ادامه دارد...
.....
پایان

قسمت 43 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 44

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی دنیای ربات های جنسی
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت