دنیای ربات های جنسی قسمت ۳۲ از ۵۰۴۸ صفحه
مهمان · قسمت ۲ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹ صفحه‌ی ۴۰ صفحه‌ی ۴۱ صفحه‌ی ۴۲ صفحه‌ی ۴۳ صفحه‌ی ۴۴ صفحه‌ی ۴۵ صفحه‌ی ۴۶ صفحه‌ی ۴۷ صفحه‌ی ۴۸
32
زیادی بدن نما نیست؟
چرا همچین
چیزی خریده؟
این قسمتش
کاملاً کش اومده
اوه نه... هیچی
حس نمیکنم
پس...
حرکت خاصم...
فایده‌ای
نداره...
راست کرد
نمیشه اینجوری
بپوشمش
بیخیال!
برین بیرون!
هاااا
جیغ میکشه!
ها؟
هیچی!
خوش اومدین!
باشه
همم؟
ببین چقدر کیوت شدی!
خوشحالم اینُ برات خریدم
مطمئن بودم
بهت میاد
مرسی
هی، تو چرا لباسایی
که من برات میخرم
رو نمیپوشی؟
هه هه،
جومسون منو
بیشتر دوست داره
نوشیدنی میخواین؟
سر کار کلی
کیک خوردم!
آهه
امشب ماساژ نمیخواد
صبح زود بیدارم کن
عشقم، فکر کنم
امشب دندون
قروچه کنم
باشه، من امشب
تو پذیرایی میخوابم
شام چی داریم؟
کیمچی
میشه یکم
الان بخورم؟
امروز فقط
کیک خوردم
آره، الان
حاضرش میکنم
عزیزم، از شوهرم
خوشت نمیاد؟
بهت استرس میده؟
نه نه
مشکلی نیست
مگه میشه
هاهاهاها
راستش یه
مشکلی هست
اون شب...
آه
اوه
بعد از اون شب
حتی یه بارم
نگام نکرده
زحمت شد برات
خودم میریختم؟
تو بشین
بهت میاد!
جدی میگم!
اگه حرفی
نزنی...
کمتر ازت
بدم میاد...
بیا بخورش
کلی سیر ریختم توش
کار اشتباهی
کردم...!؟
خندیدی؟
جان!؟
نه، امکان نداره
پس چرا
نمیخندی؟
پیش کیونگ اوک
همش میخندی
هوش مصنوعی من
خیلی منصف و
بی طرفه
من تفاوتی بین
تو و خانوم نمیذارم
جدی!؟
خب، فکر کردم بخاطر
اون ورزشای سختی که
بهم دادی حتماً ازم متنفری
شاید بخاطر اون
اتفاقی که افتاد
اینجوری میکنی
کدوم اتفاق؟
ده ثانیه بیشتر
آاااه!
حالا کونتُ
بیار پایین
همینطوری نگه دار
خوبه
جومسون
وزنتُ ننداز روم!
تاثیرش توی
همینه
خیلی طاقت
فرسا بود
آه
اوه
عوممم
هممم
من خوشم
اومد
اوه...
ارباب
فوق حشری
ارباب
لخت
چرا همش این ویدیوها
برام میاد!؟
خوب بود!؟ فکر
کدم واسه سلامتیم
اون ورزشا رو بهم دادی
ها؟ ورزش میگی!؟
همش واسه اینه که
یه زندگی طولانی و
شالم داشته باشی
واسه همین
من اینجام
مرسی
اورژانسی
ها؟
ها؟
ارباب
باید برم بیرون
زود برمیگردم
چی!؟ بیرون؟
واسه چی؟
کجا...!؟
بخاطر مسائل امنیتی
نمیتونم حرفی بزنم
آه
با این نمیتونم
برم بیرون
ها؟
چرا لباستُ
عوض کردی ؟
بهت میومد
ولی اینم
بهت میاد
خوشگل شدی
مرسی
ها؟
آقا
ممکنه نتونم
به موقع برگردم
پس...
چی؟
وقتی غذات تموم
شد ظرفا رو بذار
تو سینک!
فقط بذار تو
آب خیس بخوره
باشه
اوه...
اینجان
برمیگردم
دنیای ربات‌های جنسی
کیونگ هون؟
خوبی؟
قشنگه، نه؟
لباسم بهم
میاد...
چرا اینجوری
شدی...؟
این لباس یه
زنه، نه؟
چی شده؟ وقتی
داشتی میرفتی
اینجوری نبودی
کلی اتفاق
افتاده...
آه...
آه!!؟
هی...
هی...
چیکار میکنی؟
ها؟
چرا اینجوریه؟
انگار تو یه جنگ
شکست خورده
مثل تسلیم شدن
ناپلئون تو نبرد...
کی اینکارو باهات کرده؟
روسیه بود؟
هائه جونگ بود؟
نگو که آیونگ بود!؟
آه!
آره... حالا که
فکرشُ میکنم تو
یه روز با دو نفر بودم
چی...؟
دارم با خودم
چیکار میکنم!
دونفر تو یه روز!؟
میلرزه
ها؟ ولی تو آیونگ
و هایه جونگ از کجا میشناسی؟
چیزی هست ندونی!؟
واقعاً همیشه
دخترباز بودی؟
دختر باز؟
ها...
شاید
شاید واسه همین
دوتاشون ردم کردن
ها...!؟
شاید دارم واسه
همین تنبیه میشم
خب، قبل از من...
ارضا شده
حالا چیکارش کنم!؟
حالا
لازم نیست ناراحت شی
بریم دوش بگیریم
و همه چی رو برام
تعریف کن
آااخ!
بیا
ولم کن!
اگه یکم دیگه بکشیش
بگا میرم!
ادامه دارد...
پایان

قسمت 32 تمام شد

بدون حساب، امروز ۱ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 33

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی دنیای ربات های جنسی
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت