قسمت 29
مطمئنیبا
شکم خالی مشکلی
برات پیش نمیاد؟
آره
مشکلی نیست
از فروشگاه یه
چیزی میخرم
اینجوری اصلن
راحت نیستم
نـــه
من فقط ناراحتم
که نمیتونم بیشتر
باهات باشم
جدی..؟
داری خجالتم میدی
عمم
چیه؟
نمیدونم کی
دوباره همدیگه
رو میتونیم ببینیم
پس...
یه بار دیگه
بوسم میکنی؟
اینجا؟
مشکلی
نیست
آبجیام اینجا
نیستن
وایسا میا
زیادی نزدیک شدی
آه
اینقدر برات سخته؟
اگه اینجوری
بهم فشار بیاری
چارهای ندارم
به همین...
راضیام
من رفتم!
بهم زنگ بزن!
باشه
چرا
حس میکنم
شخصیتش از بار اولی که دیدمش...
خیلی عوض
شده؟
اون به کنار
هنوز ناهار نخوردم
عووف
بهتره برم یه
چیزی بخورم
چطوری
جوون
واایی
یوآه نونا!
کی رسیدی؟
همین الان
ناهارت با
میا خوب بود؟
آره
یعنی مارو دیده؟
تو چی؟
چیزی خوردی؟
من؟
مگه کسی دیگه ای
اینجا هست؟
چرا اونجوری
میکنه
من؟؟
مشخصه همه
چی رو دیدی!
نه
هیچی ندیدم
عاع
پس چرا اینجوری
حرف میزنی!؟
مگه چطوری
حرف میزنم
حرومزاده!؟
عاع، صبرکن!
ممه!
ممه!
بخورش
چون بهت اجازه دادم
سریع با میا ریختی
روی هم
سه اوه، تو
خیلی پرانرژی
هستی،نه؟
میا از من
پرانرژی تره!
پس ما
رو دیدی!
خب، حس خوبی داشت
عاااع
تماشا کردنش
لذت بخش بود
خیلی عشقولانه
به همدیگه نگاه میکردین
انگار داشتم
فیلم میدیدم
تماشای زندگی عاشقانهی
جوونا بهترین حسه
اینکه ببینم میا
میتونه اینجوری باشه
به عنوان خواهر بزرگترش
لذت بخشه
مگه نه
سه اوه؟
نمیدونم
ولی...
منم فکر میکنم...
این شخصیتش
خیلی کیوته
آره،موافقم
حالا بیا برگردیم
و نقش آدمای سختکوش
رو بازی کنیم
تا سوجین نیومده
امروزم کلی
وسیله داریم
امروزم کلی
وسیله داریم، نه؟
ترسوندیم
سلام
رییس سوجین
چرا اینجایی؟
من که بهت
زنگ نزدم بیای
از دور
دیدمت
میخوای برم؟
شوخیت
گرفته؟
اینا رو بیار
داخل اتاقم
باشه
بنظر
سنگین
میان
هر بار که
میره بیرون
تمام این کیسهها
رو با خودش میبره
با این سایز کوچیکش
خیلی قویه
نظافت تموم شد؟
آره، هم صبح
همعصر شرکت رو
نظافت کردم
اون کاغذایی که
ازت خواسته بودم چی شد؟
باید یه بار
دیگه چکش
کنم
همم
راستی، تا
حقوق اولت زمان
زیادی نمونده،نه؟
درسته
تونستی یه
ماه دووم بیاری
با اینکه
خیلی سخت بود
منظورت اخطاراییه
که بهت دادم؟
فکر کنم کارم
منصفانه بود
جدی میگی؟
میدونم
به هرحال
میخوای با اولین
حقوقت چیکار کنی؟
عمم
راستش براش
برنامهی خاصی...
ندارم
در ضمن ،بعد از
اینکه اجاره و هزینهی تحصیل
و غیره رو بدم چیز
زیادی ازش باقی نمیمونه
کارخاصی هم
نیست که بخوام
بکنم
اینا به
کنار...
باید یه مقدارش
رو به خودت پس بدم!
خوبه که یادته
باید بهم حقوق بدی
زبون بازیا
هاهاها
میدونم خیلی
این حرف رو زدم
ولی وقتی گفتم
اخطارایی که بهت
دادم منصفانه بود
جدی گفتم
یعنی
تو و آبجی باید
یاد بگیرین که کار
شوخی نیست
میدونم خیلی سختکوشی
من خیریه
ندارم
ولی این بار
بیخیال اخطارایی
میشم که بهت دادم
خیلی
ممنون!
هرچند....
ممم
نمیدونم بتونم
این درخواست رو
ازت بکنم یا نه ولی...
یعنی این به
کار مربوط نیست
چطوری بگم
به کار مربوط نیست؟
زندگی فقط
کار نیست
معمولاً وقتی میخوان
خارج از ساعت کاری ازت
حمالی بکشن اینجوری میگن!
تو...
توی مشروب خوردن
خوبی؟