قسمت 23
هاع
هاااه
زودباش بکن توم
بذار عشق کنم ❤️
حس میکنم
یه چیز مهم رو...
فراموش کردم
حالا هرچی
مهم نیست
چی بشه...
اوه؟
داره میره توم!
مسئولیتش رو...
هااع
میپذیرم!
دوباره♥
توی شکمم
حسش میکنم!
کیر این پسر
یه هیولاست!
فوقالعاده ست❤️
با نالههات حشریترم
میکنی...
قابلی نداره
تازه میخوام کاری
کنم بیشتر از اینا
حال کنی
داره میاد
هاااع
آقای سهاوه!
آه!
درسته!
میشه بیای
بیرون حرف
بزنیم؟
رییس سوجین!
آاع!
در چرا قفله؟
آبجی، داخلی؟
آبجی!!
چیه؟؟
چرا در رو
قفل کردی؟
سه اوه
داخله؟
وسط کارم
واسه همین قفلش کردم!
بهت که گفتم
سه اوه پیش من میمونه!
اینهمه وقت!؟
دو ساعت با یه
کارگر پاره وقت
چیکار داری؟
نکنه دارین
بازی میکنین؟
چی؟!
چون دهن داری
معنیش این نیست
هرچی بخوای میتونی بگی!
فکر کردی
کی هستی؟
مگه من
زیر دست توئم؟
قراردادی بستی
که حتی بهش
نیاز نداشتیم
خودت بریدی
خودت دوختی
حالا که دارم
اضافه کاری میکنم
غرم میزنی؟
جز اینکه به من
دستور بدی چه
کار دیگهای کردی؟
این پسر پیش من
میمونه تا حرف بزنیم
و سر حال بیارتم
چرا سر همین
باز اومدی غر میزنی؟
چون رییسی
فکر نکن میتونی
بهم زور بگی!
مگه به یه کارگر
پاره وقت چقدر
کار میدن؟
نونا
آروم باش
میدونم امروز
خیلی مودی بوده
ولی...
اینقدر
عصبانیتش...
مشخصه استرس
زیادی روشه
تموم شد؟
میگم...
داد و بیدادت
تموم شد
این وضعیت
اصلن خوب نیست
هردوتاتون
آروم باشین!
ببخشید رییس
فقط امروز
یوآه نونا خیلی
استرس داره
منم متوجه
گذشت زمان نشدم
حداقل میتونستی
بهم خبر بدی!
درسته
واقعاً
متاسفم
عذرخواهی
باید رو در رو
انجام بشه
در رو باز کن
باشه...
یه دقیقه وقت بده
نه
سه ثانیه
وقت داری
قبل از اینکه
در رو...
بشکنم!
یک
دو
هان
سه
......
میا؟
چرا به این
زودی برگشتی؟
مگه تمرین
نداشتی؟
عاع!؟
خب...
آبجی سوجین
اینجا چیکار
میکنه؟
نمیتونم حقیقت رو بگم!
اگه بفهمه بخاطر
سه اوه اوپا تمرین
رو پیچوندم ...
منُ میکشه!
باید...
یه دلیل دیگه پیدا کنم!
حالم خوش نبود
زود برگشتم!
بازم نباید قبل
از اینکه بهم خبر بدی
تمرین رو بپیچونی!
ولی...
چون...
فکر میکنی
چرا زنگ نزده؟
چون...
گوشیش رو
گرفتی جنده خانوم!
زود اومدین
بیرون
کارتون
تموم شد؟
اصلن میشنوی
چی میگی؟
قبل از اینکه غر بزنی
ایمیلت رو چک کن
خیلی وقت پیش
برات فرستادمش!
سلام
اوپا
سلام!
امروز
خیلی گرمه
آره
قبل از اینکه
من بیام اتفاقی افتاد!؟
آره
آه
آقای سه اوه
بله؟!
دو
دو بار بهت
هشدار دادم
میدونی که اگه
سه شه چی میشه؟
چرا به کسی
گیر میدی که
ربطی به ماجرا نداره!؟
ربطی نداره؟
اشتباه نکن!
فکر میکنی چرا
اینهمه راه تا این
بالا اومدم؟
فکر کردی نمیدونم
دعوا راه انداختی تا
مخفیش کنی؟
باید کارت
رو جدی تر بگیری
نمیتونی مثل حیوون
خونگیت باهاش بازی کنی
میا اومده
تو میتونی بری
میا، زودبیا پیشم
ها؟ باشه!
بذار برات
روشن کنم
فکر میکنی خوشم
میاد مردم رو با از
دست دادن شغلشون
تهدید کنم؟
پس قبل اینکه غر بزنی
به نتیجهی کارت فکر کن
میگن قبل اینکه کسی
رو واقعاً بشناسی باید
یه عمر باهاش وقت بگذرونی
امیدوارم بتونم
بشناسمت
فردا میبینمت
اگه سه تا
هشدار بگیره...
اخراج میشه؟
نباید...
این اتفاق بیفته!
آره
وقتشه من
پا پیش بذارم!
شاید!؟