دیلدو قسمت ۵ از ۶۶۲۷ صفحه
مهمان · آخرین قسمت امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷
5
میخوام همین الان بمیرم
صبح بخیر این اخبار بی بی سی است
کاش همین الان یه شهاب سنگ
بخوره زمین یجوری از بین برم
حالا درباره ایران...
اسباب بازی...
این ویدئو به دستمون رسیده
از نحوه آشنایی جوون هاشون
با تنفگ اسباب بازیه...
هاهاهاهاها
فکر کردم گفت...
گفتم صبح پاشم از خواب
حتما اوضاع حل میشه...
پاران کی میری
سرکار؟؟؟
ولی نه بازم همون وضع بود...
امروز میدونی که
تعطیلم...
عه که اینطور
من...
آره درسته...
باید تموم روزو باهاش بگذرونم؟
خیلی سخته روم نمیشه
ولی کص دادن چرا انقدر درد داره؟!
دیلدو
مترجم: LichKing
دارم گیج میشم
فکر کردم این موقتیه
ولی معلوم نیس بدنامون کی برگرده
هیچ راهی نیس که زودتر خلاص شیم
کی فکرشو میکرد
یه روزی اینطوری شه
اصلا نمیدونم
ممکنه درست شه یا دیگه نه
امیدوارم بدنامون زودتر برگرده
زندگی در بدن سولا...
به زمان نیاز دارم تا باهاش کنار بیام
ولی اگه نتونم چی؟؟؟
اگه بدنامون برنگرده و منم
نتونم با بدن سولا زندگی کنم چی؟؟؟
چه اتفاقی برای...
جین کیونگ درونم میفته؟!
من یه احمق و
از خود راضی بودم
فکرمیکردم برگردوندن
بدنم خیلی راحته
پس بیا دیشب رو
بازسازی کنیم...
وقتی به بدنامون برگشتیم
بیا وانمود کنیم که این
اتفاق نیفتاده...
فرض کن مثل یه رویای عجیبه
البته بیشتر شبیه کابوسه
یه کابوس خیلی خیلی ترسناک
واقعا اینارو من گفتم؟؟؟
وای گند زدم
همش زر مفت زدم
دیگه روم نمیشه سولا رو ببینم
ولی نمیشه
باید بهش زنگ بزنم
آره فعلا تنها کسی که میتونم
بهش اعتماد کنم اونه
هی یونی...!
میخوام برم تمیرن کنم
دوست داری توهم بیایی؟؟؟
آره تمرین خیلی خوبه
ولی...
حالم اصلا خوب نیس
معدم درد میکنه
برو مزاحمت میشم الکی
یونی!!!
منو ببخش
زود دربارت قضاوت کردم
هاااا...؟
بعد انجام کار دیروزت
تازه نشستم با خودم فکر کردم...
چیییییی؟؟؟
و فهمیدم تو هنوزم
اون حرومزاده رو دوست داری
بابا خفم کردی
راستش خواستم ولت کنم
ولی وقتی دیدم داری خودارضایی میکنی
اونم با یادش...
یعنی معلومه
هنوز دوسش داری
وا..وایسا ببینم...
یعنی اون الان به
این نتیجه رسیده؟؟؟
اون یه احمقه
ولی اگه دوسش داری...
من ازت حمایت
میکنم...
امممم پاران...
یونی من همیشه کنارتم
پاران...صبرکن...
خجالت نکش
و لازمم نیس ازم تشکر کنی
این خیلی بده
نه این افتضاحه
نمیتونم تو این بدن زندگی کنم
تنها کسی که میتونم بهش تکیه کنم
فقط اونه...
عجب هوای کیری
پس تو نمیخوای
زنگ بزنی؟؟؟
لعنت بهت
فکر کردم تا الان باید
دیگه زنگ میزدی
یعنی به فکرم نیستی...
شاید من باید بهش زنگ بزنم
گور باباش یا اون اول زنگ میزنه
یا دیگه منو بکشن بهش زنگ نمیزنم
الو اوپا...
اوپا کیه؟
کی پشت تلفنه؟؟؟
عیون سونگ
سانباعه؟!
سانباعه؟؟؟
اه...هاهاهاهاها
نه منظورم همون عیون سونگ...
چته تو مرد؟
هنوز ناراحتی؟؟
آخه دیروز داشتی عر میزدی
ازینکه از سولا جداشدی
هاهاها
نه بابا من خوبم نگران نباش
کیونگ بعد کات
ناراحت شده؟؟؟
لی عیون سونگ بهترین
دوست کیونگ اوپاس
ولش کن داداش
زیاد ناراحتش نباش
ولی حدس بزن
برات چه برنامه ای ریختم؟
نه اصلا حال این یکی
رو ندارم...
چه برنامه ای؟!
امشب بیا پارتی
خودت بقیشو میفهمی
یه جمله ای هس که میگن
یه دخترو با یه دختر دیگه فراموش کن
پس منتظرتم...
چی؟! پارتی؟؟؟
هنوز دو روز از جداییمون نگذشته
چطوری میتونه همچین غلطی کنه...
بیشتر شبیه یه کابوسه
یه کابوس خیلی خیلی ترسناک
آره همش یادم میره دیگه رابطه نداریم
حتی باهم دیگه حرف هم نمیزنیم
ولی فکر کردن
بهش اذیتم میکنه
آخه چرا باید برم پارتی
پارتی؟؟؟!!!
اوپا الان برا من
یه غریبس
مگه نه؟!
من میام...
آخرشم نتونسم به سولا زنگ بزنم
اول باید سو تفاهم پیش اومده رو
با پاران برطرف کنم
ولی...
الان...
یه اتفاق بد
برام افتاده...
یه اتفاق اورژانسی...!
ادامه دارد
مترجم: LichKing
پایان

قسمت 5 تمام شد

این آخرین قسمتی بود که امروز بدون حساب می‌تونستی بخونی برای قسمت بعد فقط یه حساب بساز؛ کمتر از یک دقیقه و بدون هیچ هزینه‌ای. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 6

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی دیلدو
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت