.23.
باورم نمیشه اینکارو
با سولا سانبای کردم
خیلی احساس
بدی دارم
ولی چطور میشه آخه؟
منظورم اینه با چشمای خودم دیدم
پس چاره ای جز باور کردنش ندارم
حالا که حقیقتو میدونم...
هیچکاری نکن
قول میدم از رابطشون
محافظت کنم
هاااا...؟!
این سروصدای چیه؟
لعنتی از کنجکاوی
دارم چه غلطی میکنم؟!
میمی هامو بمال
چطور میتونن
اینکارو تو ماشین
انجام بدن
فکرکنم جیغ زدم...
بهترین کار اینه
وانمود کنم که رد شدم
سلام؟
این همه سروصدا چیه؟
بهت گفتم دارم
تمرین میکنم
منظورت ورزشه؟!
صدات درنیاد
و تکونم نخور
باشه
خب میگفتی
هیچی فقط منم
درجریان کارات بزار
متاسفانه ماه داره
ناپدید میشه
فکرکنم باید منتظر
ماه بعدی باشیم
پس یعنی تموم حرفات
با شکست مواجه میشه
همش تقصیر یه
متغیر بود
به من ربطی نداره فقط
سریعتر تمومش کن
وگرنه سه سال گذشته به هیچ وجه تموم نمیشه
یادت رفته برای کیا داریم
از این مزخرفات عبور میکنیم؟
یچیزی هست که
مدام منو آزار میده
دروغگو
شرمنده تماس
کاری بود
خب...
کجا بودیم؟
دیلدو
مترجم: LichKing
اوپا حس
عالی داره
وایس!
میگم وایس!
یلحظه وایس...!
یواش تر
مشکل چیه؟
درد داره؟
بهت گفتم اگه
دردت میاد بهم بگو
اوپا...
هوف...آره
ما بازم برگشتیم
اصلا چرا این خوابو میدیدم؟
نکنه باز برگشتم بدن اوپا؟؟
انجامش با اون...
بو کشیدن*
هاااا...؟!
آخیش الان
شد یچیزی
خیلی سخته خودت
درست کنی؟
آخه...
لطفا با کامنت گذاشتن به سرراست و مترجم ها انرژی بدید
یه راز درباره رامن...
وقتی یکی دیگه درستش کنه
اینجوری خوشمزه تره
میدونی فقط میخوام
همینجا بکشمت
آروم باش پاران
فردا میخوای بری حموم؟
دوست دارم ولی...
ولی چرا؟!
خر هفتس مگه با
کیونگ هو سانبای
قرار نداری؟
موضوع اینه که
اخیرا خیلی دیدمش
انگار رفتم
تو وجودش
ولی این فرصتیه که
بیشتر با تو باشم
پاران عزیزم
دلم برا میمی هات تنگ شده...!
درسته...
میمی هام...
هی گمشو اونطرف
لااقل ارزش امتحان
کردن رو داشت
من ظرف هارو
میشورم
این شد سولایی
که میشناختم و
دوسش دارم
پاران میتونم
ینفر رو بیارم؟
کی؟؟؟
میشناسیش...
از سرکار برگشتم بهم بگو
و به خودتم مربوط میشه
من که اهمیتی نمیدم
هاااا...؟
عجب!
نمیدونم چطوری همه
اینا اتفاق افتاد
ولی...
من بالاخره برگشتم
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com