.25.
صبح به این زودی
داری چیکار میکنی؟
نمیتونم بیخیال بگیرم بخوابم
باشه ولی...
میتونی مثلا تو اینستا
یا هرجای دیگه بگردی
همین برام کافیه
ببین چقدر شق کردی
بعد انتظار داری
نادیده بگیرم
بعلاوه
انجامش تو صبح...
یه حس دیگه داره
چقدر پر انرژی
خیلی وقته بخاطر سکس
ازخواب بیدار نشدم
همش بخاطر شاش بوده
اههه خیلی خوبه
خیلی بنظر میرسه
ولی...
این کافی نیس
هاههه!
آرههه!
تلمبه زدن*
بیشتر چشمم دنبال
اون دختره سولاس
هاههه!
اوففف!
تو باعث شدی
منم انرژی بگیرم
اههه آرههه
حس خوبی داره
ترتیبمو بده
هاههههه!
مدتی میشه همچین
احساس خوبی نداشتم
اوپا اونقدرام سخت نگیر
خب چیکار کنم
خیلی وقته سکس نداشتم
اگه نفست بند اومد
برو بیرون
برای چی؟
چیییییی؟؟؟
چیه بابا تفریحی میکشم
میشه...
ازت یه لطفی بخوام؟
کمکم کن سولا رو بببینم
فقط یبار
واقعا خیلی برام مهمه
قول میدم یه دقیقه بیشتر طول نکشه
یعنی همه اینا
بخاطر سولا بود؟
متاسفم ولی آره
من درمورد زندگی شخصیم
برا یه شب صحبت نمیکنم
تروخدا گوش بده
این قضیه خیلی برام مهمه
اوپا
چون سکس خوبی داد
در این مورد به سولا
چیزی نمیگم
ولی دیگه پررو نشو
داری کم کم
اذیتم میکنی
هاااا...؟!
کوبیدن در*
چرا...
همچین کرد؟
تا حالا...
اینجوری ضایع نشدم
دیلدو
مترجم: LichKing
بردار لعنتی
بردار...
یعنی هنوز خوابیده؟؟؟
آره بخاطر دیروز انقدر
دوییدم بدنمو خسته کردم
اونی عجله کن
با..باش
همش میگی باش
بیا بیرون دیگه
باشه باشه اومدم
میتونی بعدا...
چه عجب
تشریف آوردن
صبح بخیر
سولا...
سولا سانبای
سلام...مینجی
باز بدبخت شدم
آره خلاصه داشتم میگفتم
راستی از وعده های
غذاییت کم نمیکنی؟
نه
فکرکنم ماه مه سال
گذشته باشه....
خوشمزه بنظر میاد
ولی عصبیم چون
به سختی میتونم
چیزی بخورم
دوست نداری؟
اونموقع اولین بار
تو زندگیم بود که
خانواده دوست پسرمو
ملاقات میکردم
اون لبخند ملایمی داشت
و کلماتش محبت آمیز بود
بخاطر اون همیشه
احساس راحتی میکردم
ولی اوپا بنا به دلایلی
هنگام حرف زدن خجالت میکشید
نه پدر، هرگز!
شکی نیس که
آدم خوبیه
زندگی جنسیتون
چطوره؟
پوففف!
جااااانم؟؟؟
خجالت کشیدن*
یعنی این برا یه پدر
و پسر عادیه وسط
ناهار درباره همچین
چیزی صحبت کنن؟
عجب!
ببخشید میدونم نباید
همچین سوالی بپرسم
فقط خیلی نگران بودم
نه اشکالی نداره
چرا باید نگران باشه؟
درکل زندگی جنسیم عالیه
میشه گفت باورنکردنیه
از شنیدنش
خوشحال شدم
تو باید...
همیشه کسی رو که
دوست داری راضی کنی
دوباره اون
لبخند ملایمش
ولی یچزی عجیبه
اولین باره با
سانبای میام حموم
ههه خجالت میکشم
مگه با ملکه میخوای
بری حموم که خجالت میکشی
راستی شنیدم میخوای
به ما ملحق بشی
باید اولش تو و سولا
به هم نزدیک بشین
عامم...
من و سانبای؟
چرا داره سرخ میشه؟
مگه چیز عجیبی گفتم؟
از کی تاحالا انقدر باهم
دوستانه برخورد میکنین؟
اونی چیکار میکنی؟
پس چرا
لخت نمیشی؟
هاا؟ اها آره الان
سریعتر عجله کن
حتما شوخیه
دیگه ها؟؟؟
باورم نمیشه
من اینجا چه غلطی میکنم
شاید این اولین بارشون نباشه
که میان حموم
ولی برا من...
اولین باره
اونم حموم زنونه
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com