قسمت 51
آقای جانگ
مستقیم میرفتیم خونه
چرا من رو تا اینجا کشوندی؟
سوراخ
زن
گلفباز
آاع
سلام پدربزرگ
خفه
هان
این سوجون
پارکه!!
سلام آقا
سلام، خوشحال شدم
بالاخره دیدمت
منم از ملاقاتتون
خوشوقتم آقا
شما دوتا
ازدواج کردین؟
بابابزرگ!!
چی؟!
نه...نه
فقط داشتیم حرف میزدیم
جدی؟ چرا کشش میدی؟
اگه دوستش داری
بگیرش!
از دیدنت
خوشحال شدم
موندنم فقط شما
رو معذب میکنه
حداقل یه
چایی میخوردی
تو شاید بیکار باشی
ولی من سرم شلوغه
تخم سگ
ترسناکه
میای خونه؟
آره
از آشناییت
خوشبخت شدم
خانوم پارک
باشه
منم همینطور آقا
تنهایی نیا
حتماً خانوم پارک
رو هم بیار
باشه
بابابزرگ
اگه تنها بیای
پرتت میکنم بیرون
بای بای!
بیا بریم
ببخشید سوجون
سوپرایز شدی، نه؟
باید زودتر بهت میگفتم
اوه نه
انگار خیلی
عصبانیه
طبیعت آدم اینه که
وقتی شهرت رو از دست میده
درد بیشتری رو تجربه میکنه تا
وقتی که واقعاً درد جسمانی داره
من نمیخوام همچین
چیزی رو تجربه کنم
مبلغ انتقال: 200/000
مالک حساب: جونگو پارک
نتیجه انتقال
جزئیات تراکنش
بردار دیگه
عوضی!
الوو؟
سلام، شما
اینا یو هستین؟
تو کی هستی!؟
منم، یری!
کی؟؟ شمارهی
من رو از کجا آوردی؟
ببخشید، میخواستم
زنگ بزنم ازت عذرخواهی کنم
الو؟
سالها گذشته و هنوز
صدات حالم رو بهم میزنه
من واقعاً متاسفم
چی باعث میشه من
رو ببخشی؟ میشه همدیگه
رو ببینیم؟
نه، نمیخوام قیافهت رو ببینم
چیزی که میخوام اینه که بری
توی رسانهها ازم عذرخواهی کنی
چی؟!
کلی آدم دیگه هم
گزارشت رو دادن
اونا هم همین رو میخوان
میدونم کارای درستی
نکردم ولی اون موقع
جوون و جاهل بودم
هرکاری بخواین میکنم
تا من رو ببخشین، لطفاً
بیاین حضوری همدیگه رو ببینیم
اگه بیایم چی عوض میشه؟
دردی که بهمون تحمیل کردی
التیام پیدا میکنه؟
قبل از من برو
از سوجون عذرخواهی کن
اون بزرگترین قربانی توئه
اینجوری نکن
خیلی وقته
ندیدمت سوجون
سلام ایننا!
نمیدونم چطوری ولی
یه روز پیدام کرد
وقتی داشتیم حرف میزدیم
گفت یه دوست قدیمی
زندگیش رو نابود کرده
منم درجا فهمیدم
منظورش کیه
چون تو منم
آزار داده بودی
اون از همه چیز
دست کشید، حتی گلف!
گفت قبل از اینکه خودکشی کنه
میخواسته یه بار دیگه من رو ببینه
من خیلی ناراحت شدم
واسه همین همهی قربانیات
رو جمع کردم
سوجون کلی ازت
مدرک داشته
جنده!
یری!
چیه؟
خبر فوری
بری نا توی مدرسه یه زورگو بوده!
معشوقهی مادر یری نا
یری نا، سواستفاده از قدرت!؟
یکی از قربانیان یری
یک بازیکن گلف معروف بوده
مادر و دختر یه زندگی رو نابود کردن
چطور این اتفاق افتاد؟
حرومزاده!
از حالا باید
خیلی مراقب باشه
بخاطر استرس زیاد غش کرد
باید مراقبش باشی
مامان!
هان!
خوبی مامان؟
زودباش به
سانگووک زنگ بزن