قسمت 17
سوراخ زن
گلف باز
یری کی برمیگرده خونهش؟
سوجون
تو دوستش نداری؟
نه
اینجا که خونهی اون نیست
از اینکه تو و
بابا رو تحت فشار
میذاره متنفرم
نمیدونستم
همچین حسی
بهش داری
همهی وسایلم
رو برمیداره انگار
مال اونه
حتی وسایل آرایشی
که با پول خودم خریدم!
چی؟ یری
همچین کاری کرد؟
قطعاً تنبیه
میشه
ازش متنفرم
فکر کنم مادرم
با دیدن اون رفتارم
خیلی شوکه شد
سوجون!
چون دختر فرشتهش
بخاطر یری عوض شده بود
یه روز...
مامان، ایرپادم
رو ندیدی؟
نه، برو توی
اتاقت رو ببین
من دارم میرم
صبحونه
نمیخوری؟
رژیم دارم
و دوستام منتظرمن
ها؟ این مال منه!
جدی؟ روی زمین
افتاده بود گفتم
مال کسی نیست
دیرم شده
من میرم
یری، میتونیم
یه لحظه حرف
بزنیم؟
فقط پنج
دقیقه
نمیشه بعد از
مدرسه حرف بزنیم؟
نمیخوام تویخونهمون
حس بدی پیدا کنی واسه
همین چیزی بهت نگفتم ولی
چون مامانت نیست وظیفهی
منه باهات صحبت کنم
صحبت؟
منظورت نق زدنه؟
نق زدن؟
میخوام توی خونه
و مدرسه مراقب
رفتارت باشی
درضمن ، دیگه
دزدی نکن
میدونم مثل همین الان
همش بهونه میاری فکر
کردم مال کسی نیست
دیگه تمومش کن
هرچی که توی
اینخونهست متعلق
به یه نفره
هعع
یری؟
شما خیلی
بدجنسین
من فکر میکردم تو
و آقای پارک مثل پدر
و مادرم هستین ولی
اشتباه میکردم
میدونین چقدر سعی کردم
توی این خونه مراقب رفتارم باشم؟
گفتی منم عضو خونوادهتونم
کدوم خونوادهای با دخترش
همچین رفتاری میکنه؟
ازتون ناامید شدم
یری!
این خونواده مال من
بود و با این وجود
مراقب رفتارم بودم
ولی یری شخصیتش
جوری بود که میخواست
همه چیز مال خودش باشه
از هرراهی تلاش میکرد
همه چیز رو به دست بیاره
من از رفتار مادرم که همه چیز
رو نادیده میگرفت خسته شده بودم
چی میگی نایون؟
مگه یری چیکار کرد
که اینجوری باهاش
حرف زدی؟
همچین
اتفاقی نیفتاده
اون یه بچهست
بچهها اشتباه میکنن
بخاطر همچین چیزی غرورش رو میشکنی؟
ازت خیلی ناامید شدم
اون وسایل ما
رو میدزدید! انتظار
داشتی چیکار کنم؟
باید ادبش میکردم
اگه قراره کسی رو ادب
کنی اون منم نه دخترم!
دوست داری من سر دخترت داد بزنم؟
چی؟؟
باشه
متاسفم
کی قراره یری
رو ببری پیش خودت؟
از چیزی که قول داده بودی
بیشتر طول کشیده
یه خونه داری
انگار واسه ما شدی رییس جمهور!
الان نمیتونم ببرمش، یکم بهم وقت بده!
کی میبریش؟
نمیدونم، اگه نمیتونی
نگهش داری پرتش کن
توی خیابون، برام مهم نیست!
هی!
نایون!
مشخص بود یری به
کی رفته ، این همه مدت
که دخترش اینجا بود حتی
یه بارم براش پول نفرستاد
امروز هزارتا
ضربه زدم
آفرین
مربیت میگه
خیلی پیشرفت کردی
آفرین عزیزم
بابا واسه تورنومنت
خیلی هیجان زدهست
مامان، میخوای امشب
با هم آشپزی کنیم؟
باشه، نمیدونم
یری غذا خورده یا نه
تو که براش
غذا گذاشتی
حتماً خورده
این سر و صداها
از خونهی ماست؟
آره
اینجا چه خبره؟
هی! اینا
کی هستن؟
اوه
مامان،کجا رفته بودی؟
گشنمه، غذا درست کن
سلام مامان یری
چی!؟
وقتی خندهی یری
رو دیدم خونم به
جوش اومده بود
اون دختر روانی بود
امیدش به طمع و طمعش
به توهم تبدیل شده بود
حواسم بهش بود
تا یه راهی پیدا کنم
که پرتش کنیم بیرون
آره مامان
من خوبم
این اواخر دارم
گلف یاد میگیرم
چی؟چطوری؟
گلف ورزش گرونیه!
نگران نباش
بابای سوجون پولش
رو میده
گفت خیلی بااستعدادم
تو اگه نمیتونی پول بدی برام
چیزی بهشون نگو
من دارم تا میشه
ازشون میدزدم
جنده! اصلن نمیدونه
مامان و بابام چقدر زحمت
میکشن تا پول دربیارن!
به زودی خبرای
خوشی به دستت میرسه
آقای پارک
جدی؟ خیلی ممنون
آقا
بفرما ، بزن بسلامتی
مشروب همیشه
راه حل فائق اومدن
به سختی هاست
مرسی
بیا داخل
آقایون، اینا بهترین
دخترای اینجان
کمکتون میکنن استرستون
رو خالی کنین
سلام من
یوناه هستم
منم یوریام
مامان یری؟
بابای سوجون؟