سوراخ زن گلف باز قسمت ۲۲ از ۵۲۱۹ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹
قسمت 22
اوه خدا...چه بزرگه
دوست دارم بکنمش
توی کصم
.........
هااا!
میتونم ازت
یه لطفی بخوام؟
لطف؟
راستش دوست ندارم
اونجوری به دخترم نگاه کنی
سوراخ زن
گلف باز
عووم
هااا
هااا
میتونی حدس بزنی
ازت چه درخواستی
دارم؟
نه، نمیتونم
قول بده حتی اگه
یری اومد سمتت
تو پسش بزنی
هاا
آع، خانوم
اون هرگز
همچین کاری نمیکنه
عععع
اون هنوز جوونه
من بهت اعتماد دارم
عممم
اگه همچین اشتباهی
کرد یا تو حشری شدی
به من زنگ بزن
من خودم
ارضات میکنم
چی؟!
من جذابم
مگه نه؟
معلومه!
میخوای یه چیز
جذابتر ببینی؟
چیزیه که
همه‌ی مردا دوست دارن
هاا!
من همیشه آماده‌م
ععع
هااا!!
هااا
هااا
کیرت انگار دلش
میخواد بره لای ممه هام
ععع
چه نرمن!
چطور مردی مثل
تو به دختر من
چشم داره؟
تو هیچ
شانسی نداری
هااا
هااا
با این کیر بزرگ
باید دخترا برات صف ببندن
بهت اعتماد میکنم
یادت نره چی گفتم
بله خانوم
عووعع
هاا
هااا
هااا
هااا
آاه
عووم
آبم داره میاد خانوم!
همشو بریز توم!
هووف
الو؟
اگه نمیخوای باهام
حرف بزنی قطع کن
بیخشید این چندوقته
سرم شلوغ بوده
نمیدونستم احساس
و وقتی که با هم گذروندیم
اینقدر راحت از بین میره
الو؟ گوش
میدی؟
آره
من حامله‌م
بعداً همدیگه
رو میبینیم
الان سرم شلوغه
الان خیلی خیلی
خوشحالم
بهت زنگ زدم
چون میخواستم تو
اولین نفری باشی که بهم تبریک میگه
میدونم این خبر
برات شوکه کننده‌ست
کی میتونی بیای پیشم؟
میخوام با هم بریم کلاسای
حاملگی و تو رو به عنوان
پدر بچه معرفی کنم
الان آه کشیدی؟ حامله شدن
من ناراحتت کرد؟
تو بودی که آبت
رو ریختی توی کصم
و جوری رفتار میکردی که
انگار عاشقمی
کافیه
تمومش کن!
وقتی سوجون به دنیا اومد
من تصادف کردم و بخاطر همین
دیگه نمیتونم زنی رو حامله کنم
یعنی امکان نداره
از من حامله شده باشی!
داری خفه‌م میکنی
از هرراهی
که میتونی
مزخرفه
این بچه
مال توئه
بیا فردا بریم
بیمارستان ، چرا
باید بهت دروغ بگم؟
قبل اینکه هر دوتامون
آسیب ببینیم باید این
رابطه رو تمومش کنیم
من خیلی ناراحتم
که هم به تو ،هم
به مامان سوجون
آسیب زدم
نمیشه ،اگه قرار باشه
اینجوری تمومش کنی
منم کار تو رو تموم میکنم
درخواست نفقه میدم
و به دنیا میگم باهام
رابطه داشتی
بخاطر اینکه رهام
کردی نمیبخشمت
فقط صبر کن
مامان یری در روز
چندین بار بابام رو
تهدید میکرد
آخرش، همه چیز
رو به مادرم گفت
یونگه، بیشتر به شوهرت برس
اصلن توی تخت خوب نیست
پایان

قسمت 22 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 23

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی سوراخ زن گلف باز
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت