قسمت 30
آره!
خیلی تابلو بود
که باکرهای
بدون معطلی
ریختی توم
سوراخ زن
گلف باز
تو خیلی
معصومی
خیلی هم نازی
جانگوو♥
مهارتت حرف نداره
سکس با تو خیلی
لذت بخشه
جدی؟
قبل از اینکه من رو بکنی
داشتی با سوجون سکس
میکردی، آره؟
هاع!
کردیش
مگه نه؟
سروم
مشکلی نیست
جانگوو
از امروز این
کیر مال منه
درسته؟
هااه
سروم، فکر کنم
بهتره ادامه ندیم
بیخیال! کیرت شقه
اگه آرومش نکنیم
شق درد میگیری
نگران نباش
بسپارش به من
جانگوو!
آااه
تو دیگه
مال منی!
لعنتی!
از خجالت
آب شدم!
نمیتونم روی
هیچی تمرکز کنم
لعنتی
جووون
هیس...
میشنوه
دوست دارم
بخورمش
ها؟ خانوم لی؟
ترسوندیم!
اومده اینجا
ورزش کنه؟
خانوم لی
جانگوو؟
اینجا چیکار میکنی؟
معمولاً برای
تمرین میام اینجا
جدی؟
هی، بیا بریم
شنیدی سوجون
استعفا داده؟
آره
فکر میکنی بتونی
نظرش رو عوض کنی؟
من؟!
آره، شنیدم این
اواخر خیلی صمیمی شدین
اونقدرام باهاش
صمیمی نیستم
سوجون باید بتونه
از پس یه احمق خودشیفته
بربیاد
اوهوم
اوهوم
شنیدم سوجون
و یری وقتی بچه بودن
مثل خواهر بودن
نمیدونم چرا وقتی
وارد مسابقات حرفهای
شدن از همدیگه متنفر شدن
انگار خانوم لی
از گذشتهشون
هیچی نمیدونه
دارن خونم
رو میمکن
واقعاً سوجون
استعفا داده؟
به یری زنگ زدم
و گفتم با سوجون
رابطهش رو بهتر کنه
چی!!
اگه دخالت نکنیم
هیچی درست نمیشه
اونا باید با هم آشتی کنن
درضمن مامانت بهم زنگ زد
گفت آقای سان میخواد بیاد
دیدن باشگاه ما
چی؟!
پدربزرگم!؟
تو هم به جای فرار کردن
باید رابطهت رو با پدربزرگت
خوب کنی