هیپنوتیزم در دنیایی دیگر قسمت ۷ از ۸۵۱۱ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱
قسمت 7
هااا...
میکشمش بیرون
آاه
آقای هیپنو
هااه
واو، کصش کیرمُ ول نمیکنه
نوکش
گیر کرده
بیرون
نمیاد
عمم
پلوپ
نمیخواد کیرمُ ول کنه!
عجب کصی داره
هنوز نوک کاندوم
توش گیره
پوپ
آااه
هااا...
هااا...
هااا...
هااا...
ببخشید...
کاندومه خراب شد
چی؟ نه
منم خلی وقت بود سکس نکرده بودم
نگران کاندوم نباش
چی؟
عووم
چون...
هنوز ارضا نشدم
یه صدتایی ازش دارم
هیپنوتیزم
در دنیایی دیگر
چی!؟
صدتا؟
عووم
اول از همه...
لینیا
میشه این کاندوم
رو برام دربیاری؟
بیا، در اومد
اوه خدا
تو فوق‌العاده‌ای
آقای هیپنو
چند بار آبت اومده بود
ولی بازم اینهمه داشتی
پس اینم باید بخورم
وایسا لینیا
میخوای با کاندوم قورتش بدی؟
آره دیگه
باید عصاره‌ی سپاسگذاریتُ
وارد بدنم کنم
آره، ولی قبلش...
یه درخواستی ازت دارم
باشه، بگو
میشه کاندوم رو
بذاری تو دهنت
تو دهنم؟
آره، حالا با یه
دستت چشماتُ بپوشون
باشه
با دست دیگه
کصتُ وا کن
اینجوری؟
اگه بتونی این جمله رو
بگی دیگه عالی میشه
باید
بگی
باشه..‌ امیدوارم
خوشت بیاد
آقای هیپنو
بخاطر اینکه کص این زن
درمونده رو با کیر کلفتت
گاییدی ازت سپاسگذارم
لطفاً بازم با کیر مردونه
و کلفتت منُ بگا و اسپرم
سپاسگذاریتُ به من بده
لطفاً ، من با لنگای باز
التماست میکنم
خوب بود؟
آ
ر
ه
لینیا، کاندوم
توی کشو بود؟
اینبار خودم میپوشم
چه سریع
لینیا!
آقای هیپنو
میشه بازم بگامت؟
دیگه تحمل ندارم
میذاری دیگه!؟
کیرت حرف نداره آقای هیپنو
قراره بازم بکنیش توم
لطفاً با کیر کلفتت منُ بگا
دیگه نمیتونم
تحمل کنم
اون لحظه، چشمام سیاهی رفت
همه چی رو فراموش کردم
شوهرم، دخترم
تنها چیزی که میتونستم بهش فکر کنم
کیر آقای هیپنو بود
نه هیچ‌چیز دیگه‌ای
کیر هیپنو بینظیره
آقای هیپنو، نکش بیرون
تلمبه بزن
لینیا
خیلی وقته گلن نکردتت، نه؟
خب...
لطفاً راجبه شوهرم
حرف نزن
چرا؟ خجالت کشیدی؟
لطفاً پشت سر
شوهرم حرف نزن
نه بابا، فقط حس
کردم خیلی وقته
سکس نکردی
من و شوهرم عاشق همیم
پسفکر کنم باید
تلمبه‌های سنگین تری
بهت بزنم
آاه!!
هااه
آااه
آقای هیپنو قدرت بدنش عالیه
گلن نمیتونه اینهمه مدت تلمبه بزنه
خیلی از دست گلن عصبانیم
همچین زن خوشگلی داره
و باعث میشه زنش حس کنه تنهاست
آقای هیپنو
من اگه جاش بودم
هر روز میکردمت
هااا
هااا
هووم!
هااا
هاا
هااا
لینیا... اگه چیزی
که گفتم ناراحتت کرد
نه، راستش درست میگفتی
نمیتونم باور کنم کسی
زن زیبایی مثل تو داشته باشه
و تنهاش بذاره
مرسی از تعریفت
ولی من عاشق شوهرمم
این کارمونم فقط واسه
جبران لطفت بود
درسته
ولی یه چیز دیگه
هم هست که بابتش
متاسفم
اینبار دیگه چیه
میخوام بازم ازت تشکر کنم ولی...
خیلی خسته شدم
نه، مشکلی نیست
استراحت کن
مرسی
باشه
اوه خدا
یادم رفته بود بدنم
خیس عرق و اسپرمه
تمیز شو
ها؟
این جادو بود؟
فکر کنم کار کرد
آره، تمیز شدم
خب، گفته بود توی این دنیا
خدایان و شیاطین زندگی میکنن
ولی فکرشم نمیکردم لینیا بتونه از
جادو استفاده کنه
ببخشید لینیا؟
چیه؟
کاری که کردی
چی بود؟
منظورت اینه که خودم تمیز کردم؟
آره
بهش میگن تمیزکاری
یکی از جادوهای سطح پایینه
که آدمای معمولی میتونن انجام بدن
راستی، یادم رفته بود
خب، مردم گاهی
اوقات فراموشکار میشن
من برم تا شوهرم نیومده
ناهارو آماده کنم
پس من همینجا منتظر میمونم
باشه
این...
واقعی بود؟
من الان با یه زن زیبا سکس کردم؟
عاشقتم هیپنوتیزم
اونقدر هیجان زده بودم
که ساعتها گاییدمش
البته کار دیگه‌ای ندارم بکنم
پس مشکلی نیست
دفعه بعد چه بازی‌ای بکنم؟
ادامه دارد...
پایان

قسمت 7 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 8

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی هیپنوتیزم در دنیایی دیگر
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت