هیپنوتیزم در دنیایی دیگر قسمت ۴۲ از ۸۵۳۹ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹
قسمت 42
پاچید
ارباب دیگه بسه
لطفاً کیرتُ بکن تو کصم
بکنم؟
نمیدونم!
هیپنوتیزم
در دنیایی دیگر
وول میخوره
وول میخوره
عجیبه
با اینهمه سروصدا
نمیتونم بخوابم
تا کی میخواد
تلمبه بزنه؟
از وقتی سوار کالسکه
شدن دارن سکس میکنن
عووم
عووم
همه‌ی ماجراجوها
اینطورین!
عه
عه
بهش حسودیم میشه
خوبه، خوبه
عووم
عووم
عویی
عاع
عاع
هااع
عمم
اسپرم ارباب تو کصمه
عاااا
هااا
پوآه
دیگه ساک
زدن بسه
عاه
عاه
خیلی بدجنسی
هاا...
معذرت میخوام
ارباب...
ولی من خیلی
برات زحمت کشیدم
دیگه اذیتم نکن
و بذارش توم
همم
هنوز کارم باهاش تموم نشده
قدرت نظافت
دیش
آه..ارباب
چرا سوراخ کونمُ
تمیزکردی؟
میدرخشه
میدرخشه
عاه ..ارباب
صبرکنین
هاااه
من بخاطر تو
داشتم میمردم
فکر کردی یکم
با کصت ور برم
کافیه
واسه همین...
دینگ
ارباب... اونجا نمیشه!
کثیفه
واسه همین تمیزش کردم دیگه
ولی آخه...
بنظر من
که خوبه
مخالفی؟
اگه اینجوری
منُ میبخشی
باشه
فقط نمیخوام
تو کثیف شی
سوراخ کونت
اصلنم کثیف نیست
بعدش درجا کیرمُ
میکنم تو کصت
شروع میکنم
ووآع
باشه!
پس برای اولین بار
کیرتُ بکن تو سوراخ کونم
من باعث شدم تو خطر بیفتی
لطفاً تنبیهم کن
دختر خوب
سعی میکنم زیاد
دردت نگیره
*کرد توش
آاع
چون عذرخواهیت صادقانه بود
بهت رحم میکنم
هااا!
هااع!
مرسی!
هاا
ارباب!
بذار ببینم
هوم
ممم
مم
گوش کن ناوی
از الان...
هروقت کردم تو کونت
اصلن دردت نمیگیره و فقط لذت میبری
و همزمان تو کصتم
حسش میکنی
هاه؟
شروع کنیم
*فرو کرد
آااه
هااه
عااع
آرررررره!
نمیدونستم از کون دادن
اینقر حال میده!
هیچوقت همچین
تجربه‌ای نداشتم
نمیدونم ارباب چه مهارتی داره
ولی حس میکنم همزمان
یه کیرم تو کصمه
یعنی دو تا کیر
رفته توم
واقعاً حسش میکنم
چقدر تنگه! کونت خیلی بهتره
با کصت خیلی
فرق داره
آه
آع
هااع
حتی وقت ناله
کردنم نداره
عممم!
آبم داره میاد
یکم کونتُ تنگتر کن
عاع
عاع
وایستا ببینن
کیر ارباب باد کرده
یعنی آبش داره میاد
میخواد بریزتش
تو کونم...!
هاع
هاع
آع
بد نبود ناوی
از سوراخ
کونت خوشم اومد
عاع
*میلرزه
*میلرزه
هااا...
ممنون ارباب
منم خوشم اومد
حس میکردم
دو تا کیر تومه
عاع
ولی بازم...
کصتُ ترجیح میدم
هر از چندگاهی بد
نیست از کون بکنمت
بلندشو!
هااا
عه
عووم
بوسیدن
لب ارباب
انگار زبونم داره
ذوب میشه، عاشقشم
عااا...
آاه
میتونی ادامه بدی دیگه؟
عه!
ارباب!
وایسا...
دیگه لازم نیست
ازم عذرخواهی کنی!
آخرش...
کل شب رو کار بودیم
جیک جیک
بعد از اینکه با ناله‌هاشون جق زدم
چشم رو هم نذاشتم
باید باهاشون یه
صحبت حدی داشته باشم
تا حداقل شب رو بیخیال شن
سلام، بیدار شدی؟
زمان سریع گذشت
باید راه بیفتیم؟
پس...
نه، مشکلی نیست
یکم دیرتر برسیم
مسأله ای پیش نمیاد
کارتُ بکن
باید بازم جق بزنم
پس اگه اینجوریه
یکم دیگه حال کنم!
ادامه
دارد...
پایان

قسمت 42 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 43

این قسمت را دوست داشتی؟

۲ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی هیپنوتیزم در دنیایی دیگر
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت