قسمت 17
خاک تو سرم!
من که ساعت کوک کردم
پس چرا زنگ نخورد؟؟
اولین روز ترم
دوممو دیرکردم
به به ببین
کیو میبینم
عه!
سانبای!!
مدت زیادی میگذره
آره خوشحالم که
دوباره میبینمت
حالا کجا میری
با این عجله؟
کلاسم دیرم شده
پس بیا باهم بریم
هاااا؟!
منم از کلاس
جا موندم
گذشته نامادری
مترجم: LichKing
اینه کلاسمون؟
کلاس 202
آره انگار
همه اینجان
پس بریم
کانگ مینسئوک
حاضر!
کانگ یوسئون
حاضر!
چانبونگ
حاضر!
کیم جاهیون
حاضر!
رفته رومخم
چرا انقدر
چسبیده بهم؟
زیاد خوشم نمیاد
به لطف من
تونستی به موقع برسی
آره مرسی
حالا تو چرا
اینجایی؟
یعنی چی؟!
نه منظورم اینه درسته
کلاس هامون مختلطه
ولی نباید بشینی پیش
هم گروهی هات؟
کنار تو نشستم
چون دوستت دارم!
نباید که بیخیال
کراشم بشم
بعدشم چه
فرقی میکنه
یعنی واقعا روم
کراش زده؟!
آخه اولین باری که
همو دیدیم..
خیلی سرد
برخود کرد
هرچند..
تو زندگی قبلیمم
همینطور بود
هنوز نتونستم
درست حسابی درکش کنم
و حتی..
هیچوقت این روشو
ندیده بودم
یعنی واقعا میخواد
بهم نزدیک بشیم؟
سلام استاد!
عه!
دیر کردین
بله
یکم طول کشید
تا کلاسو پیدا کردیم
شرمنده
هوفف
چیی؟!
چرا مامان..
و پدر باهم
میان کلاس؟؟
آخیش
اگه همین نزدیکیایی
جوابمو بده
چرا اون دوتا
باهم میان؟
هومم
چرا از من
میپرسی؟
من چه میدونم
چرا مطمئنم میدونی
یچیزی میدونیو داری
ازم مخفی میکنی
گفتم منم
مثل تو
کی میدونه
شاید تو این تعطیلات
بهم نزدیک شدن
آدامس؟
نه ممنون
واست قابل
درک نیستن؟
به هرحال تو آینده
یه زوج متاهلن
شایدم رابطشون
از الان شروع شده باشه
نه!
نمیزارم مامان..
دوباره اسیر
بابا بشه!
دیگه نمیخوام..
بازم از اون همه درد
رنج بکشه
من بهتر میدونم..
آخرین لحظاتش
چقدر غم انگیز بود
عمرا..
اجازه بدم
فقط اینجوری میتونم
خوشحالیشو ببینم
چیزی
شده اوپا؟
انگار از
چیزی عصبانی
هاههه!
هاهه!
هاهه!
عاا
حح
عاااااااحح
به من دست نزن!
تو لازم نیست
نگران من باشی
خب بحثمون
تا همینجا کافیه
از جلسه بعدی
رسما شروع میکنیم
برای فعالیت های عملی هم
گروه های چهارتایی میشید
پس از الان گروه هاتونو بسازید
مسخره بازی!
روز اولی باید
دنبال گروه بگردم
اصلا این به کنار
تازه فهمیدم
رشته ای که الان هستم
با تخصص خودم فرق میکنه
آخه چطور
میخوام...
هی گوش میدی؟
درباره این گروه های
چهارنفره..
هنوز که تو
گروهی نرفتی؟
نظرت
چیه..
تو و من..
لی سوجونگ و یو مینها
بشیم یه گروه؟