گذشته نامادری قسمت ۱۶ از ۴۱۲۰ صفحه
مهمان · آخرین قسمت امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰
قسمت 16
داره..
ابم میاد
عیب نداره
بزار بیاد
برام مهم نیست..
اگه بریزی توم
پس بزار بیاد
اصلا..
جلوشو نگیر!
عاا
حح
گذشته نامادری
مترجم: LichKing
هوو
لازم نبود انقدر
بهش سخت بگیری
بد نیست اگه..
این چه باحاله
یکم بیشتر باهم
وقت بگذرونید
ضرری که نداره
با اون حرفایی که
تو بهش زدی، شاید نشون نده
ولی معلومه قلبش شکسته
یعنی هیچ نگرانش نیستی؟
من که مجبورش
نکردم
الان مشکلم اینه
رابطم باهاش تا
حدی پیچیده شده
هه!
خب اینم خودش
یجور نگرانیه
با اینکه خودت گفتی
سکست باهاش
از سر مستی بوده
نگو که وقتی باهاش
سکس داری فکرمیکنی
باعث میشه سرنوشت
و آیندت تغییر کنه
sarrast
به هرحال من
اگه جات بودم
انقدر ذهنمو
درگیرش نمیکردم
چون هنوز
هیچی نمیدونی
لااقلش اینه که
فعلا خیلی چیزا
مونده بدونی
میشه..
اون تیشرتو
از تنت دربیاری؟
رومخمه
sarrast
خیلی کیری شدی
نه انگار اوضات
خیلی داغونه
بدبخت این مد روزه
ای من ریدم
تو هرچی مد و روزه!
سلیقه نداری دیگ
هنوزم میشه
یکاریش کرد
فقط باید کم کم
ارتباطمو باهاش
قطع کنم
عااااح
عااااح
اههه
فاکک!
یسس!
عااحح
جررمم بدهه
عااااح
عااااح
عااااح
اوففف
انگار همین دیروز بود
یه تازه کار بازنده بودی
حالا ببین چه بکنی
شده واسه خودش
قبول داری
عمرمون خیلی
زود میگذره؟
دیگه از این به بعدم
نمیتونم کیرتو
داشته باشم
براهمین الان اینجاییم
میخوام برای آخرین بار
نهایت لذتمو از کصت ببرم
عاااااااحح
اگه یه روزی تصمیم گرفتی
بیای سئول، حتما بهم زنگ بزن
چون هیچوقت از کصت
سیر نمیشم
عااحح
هه یه جنده دهاتی
مثل من بیاد
سئول چیکار
حتما اونجا جنده های
بهتر از منم هست که
باهاشون بخوابی
حالا که..
خدمتت تموم شده
میخوای چیکارکنی؟
میدونی
دیگ
فقط چون برگشتم
به این معنی نیست
که همیشه هستم
من؟!
تصمیم دارم
برم دانشگاه
دانشگاه؟!
مگه ترم قبل رو نیفتادی
بیخیال شدی؟
شنیدم میخواستی
بری کار پیدا کنی
آره اولش تصمیمم این بود
ولی نظرم عوض شد
بخاطر انتقام
از چندتا حرومزاده
(سپتامبر)
هرچند چند هفته از اومدنم
به این دنیای جدید نمیگذره..
ولی به این زودی
تابستون تموم شد
و ترم دوم شروع
مشکل اینجاست..
خب بزار ببینم..
باید به عنوان دانشجوی
این نسل زندگی کنم
اه دیوونم کرد!
آخه این اسم های
کیری چیه
اگه یه گوشی هوشمند داشتم
خیلی عالی میشد
وای چقدر
غر میزنی
تماشا کردنت
واقعا کسل کنندس
امسال شماها
پشتوانشون شده
فقط گوشی
ایش!
خفه بابا
کمک نمیکنی
زرم نزن
جوری میگی
انگار به خواست خودم
اومدم این دنیا
نه پس زندگی
قبلیت خوب بود
صبح تا شب خودتو
خونه زندونی کرده بودی
باز بس نیست
این دوران
یه فعالیتی داری
اینو
قبول دارم
بعد اون قرار
نوشیدنی..
تموم کاری که این
چند هفته انجام دادم
باز خودمو تو خونه
زندونی کردن بود
با این تفاوت که حتی گوشی هم
نبود خودمو سرگرم کنم
باورم نمیشه تو همون
قرن بیست و یکمیم
ولی انقدر امکانات کم
اصلا حس و حال
هیچکاری ندارم
چه بسا اینکه
باید با شیوه های
زندگیشون هم
کنار بیام
بابا انقدر سخت نگیر
خب تو که آدرس بلد نیستی
برو از دونفر بپرس
اینجوری روز اولی
دیر میکنی ها
عا مثلا همون یارو
که داره میاد سمتتم
برو از اون بپرس
sarrast
هوفف
انگار چاره
ای ندارم
ببخشید!
یه سوال
داشتم
میخواستم
ببینم
شما..
عه!
اوپا؟!
هاااا؟!
تو اینجا
چیکار میکنی؟؟
آهه..!
خب چیزه..
لعنتی!
از این
همه آدم...
راستش نمیدونم
دانشگاه کجاست
پوفف!
چرا میخندی؟؟
آخه خنده
داره دیگ
چطور ممکنه ندونی
دانشگاه کجاست؟
درسته البته
تابستون رو تعطیل بودیم
ولی آلزایمر نداری که
حالا یادم رفته
بیخیال اصلا
بریم!
خودم میبرمت
اوپاا
هه!
که اینطور
پس جالب شد
پایان

قسمت 16 تمام شد

این آخرین قسمتی بود که امروز بدون حساب می‌تونستی بخونی برای قسمت بعد فقط یه حساب بساز؛ کمتر از یک دقیقه و بدون هیچ هزینه‌ای. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 17

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی گذشته نامادری
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت