اقامتگاه شاهکوس ها قسمت ۴۰ از ۶۰۲۹ صفحه
مهمان · آخرین قسمت امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹
هیونهو...
منم نونا
دارم میام
خونه‌تون
با جین!
اقامتگاه شاهکوس‌ها
40
دخترم حالش خوبه؟
قبل از اینکه حرف بزنیم
کمک کنین بذارمش زمین
چندساعت قبل
خانوم؟
اون آقای جنتلمن
اینُ براتون خریدن
گفتن خیلی خوشگلین
نوش‌جونتون!
تنهایی؟
میخوای یه
مشروب با هم
بخوریم؟
فاک آف...
من به تو نمیدم
هی! فکر کردی
کی هستی؟
گفتم یه مشروب
با هم بزنیم، نه
اینکه با هم بخوابیم!
مشخصه دنبال چی
هستی!
گمشو!
هاه؟
همونجا وایسا!
فاک!
جنده!
بهم دست نزن!
هههععع
جین!
بارون هر دوتامونُ
خیس کرد ولی اتفاق
بدتری نیفتاد
چه تصادفی!؟
همزمان اونجا بودین؟
راستش، اون باری
که جین رفته بود
پاتوق منه
خیلی زود بزرگ شده
مست میکنه
دعوا راه میندازه
مرسی، یکی
بهت بدهکار شدم
من عموشم!
این چه حرفیه!
جانبا اوپا؟
خوبی!؟
خونه‌ای؟
آره!
باید آرایشمُ پاک
کنم و لباسمُ دربیارم!
به خانوم بگم
بیاد کمکت؟
هممـ...
بیخیال، بعداً میکنم...
تو برو!
باشه
شب بخیر
میخواستم ازش
بخوام منُ بشوره
ولی...
اینجوری فکر میکنه
جنده‌ام، باید اینبار
تحمل کنم
دیروقته
همینجا بمون
مشکلی نیست
صبح پرواز دارم
دوباره!؟ تازه
برگشتی بودی
کره!
واسه من سخته
یه جا بمونم
اینبار میخوام برم
جنوب آمریکا
خوش بگذرونم
واقعاً نمیشه
تو رو کنترل کرد
وقتی دوباره مزدوج شدی
میام دیدنت
دیوونه شدی!؟
چه ازدواجی!
ازتون ممنونم
بیخیال
تو هم خیلی
زحمت کشیدی
جانبا
اسممُ میدونین؟
وقتی داشتم جین
رو میرسوندم همش
اسم تو رو میاورد
چی میگفت؟
جانبا اوپا!
نونا، فکر کنم
جین از این پسر
خوشش میاد
جدی!؟
بیدار شدی
بانو جین؟
هااع
هاااع
آه...هااه
هاااه
هاااه
واقعاً دیشب
همچین اتفاقی افتاد؟
من با جانبا
و آبجی تریسام
زدم!؟
بانو جین
دیشب هر چی
غم و غصه بود
رو شستیم و بردیم
فکر کنم امروز
کنسرتُ بترکونی
آه...
حالا که فکرشُ میکنم
همه‌ی احساسات بد و
نگرانیام از بین رفته!
حس میکنم امروز
میترکونم!
آره، میترکونم!
با این کنسرت باید
تمرین زایمان کنم!
خانوم! آقای
جانبا اومدن!
آه...
جنی رو آوردی؟
آره، رفته
آخرین تمرینشُ
انجام بده
امکانش هست
بانو جین هم بیاد؟
ازش خواستم بیاد
ولی مطمئن نیستم
آه...
فهمیدم
با لباس راحتی
هم خیلی جذابه
ولی با لباس رسمی
واقعاً شبیه ملکه‌ها میشه!
واقعاً سکسیه!
میخوام جوری رفتار
کنم که انگار دیشب
چیزی نشده ولی...
کیرم اینجوری
فکر نمیکنه
خیلی وقت مونده
ولی من میرم پایین
میرم تو لابی
به مهمونا سلام کنم
عطر خانوم...
از دیروزم
تحیرک‌کننده‌تر شده!
خانوم
چیکار میکنی
آقای جانبا...!
وایسا!
ادامه دارد...
پایان

قسمت 40 تمام شد

این آخرین قسمتی بود که امروز بدون حساب می‌تونستی بخونی برای قسمت بعد فقط یه حساب بساز؛ کمتر از یک دقیقه و بدون هیچ هزینه‌ای. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 41

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی اقامتگاه شاهکوس ها
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت