قسمت 62
سلام
شششش
اوه خدا
ببین کی
اینجاست!
خواب خوبی که
دیشب دیدم حتماً
داشت بهم میگفت
که تو قراره بیای
چطوری!؟
ببخشید که اینقدر
طول دادم تا بیام
نه، نه
مشکلی نیست
میدونم سرت شلوغه
بابت غذا ممنونم
یونجین برام
آوردشون
یونجین شاید بنظر برسه
همش ازت گلایه میکنه ولی
خیلی عاشقته ، حتی
از منم بیشتر
آخرین باری که
دیدمت خوب نبودی
الان خیلی بهتر شدی
انگار به
سلامتیت
میرسی
جدی!؟
نوم نوم
راستش...
...
عاشق شدم
اوه خدا
عالیه
پس بگو چرا
اینقدر خوشحال
بنظر میرسی
میدونم گفتنش
خودخواهیه
ولی دوست دارم
بهش بگم عاشقشم و
اونم بهم بگه عاشقمه
ولی
مشکل اینه که...
مطمئن نیستم
که اجازهی همچین
کاری رو داشته باشم
بخاطر کارایی
که باهاش کردم
خیلی عذاب کشید
اگه تو بهش
صدمه زدی باید
از صمیم قلبت
ازش عذرخواهی کنی
یادت باشه
تا وقتی که صادق باشی
یه روزی قلبشُ به
دست میاری
*گرفت*
همونطور که
صداقتت...
...
...
...
باعث شد به
قلب من وارد شی
....
ششش
...
...
باشه
خانوم
آره، اون
مدارک...
یادم رفته بود
حالا چیکار کنم؟
باشه
*وایستاد*
معاون شرکت اس تی؟
آقای جانگ؟
بازیچه
....
چرا زیر
بارون وایستادی؟
از کی
اینجایی؟
از یه ملاقات
برگشتم...
....
چرا توی
ماشین منتظر
نموندی؟ خیس شدی!
با تاکسی
اومدم
چرا بهم
زنگ نزدی...
بهتر از اینه
که سرما بخوری؟
چون بهت گفته
بودم منتظر میمونم
تا برگردی پیشم
نمیخواستم
مجبورت کنم
با عجله بیای
آقای جانگ. 2 تماس
آقای جانگ
هروقت حاضر بودی میتونی برگردی پیشم
من منتظرت میمونم کیویونگ
....
و...
....
دلیل این کارش این بوده که...
نمیخواسته حس کنم
داره تهدیدم میکنه؟
ششش
بیا بریم داخل
اینجوری سرما میخوری
من باید بدونم
کیویونگ...
...
ازم متنفری؟