قسمت 49
....
.....
دینگ
مدیر کیویونگ سئو
بیا دفترم
....
....
...
...
....
چطوری؟
بهتر شدی!؟
آره
....
من واقعاً
متاسفم
....
اگه بخوام
باهات کاملاً
صادق باشم
باید بگم وقتی
تو کنارم بودی نمیتونستم
به هیچ چیز دیگهای فکر کنم
خیلی خوشحال بودم
باید زودتر همه
چی رو برات توضیح میدادم
نمیخوام ترکم
کنی خانوم کیویونگ
میدونم خیلی
خودخواهم ولی...
هووف
آقای جانگ
حالا همه چی
رو میفهمم
دیگه
مشکلی
نیست
...
*بغل*
مرسی که
همه چی رو
بهم گفتی
تصمیم گرفتم
بهت اعتماد کنم
مرسی کیویونگ
....
عاشقتم
حرومزاده
حالا نوبت توئه
که درد بکشی
بازیچه
با مقدار کاری که
بهت دادم راضی هستی؟
آره،خوبه
...
یونجون جانگ گفت که عاشقمه
با همین دهنش گفت
اصلن میدونه...
...
عشق چیه؟
...
از ته قلبم امیدوارم کسی
باشی که عشق رو بتونی حس کنی
...
اینجوری...
میتونی درد و عذابی که
من از خیانت تو به عشق
و اعتمادم کشیدم رو حس کنی!
...
امیدوارم مثل من
درد بکشی
امروزم باید
اضافه کار وایستی؟
نه
من عصر یه جلسه
دارم بعدش بیکارم
بیا با هم بریم خونهی من
نمیخوام بقیه
اینجوری ببیننمون
نمیخوام توی محیط
کاری پشتم شایعه
درست شه
چطوره خونه
منتظرم باشی؟
نظرت؟
باشه
عووم
هااه
هاع
عووم
عاع
آقای جانگ
اینجوری نکن
عووم
عووم
میخوام به
اسم صدام کنی
هااه
هاع
یونجون
...
عاشقتم