قسمت 57
جلسه شرکت های اس تی تلکام و تی بی تلکام
خانوم سئو
اینجایین
ملاقاتتون
باعث افتخاره
هه هه
خیلی گذشته
چطوری؟
میبینم از وقتی
که از پیش ما رفتی
خوشحال تری
☺
خانوم سئو
انگار وقت رفتنته
....
همم
بازیچه
اینقدر دلتنگ کیویونگ بودم
فکر کردم توهم زدم
میدونستم بالاخره
یه روز باهاش روبرو میشم
ولی فکرشم نمیکردم
اینجوری روبرو شیم
........
از لحظهای که فهمیدم
باید با اعضای تیم اس تی
ملاقات کنم
خودمُ اونجا تصور کردم
و کلی فکر کردم که چطور
باید رفتار کنم
میخواستم آروم
بنظر برسم
مخصوصاً جلوی
یونجون جانگ
نمیخواستم وقتی دیدمش...
هیچ نشونهای از
استرس توی چشمام ببینه
☺
احتمالاً فقط براش یه
اسباب بازی بودم که دیگه
به کارش نمیاد
...
...
...
...
وقتی که دکمهی اینتر رو
فشار بدم، میتونم دوباره همهی
اطلاعاتی که میخوام رو از
کیویونگ به دست بیارم
اینبار باگی روطراحی کردم
که پیدا کردنش خیلی سخت تره
احتمالش خیلی کمه ازش خبردار شه
.....
خیلی، خیلی دلتنگشم
....
....
از کجا فهمیدی
اینجا زندگی میکنم؟
دوباره گوشیمُ
هک کردی؟
نه
لطفاً برو
....
تو چه مرگته؟
چیکار میکنی؟
....
دیگه مایی
وجود نداره
فهمیدی؟
دلم برات تنگ شده
از روزی که رفتی
فهمیدم چقدر برام مهمی
وهر روز دلتنگت بودم
اولش مثل دیوونهها دنبالت گشتم
برام مهم نبود چقدر پول خرج کنم
یا چند نفر استخدام کنم تا پیدات کنم
فقط میخواستم برت گردونم
معلومه که کردی
این تنها کاریه
که بلدی
ولی فهمیدم بخاطر
من رفتی و خودتُ از
من پنهون کردی...
دیگه نتونستم ادامه بدم
چون فهمیدم دوباره
باعث عذابت میشم
میدونم تمام کارایی
که باهات کردم رو ...
نباید انجام میدادم
مهم نیست دلیلش
چی بوده باشه
....
خیلی متاسفم
....
ترسیده
....
کیویونگ...
ازم میترسی