159
چیکار میکن
سوهی؟
یونمی!
اوپس
آااه...
چیکار میکنی؟
چرا داری به جائوک
کص میدی؟
خودمم
نمیدونم!
لطفاً درک کن
یونمی
سوهی یهو حشرش
زد بالا...
منم مجبور شدم
کمکش کنم
نه!
چطور تونستی تو
خونهی من همچین
کاری کنی؟
الان دیگه نمیشه
کاریش کرد
لطفاً بذار
ادامه بدی
باشه؟
ببخشید
یونمی!
فقط زود تمومش
کنین...!
مرسی که
اینقدر فهمیدهای
تا تهش میریم!
آاااه!
کصت حرف
نداره سوهی!
دیگه تمومش
کن جائوک!
باشه!
داره میاد!
آااه!
عاشق زنای متاهلم
چون میذارن بدون دردسر
بریزم توش
چطور میتونی جلوی
من همچین کاری کنی؟
نمیدونم شما دوتا
چتون شده...
همشُ خالی کردم توت
چرا بدون اینکه ازم بپرسی
ریختی توم!؟
ببخشید
بنظر میومد
برات مهم نیست
چطور همچین
اتفاقی افتاد؟
انگار هیپنوتزمم
کرد...
بلافاصله حواسش
اومد سر جاش
احتمالاً چون اولین
باره کردمش اینجوری شد
اوه، یادم اومد یه
کاری داشتم
شما دوتا با
همناهار بخورین
میبینمت
یونمی
جائوک! گفتم
وسایلمُ بیار
باشه
خیلی سنگینه
تازه سرم داد
میکشه بیناموس
بخاطر سنگینی اونا نیست
بخاطر اینه خونهت خیلی
پله داره
وظیفهی صاحبخونهست
به مستاجرش کمک کنه، مگه نه؟
پاره شدم
یونمی!
سخت کار میکنی جائوک
باورم نمیشه همه با هم
داریم میریم سفر کاری
گروه عجیب
غریبی شدیم
از اینجا دیگه خودت
وسایلتُ بیار سوآ
باید به اتوبوس
برسیم...
همینجا بود دیگه؟
آره، رییس گفت
الان میرسه
اوناهاش!
اوه...
سلام سوآ جون
امیدوارم زیاد معطلتون
نکرده باشم
سلام خانوم
خوبین؟
سلام، من هارینم
باهاتون میام میلان
هه هه، خوبه که
با هم میبینمتون
کیفاتون کجاست؟
منشیم میاره
نگران نباشین
چطوری؟
خوبم
مرسی
منتظر سومی
هستیم، آره؟
اون سفرش به میلانُ
مخفی نگه داشته
امیدوارم پاپاراتزیا
دنبالش نکرده باشن
سلام، همه
اومدن
سلام سومی
خیلی وقت بود ندیده
بودمتون خانوم سومی
اینُ پوشیدم تا
کسی منو نشناسه
بیاین زود سوار
هواپیما بشیم
اوووف... سفر
طولانیای در پیشه
من میخوابم
الکی بیدارم
نکن جائوک
باشه، بخواب
خوشگلم
سلام، واسه نوشیدنی
چی میل دارین؟
همم...
آب پرتقال
دوست دارین؟
خب، من...
واو... چه خوشگله
لطفاً بگین
اینقدر سکسیه کافیه شورتشُ
ببینم درجا میکنم توش
ادامه دارد...