سرنوشت کونبار
چپتر 77
مسئولیتمو قبول
میکنی دیگ ها؟
عه عیونسئو؟!
میدونی چقدر میشه
انجامش ندادیم
دیگه نمیتونم
طاقت بیارم
میشه همین الان
انجامش بدیم؟
سرنوشت کونبار
مترجم: LichKing
عیونسئو...
اوپا...
خیلی نگران بودم
از اینکه دارم با
تصمیم ناگهانی پدرم
مبارزه میکنم
ولی تو اومدیو
نجاتم دادی
ممنونم اوپا
خیخی
اوپا
دوست دارم
آخ عیونسئو
منم عاشقتم
میدونستی چقدر دلم
برات تنگ شده بود
واس دیدنت
لحظه شماری میکردم
هر روز فکرم
پیش تو بوده
توهم..
دلت برام
تنگ شده بود؟
ععع!!
میبینم از قبلم
که خیس شدی
اههه خوبه ها
ولی خجالت
میکشم
هاهه
اوپا انقدری
حسش خوبه..
که دارم ارضا میشم
اههههه
حس خوبی
داشت؟
آرهه
عااااح
اوپا یواش تر
عیونسئو دختر مظلوم
با قلبی مهربونه
که از بچگیم خوشگل و باهوش بوده
ولی بزرگ شد تا اینکه
با بی توجه هایی های پدرش مواجه شد
خیخی
پدرش بخاطر
منفعت و غرورش
انتظار داشت که وارد
دانشگاه سئول بشه
بعدشم که اصلا بهش اهمیت نمیداد
عیونسئو از اون پدر
اخلاق عجیبی رو یاد گرفت
تا اینکه من اومدم
و یجورایی نجاتش دادم
از دست کسی که مثلا
محافظش بود
حالا نوبت منه که
ازش محافظت کنم
عهه
بزار یلحظه
آشغالارو جمع کنم
با اینکه تو این
چندساعته کلی کردمش
ولی فقط با نگاه کردن بهش
باعث میشه بیشتر دلم بخواد
اوپا
به چی نگاه میکنی؟
عه هیچی
واقعا؟؟
پس من به کارم میرسم
اوه اوه ببین
اینجا چقدر کثیفه
تمیز کردنش یکم
طول میبره
ععع!!
عاااااااحح
وقتی کونتو جلوم خم کردی
چطور انتظار داری
مقاومت کنم؟
تقصیر توعه
با اون بدن سکسیت
اههه ببخشید
لطفا تنبیهم کن
با کیرت تنبیهم کن
چه تنگی
عاااااااحح
الان که تموم مشکلات
عیونسئو حل شده..
بالاخره میتونیم
یه نفس راحت بکشیم
ههه
حالا چیکار
میخوای بکنی..
اوپا؟
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com