.46.
بعد دوستی با یونا
خیلی بهش توجه میکردم
یونا درمقایسه با
اولین باری که دیدمش
به شدت تغییر کرده
میتونستم با کمک برنامه
متوجه وضعیتش بشم
میخواستم بهش کمک کنم
چون برام خیلی مهم بود
همه چیز تا اینجا
درست انجام شد
فقط الان تنها
کاری که باید بکنم
با یونا حرف بزنم
سلام اسمم آهیون
عه
چرا نمیتونم
افکارشو بخونم؟
سرنوشت کونبار
مترجم: LichKing
پس چرا میتونم
افکار کسی که
کنارشه رو بخونم
امیدوارم بهتون
خوش بگذره
چه تصادفی
پس به اینجور
بارهایی میایی؟
لیچ کینگ: سالن های اتاق که همون بار هست
معمولا زیر زمین قرار داره و تاجرا میرن اونجا
تا درکنار زنای خوشگلی که براشون مشروب الکی میریزه
درمورد تجارت صحبت میکنند
خب...
فکرکنم ریدم
نتونستم بهونه جور کنم
از استرس شروع کردم
عرق کردن
به این میگن بگایی
این احتمالا بزرگترین بگایی
که از زمانی که سعی کردم به
خواسته هام برسم، داشتم
لعنتی
یادم رفته بود که
شرط مشاهده پروفایل
داشتن پروفایل شخصیش
تو کاتالک
یونا هم که شماره
و پروفایل کاتالک خودشو
حذف کرده
حالا باید
چیکار کنم؟
باید چه
گوهی بخورم؟
{ماموریت}
یونا رو هرطور شده قانع کن
(امتیاز: 500 پاداش)
اوپا؟
درسته
به لطف ماموریت
تونستم خودمو نگه دارم
اگه نتونم قانعش کنم
بخاطر اینکه نمیتونم
افکارشو بخونم
یعنی این معنی رو میده
که صداقتم نسبت به یونا کافی نیس
باید انجامش بدم
همون بازنده قبلی نیستم
که نمیتونست یه زن بالغ
رو قانع کنه، اونم فقط بخاطر
اینکه نمیتونستم افکارشو بخونم
بزار من اول ازت بپرسم
چرا اینجا کار میکنی؟
میدونستی که عیونسئو
چقدر نگرانته؟
خب...
باید یه دلیلی داشته باشی
درسته؟
میشه به من بگی؟
هدفم اینه بهت کمک کنم
اول سوال من
رو جواب بده
تو واقعا از اون
مردایی که میان اینجا؟
عصبانیتش نسبت به من
داره قلبمو میشکنه
باشه بیا اول این
سو تفاهم رو برطرف کنیم
من به همچین
جاهایی نمیام
پس چرا الان اینجایی؟
چون میدونستم
که توهم اینجایی
بهم دروغ نگو
هرگز درمورد اینجا
به کسی چیزی نگفتم
ببخشید که اینو
ازت میپرسم ولی
چرا باید یه دختر
خوشگل مثل تو
تو همچین جایی کار کنه؟
دیگه بیشتر بجای اینکه گیر بده
داشت کم کم با حرفام متقاعد میشد
حالا نوبت توعه
که جواب بدی
بدون گفتن هیچ حرفی
یهو غیبت زد
و الانم که اینجا
کار میکنی
مامانم مریضه
برا همین به کلی
پول نیاز دارم
و اینجا تنها
جایی بود که
میتونستم همچین
پول زیادی رو بدست بیارم
همش همین
چرا از من
کمک نخواستی؟
خودت میدونی که
من پول زیاد دارم
کمک؟
من ازت
کمک بخوام؟
چرا باید ازت
کمک بخوام؟
منظورت چیه؟
مگه مشکلش چیه؟
بنظرت رابطه
ما چیه؟
نمیتونی جواب بده
درسته؟
من فقط دوست رلتم
ولی یونا...
ولی چی؟!
ولی بازم باید ازت کمک میخواستم؟
مگه چه فرقی میکنه؟
حتی اگه ادعا میکنی
که پولو بهم قرض میدادی
هرگز نمیدونم که واقعا
بهم میدادیش یا نه
مهم نیس که چقدر ادعا میکنی
آخرش ما چیزی بیشتر از دوست نیستیم
از وقتی که همو دیدم
چیزی نگذشته
پس چطوری ازت
پول بخوام؟
درسته، حرفاتو
قبول دارم
چون قبلا افکارتو خوندم
و میدونم که چجور
آدمی هستی
اگه بخوام یه چیز
دیگه دربارت بگم...
تو هرگز از مردی
که دوسش داری
پول قرض نمیکنی
چون نمیدونی که
عشق و مردم چطوری
میتونن عوض بشن
به همین دلیل همچین طرحی داشتم
اینکه یونا رو برای خودم بکنم
و نیاز به توجیه داشتم که اونو
مجبور به تصمیمی بکنم که
برخلاف تصمیم خودشه
پس از امروز به بعد
یونا دیگه مال منه
هرچقدر که نیاز داری
بهت میدم
چیزی که ممکنه بعدا
بخاطر پشیمون بشی
رو بهم نگو
نگران نباش
همینجوری بهت میدمش
فقط بیا یه
قرارداد بنویسیم
یعنی میخوای منو
با پولت بخری؟
خودت گفتی نمیتونی
از کسی که نمیشناسیش
پول زیادی بگیری
منم باهات موافقم
ولی ما خیلی بیشتر
از اون چیزی که فکرمیکنی
همو میشناسیم
واضح حرف بزن
منم بفهمم
اولین بار با یه زنی
تو کلوپ آشنا شدم
یه باکره 23 ساله بودم
که همه ترکم میکردن
بعد تصمیم گرفتم
که نمیخوام اینطوری
زندگی کنم
ممکنه احمقانه بنظر برسه
ولی با خودم فکرکردم...
که ممکنه سکس با یه زن دیگه
بتونم خودمو تغییر بدم و بدون
یکم فکر رفتم کلوپ
البته نتوسنتم
با کسی آشنا بشم
ولی ینفرو
اونجا دیدم
خیلی تلاش میکرد
که تو جو جا بشه
ولی نمیتونست چون
یه زن ساده بود
با خودم گفتم این میتونه
آخرین فرصتم باشه و رفتم
که باهاش صحبت کنم
ولی انقدر استرس داشتم
که اولین چیزی که ازش پرسیدم
این بود...
"میخوای سکس
داشته باشیم؟"
یلحظه با خودم فکر
کردم گند زدم
ولی درکمال تعجب
قبول کرد
یکم آبجو خریدیم
و رفتیم سمت هتل
نیاز داشتیم به الکل
ازونجایی که اولین بارمون بود
باهم چند پیک خوردیم
و صحبت کردیم
جالب اینجا بود که خصوصیات
شبیه هم زیاد داشتیم
فکرکنم اون زمان بود...
اینکه برا اولین بار
عشق رو احساس کردم
چیزی که درموردش
صحبت کردیم همین بود
دیگه نیازی به ادامه داستان نبود
چون یونا خودش
همه چیو فهمیده بود
خواستم بگم این
رابطه ماعه
واقعا فکرکردی
که اگه یهو غیبت بزنه
به همین راحتیا ولت میکنم؟
پولمو قبول کن
و همه چیزتو بهم بده
یعنی انگار مالکت من باشم
از سر تا پا
از قلب تا همه چیزت
درعوض مطمئن میشم
که خوشبخت بشی
احساساتمو بهش گفتم
الان فقط نتیجه تصمیم
گیریه یوناس
یونا...؟
خیلی بده که نمیتونم
بفهمم داره به چی
فکر میکنه
عه یونا...؟
یونا...
گفتی که میخریم
درسته؟
اوپا
{ماموریت تکمیل شد}
صداقت در هر موردی کارسازه
(امتیاز: 500 پاداش)
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com