اپلیکیشن برای امپراطور شب قسمت ۷۳ از ۹۰۳۴ صفحه
مهمان · قسمت ۲ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴
قسمت 73
یونجو رو آزاد کن!!
لطفاً..!!!
هان!
دیشب تو
بودی پای تلفن؟
آع
جلو نیا!
جداً اومدی منو ببینی!
چی گفتی؟
بهش تجاوز کردم؟
چقدر بزرگه!
چرا دهن گشادتُ
باز نمیکنی، ها؟
عوویی
چی؟!
الان ارضا شدی؟
اپلیکیشن برای
امپراطور شب
چیزی که میخواستین
رو براتون خریدم آقا
مرسی
بگا رفتم
آقای مینجون
اون...
خیلی خجالت
میکشم!
*میلرزه*
به تو ربطی نداره
میتونی برگردی سر کارت
دیگه منُ
نمیکنی؟
*برگشت*
اینجا
لطفاً لباستُ عوض کن
من همچین چیزی
ازت نخواستم
میخوای با این
وضعیت بری بیرون؟
باشه، تو منُ ترسوندی
واسه همین خودمُ خیس کردم
تقصیر توئه
*برداشت*
کجا لباسمُ
عوض کنم؟
خب...
همینجا
چی!؟
این آزار جنسیه
نگران نباش
من میرم جلوی پنجره
بیرونُ نگاه میکنم و
ویتامین دی میگیرم
باشه، لطفاً
برنگرد
نگران نباش
قول بده
اگه باورم نمیکنی
برات تعریف میکنم چه
اتفاقاتی داره توی خیابون میفته
الان یه ماشین
آتش نشانی رد شد
یه موتورسوار از
پیاده رو داره میره
چقدر بی فرهنگن
اوه...
کلاهشُ باد برد
*چرخید*
نمیدونستم هنوز
بادکنک می‌فروشن
باید سریع
لباسمُ عوض کنم
*باز کرد*
*باز کرد*
اوه بادکنک داره
میاد سمت من
زودباش
یه زنه
گرفتش
*باز کرد*
خیلی خرشانسی
واقعاً نگام
نمیکنه؟
بهتر بود یه
بچه میگرفتش
لباسمُ عوض
کنم و زود از
اینجا در برم
یه پیرمرده رفته
از یه دختر جوون
شماره بگیره
*درآورد*
*درآورد*
اوه
بهش سیلی زد
ولی پیرمرده
هنوز بیخیالش نشده
داره دنبالش میره
شورت
....
چرا حرف نمیزنی؟
دختره فرار کرد
زیرچشمی نگام
نکردی که؟
نه
هه هه هه
داشتم اون کص
صورتی توی خیابون
رو دید میزدم
تموم شد
هان؟
هاهاهاها
اصلن بهت نمیاد
لازم نیست
مسخره‌م کنی
کثافت
به هرحال مرسی
بعداً میام
خیلی خجالت میکشم
حتماً بیا
توی خونه‌م با
یونجو میبینمت
پاع!
هاهاها
یه کص جدید
به تورم خورد
نه..نه..نه!
این چیزی نبود که گفتم
چندبار باید تکرار کنم
ببخشید
اووف
باشه، بیا بیرون
باشه
دیروز کارت خوب بود
امروز چت شده؟
ببخشید
ببخشید
با این شرایط
نمیتونیم ادامه
بدیم، فهمیدی؟
آب مقدس
به آب مقدس نیاز دارم
یا...
شاید اثر
جانبیه؟
چی؟
یعنی چی!؟
توی آمریکا کلی
خواننده‌ی معتاد داریم
بنظر میاد
تو هم مصرف داری
نه، هرگز
پس چی شده؟
اگه چیزی لازم
داری بگو برات
جورش کنم
آره
چی؟
*گرفت*
چیکار میکنی؟!!
آروم باش
به آقای کیم
کص دادی، مگه نه!؟
یا بهتره بگم
اون تو رو گایید
لطفاً تمومش کنین آقا
اگه بفهمه...
نگران نباش
مشکلی پیش نمیاد
این بخشی از
تمرینته
درضمن ، من
مسئولیتش رو قبول میکنم
عووم
عووم
عووم
عوووم
عووم
تا کی میخوای
منتظر اون بمونی؟
عووم
میتونم همین الان
به اوج شهرت برسونمت
عجب ممه هایی!!
عاع
*گرفتشون*
ممه‌هات خیلی خوشگلن
چطور دختری به سن
تو همچین ممه‌هایی داره؟
نمیتونم گاز
نگیرمش
*گاز گرفت*
عایی!
آقا
نه
لطفاً
مشکلی نیست
هاه
هاه
هااه
عووم
لطفاً...
تمومش کن!
*هلش داد*
لطفاً تمومش کن
فقط آقای مینجون کیم
حق داره بهم دست بزنه
آه..خُب
این اصلن
خوب نیست
آقا!
دست خدا
چی گفتی؟
آع!
پایان

قسمت 73 تمام شد

بدون حساب، امروز ۱ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 74

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی اپلیکیشن برای امپراطور شب
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت