اپلیکیشن برای امپراطور شب قسمت ۳۱ از ۹۰۴۴ صفحه
مهمان · آخرین قسمت امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹ صفحه‌ی ۴۰ صفحه‌ی ۴۱ صفحه‌ی ۴۲ صفحه‌ی ۴۳ صفحه‌ی ۴۴
قسمت 31
☺
همم
باید خودتُ بهم
معرفی کنی
اسم من
سلیون هانه
من مینجون کیمم
میدونی که یونجو
دختر پاک و
معصومیه
آره
با تو خیلی
فرق داره
سلیون؟
چی!؟
هاع
دیروقته، برو
دیگه هم
به یونجو
زنگ نزن
خُب...
راستش
شنیدم پدر یونجو
خارج از کشوره
هر چند وقت یه بار
بهتون سر میزنه؟
چرا میخوای
بدونی...؟
توی خونه‌ای که مرد نیست
همچین لباسی پوشیده
ناخونم نداره
معلومه زیاد
جق میزنه
بی حیا، نوک
ممه‌هاش شق شده
تو یه بمب ساعتی هستی
خانوم سلیون هان
چرا اونجوری
نگام میکنی؟
اپلیکیشن برای
امپراتور شب
فقط اینکه...
آع
شوهرت نیست و تو
تنهایی باید مراقب یونجو باشی
میدونم برات خیلی
سخته!
....
ولم کن
این اولین بار
بعد از چندین ماه
یه مرد لمسم می‌کنه!
...
...
اوه
*میلرزه*
نه، سولیون
*گرفتش*
عطر تن یه مرد!
☺
نباید اینکارو بکنم
نمیشه بذارم
دوست پسر دخترم
بهم دست بزنه
هه هه هه
سولیون هان
تو گرفتار مهارت
پسر خوش شانس شدی
حالا خودت ازم
میخوای بکنمت
هاه
هاه
*گرفتش*
تو هم مثل یونجو
زود پاهات خالی میکنن
من...
دیروقته، من
دیگه میرم، بای!
وایسا باید
کاری که شروع
کردی رو تموم کنی
این نامادری یونجوئه
نمیشه توی بار اول که دیدمش
بکنمش... ولی حالا که هیجانشُ
حس کرده خودش بقیه‌شُ
حل میکنه
وایسا
وایسا
مینجون
آره
چیه؟
بیا بریم
داخل
سوءتفاهم نشه
میخوام راجبه یونجو
باهات حرف بزنم
جدی؟ میخوای
راجبه یونجو
حرف بزنی؟
مطمئنم حرفای زیادی داری
پس یه روز دیگه میام
حرف می‌زنیم
فعلا
خدافظ
*برگشت*
...
...
اوه پسر
خیلی حال
داد
مادر و دختر
توی یه بشقاب
هاهاهاهاها
وووممم
ووممم
امکان نداره
چطور اینقدر سریع
دلمُ به این آشغال دادم
....
....
...
اوه!
آاع
این چیه!؟
وای خدا
ببخشید مامان
دفعه‌ی دیگه...
برو کنار
آع
مامان؟
خفه! برو
اتاقت!
....
....
بیخیال
....
*انگشت کرد*
آااه
هااه
هااع
عااع
آاه
هااه
هااع
مینجون
کیم...!
اسمش همین
بود دیگه...؟
مینجون کیم
احتمالاً کیر گنده شُ
کرده توی کص
یونجو ، مگه نه؟
.....
........
لعنتی
خیلی عصبانیم
یونجوی جنده
آاه
آااه
هاه
هااع
هااه
آااه
مینجون کیم
تو...
عاااااییی!
هاع
هه هه هه
هه هه هه
هه هه هه
....
....
...
....
خودشه، ببینیم
تا کجا میتونیم
پیش بریم
چرا که نه؟
دیگه نمیشه
برگشت
خخخ
خخخ
دفعه‌ی دیگه سطح
کلاسمُ تغییر میدم
الان همه‌ی پولمُ...
واسه تغییر بدنم
استفاده میکنم
آپشن بدون درد استفاده نمیکنم
اینجوری با نصف قیمت میتونم
کلی تغییرات ایجاد کنم
دردش فقط
یه ثانیه‌ست
۱۵ میلیون
بزن بریم
انتخاب
*فشار داد*
دینگ!
هشدار
تغییرات همزمان بیش از اندازه
ممکن است باعث مرگ شود
از انتخاب خود مطمئن هستید؟
چی؟ این قراره
منُ بترسونه؟
ععع
من یه
ترسو نیستم
فقط یه بار
زنده‌ایم و باید
مثل یه مرد زندگی کنیم
بیپ
تخ
ها؟
*میلرزه*
*میلرزه*
اع
ها؟
چی؟
عوویی
وای
آخخ
آ
ا
ا
ا
ا
خ
آایی
عوع
عوخ
آاع
کمک!
وایسا
یه جای
کار میلنگه!
کنسل
کنسل
....
...
*ترکید*
☺
آ
ا
ا
ا
خ
عااع
جیک جیک
جیک جیک
وووممم
بیپ
بیپ
بیپ
...
...
لالالا...
من بهترینم
جذاب‌ترینم
نمیتونی انکارش کنی
چون من سکسی‌ترینم!
پایان

قسمت 31 تمام شد

این آخرین قسمتی بود که امروز بدون حساب می‌تونستی بخونی برای قسمت بعد فقط یه حساب بساز؛ کمتر از یک دقیقه و بدون هیچ هزینه‌ای. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 32

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی اپلیکیشن برای امپراطور شب
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت