اپلیکیشن برای امپراطور شب قسمت ۵ از ۹۰۱۱ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱
قسمت 5
نی توی سینیه
یعنی پشت کانتره
باشه
باشه
*داره میفته
آه
چی؟
*ریخت روش
آاا...نه
اوه خدا
خیلی ببخشید
خوبی؟
چیزیت نشد که؟
من خوبم
ببخشین
ببخشید
همش ریخت رو لباست
مشکلی
نیست
...
...
خیس شد
آه
اپلیکیشن برای
امپراتور شب
*میماله
عی!
خیلی ببخشید!
منظوری نداشتیم
فقط دستم خورد
...
نگران نباش
خوشم اومد...☺
یعنی مشکلی نیست
یونجو
با مشتری
چیکار کردی!
جونگهی
چطور به خودت اجازه
دادی به کیر مشتری دست بزنی؟!
از قصد بود، مگه نه؟
ای منحرف...
نه، بخدا من...
مشکلی نیست
خانم، سرش
داد نزنین
بهت ادب یاد ندادن؟
چطور میتونی بدون اجازه
به کیر مشتری دست بزنی؟
عمدی
نبود
داره آبرومُ
میبره
ببخشید آقا
من از طرف اون
عذرخواهی میکنم
اون تازه‌کاره
مشکلی نیست
هاهاهاهاها
نه، باید بهش
ادب یاد بدم
چرا همینجوری وایستادی!
زودباش عذرخواهی کن!
*سرشو آورد پایین
آخ!
خیلی خیلی ببخشید
همش تقصیر
من بود
...
...
چطور جرات میکنی
با پاپی من اینجوری
رفتار کنی؟
بیشتر ، برو
پایین‌تر
ببخشید
ببخشید
آخ
...
بهش بگو دیگه
به کیرش دست نمیزنی
ببخشید آقا
دیگه به کیرتون
دست نمیزنم
*گرفت
چه غلطی میکنی؟
فکر نمیکنی
داری زیاده‌روی میکنی؟
کی با کارمندش
اینجوری رفتار میکنه
نکنه میخوای تو
اینترنت معروف شی؟
ععع
باشه، خودتون
حلش کنین
این ضرر به پای
خودته یونجو
...
باشه
چیکار کنم؟
چطوری غرامت بدم؟
اون جنده
عجب فرصت خوبی
برام فراهم کرد
*زیرلب حرف
میزنه
☺
چطوره امشب بعد
از کار باهام شام بخوری؟
هان!
چه ساعتی
کارت تموم میشه؟
تقریباً شیفتم
تموم شده ولی...
پس بیرون
منتظرتم
زودباش بیا
اوه!
ببخشید آقا
...
بیپ
بیپ
...
....
...
بشین
راحت باش
باشه
...
ولی من باید
براتون شام بخرم
نگران نباش
من تو حسابم
۱۰۰۰ دلار دارم
هه
1000 تا
تا حالا نیومده بودم
همچین جایی ولی مطمئنم
بیشتر از هزارتا نمیشه
ولی بازم همه
چی تقصیر من بود
من باید پرداخت کنم
گفتم تو نگرانش نباش
همینکه با دختر خوشگلی
مثل تو شام بخورم
برام کافیه
آه
تق
تق
بیا تو
سفارشتون چیه؟
دو پرس
سوشی مخصوصتون
بیارین
حتما قربان
...
بفرمایید
خوشمزه
بنظر میاد
از غذاتون
لذت ببرین
اوه راستی
چیزدیگه‌ای
نیاز دارین؟
تا وقتی صدا نزدیم
کسی مزاحم نشه لطفاً
*چشمک
حتماً
...
این تیکه رو
توی فیلم دیده بودم
شروع کن
باشه
ممنون
راستی، چند سالته؟
من...21
جدی؟
پس من جوونترم
20 سالمه
واقعاً..بهت نمیخوره
چی؟!
منظورت اینه
من پیرم!؟
نه...نه
...
هاهاها
فقط واسه این سن خیلی بالغی
ها
ها
ها
یعنی یه پیرمرد
غر غرو هستم؟
نه بابا
نوم
نوم
نمیدونستم میتونی
اینقدر قشنگ بخندی
همیشه اخمات تو هم
بود و ناراحت بودی
هاه
اوه
نوم
راستی...
چرا اینقدر
خجالتی و سر
به زیری!؟
چرا جونگهی سر هر
چیزی سرت داد میزنه؟
خب... چون
همش اشتباه میکنم
فکر نکنم مشکل این باشه
بنظر میاد ازت متنفره
نوم
راستش
...
مادرم صاحب کافه‌ست
هان!
جدی!؟ لاتاری بردم
من راحت این
کار رو به دست آوردم
واسه همین جونگهی
باهام خوب نیست
اگه دختر مالک کافه‌ای
نباید باهات بهتر
رفتار کنه؟
خب آره ولی فکر
کنم مادرم بهش گفته
اینجوری باهام رفتار کنه
چرا یه مادر
باید همچین
کاری کنه؟
من...
چون خیلی احمق
و دست و پا چلفتیم
واسه همین
بهم سخت
میگیره
...
یعنی من در حد
استاندارداش نیستم
اگه یکم باهوشتر بودم
حتماً دوستم داشت
عیح
عیح
چی میگی
یونجو؟
تو نمیدونی چقدر
باهوش و خوشگلی؟
مینجون
عووم
عووم
یونجو، تو
خیلی خوشگلی
و لیاقت اینُ داری
که بهت عشق
ورزیده شه
عمم
مینجون
...
عووم
عوووم
هاا
هااا
...
آاه
آاه
عووم
عووم
مینجون
عووم
هه هه، تو دیگه
مال منی یونجو
خخخخ
سکسرینگان
آاااه
آااه
پس نقطه ضعفت
نوک ممه‌هاته
هااا
مممم
عووم
آاه
آاه
مینجون
عووم
آاه
هااه
*گرفت
نه، تو نمیتونی
چرا؟
هاه
چرا نه؟
خُب..
ما تازه آشنا شدیم
فکر نکنم اونقدر صمیمی
شده باشیم که...
ولی ببین! بدنت آماده‌ست!
نوک ممه‌هات شق شدن
عوی
آاه
پس میتونیم
*کشیدش
هااایی
مینجون!
پایان

قسمت 5 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 6

این قسمت را دوست داشتی؟

۲ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی اپلیکیشن برای امپراطور شب
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت