اپلیکیشن برای امپراطور شب قسمت ۴۳ از ۹۰۳۴ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴
قسمت 43
کارم تموم شد
میتونم برم؟
آره
کارت خوب بود!
خدافظ میهی
حرومزاده
....
ولش کن
غذاتو بخور
ایول...چقدر
خوشمزه‌ست
رینگ رینگ
غذاتو بخور من الان میام
باشه
بیپ
بفرمایید
آقای مینجون؟
من یونا لی از
بانک سهان هستم
به به، ببین
کی زنگ زده
اپلیکیشن برای
امپراتور شب
یونا لی... یه حسی
بهش دارم که نمیتونم
بیخیالش شم... باید
برم پیشش
آقای مینجون کیم؟
بله؟
اومدین خانم
یونا لی ببینین؟
اسم من جیسو کیه
لطفاً دنبالم بیاین
باشه
وییررر
ببخشید
میپرسم
چه رابطه ای با خانم
یونا لی دارین؟
نمیدونم؟
فکر کنم هیچی
جدی!؟
عجیبه
چرا؟
آخه این اواخر
خیلی راجبه شما
حرف میزنه
جدی!؟
چرا...!؟
نمیدونم
دینگ
بفرمایید
قربان
ممنون
....
خانم لی؟
آقای کیم برای
ملاقاتتون اومدن
اوه، آقای کیم
خیلی سرم شلوغ بود
نتونستم خودم بیام
استقبالتون
سلام
مشکلی نیست
جیسو، لطفاً برامون
چای بیار
باشه
خانوم
خیلی خوشحالم
دوباره میبینمتون
هه هه
دفعه‌ی پیش با لمس کردنم
هیچ واکنشی نشون نداد
امروز یه چیز
قوی‌تر آماده کردم
ببخشید، من کف دستم
درد میکنه، میشه دست
ندیم!؟
بفرمایید بشینید
مرسی
از اولش باهام
سرد برخورد کرد
این مرد...
اوندفعه که باهاش دست دادم
بدنم یه جوری شد
مرد
خطرناکیه
جادو جمبل میکنه؟
راستی، میخواستین
راجبه چی باهام
صحبت کنین؟
خب، مسأله
اینه که...
همونطور که میدونین
حسابم پر از پول شده
ولی نمیخوام همینجوری
توی حسابم ولش کنم
....
فکر کردم خوب
میشه صحبت کنیم
که چطور میتونم...
با پولم سرمایه‌گذاری کنم؟
....
حس خوبی ندارم
که پولمُ به یه غریبه
بسپارم...
بیکار موندنم
توی خون من
نیست
فکر کردم خوب
میشه یه شرکت راه‌اندازی کنم
جان!؟
دست خدا
گیرت انداختم
یونا لی
با این قدرت
به زانو درمیای
تق تق
بیا داخل
وو
شش
...
....
الان وقتش
نبود جنده
شرکت خاصی
مد نظرتونه؟
خب... نه
قبلاً بیزینس
خاصی داشتین!؟
نه
پس به جای افتتاح یه شرکت جدید
توصیه میکنم یه شرکت که توی
بازار هست رو بخرین
به نظر
خوب میاد
راستی، اگه قرار
باشه یه شرکت
بخرم...
دوست دارم
شما اداره‌ش کنید
جالبه، قراره
دقیقاً چیکار کنم؟
نمیدونم، مثلاً
منشی مخصوص
من بشی
برام قهوه
بیاری و از این
جور چیزا
قهوه؟
هه هه
آقای مینجون!
خیلی بی ادبین!
میدونین خانوم لی کیه؟
خانوم یونا لی...
دختر رییس بانک سهانه
جیسو
کافیه
دختر رییس؟
واو، جک پات زدم
خانوم لی
چطور میتونین
منشی یه آدم...
گفتم
بسه
جالب به نظر میاد
پس وقتی شرکتتُ
خریدی بهم زنگ بزن
بهش فکر میکنم
هاهاهاها!
همونطور که فکر میکردم زن با شخصیتی هستی
البته از دختر رییس همچین بانک
بزرگی کمتر از این انتظار نمیرفت
پس من دیگه برم
وقتی شرکتمُ خریدم
بهت زنگ میزنم
میتونیم بعداً
دست بدیم
به سلامت
میبینمت
بووم
خانوم لی
تو با خودت
چه فکری کردی...
مشکلی نیست
این مرد یه چیزیش هست
باید بفهمم چی؟
خانم لی
هاهاهاها!
من میخوامش
من این زنُ میخوام
یونا لی
یه روزی
مال من میشی
هاهاهاها
رینگ
رینگ
دایون!؟
دایون سئو
سلام دایون
چه خبر؟
میجون! مینجون!
باورم نمیشه!
عایی
عویی
چیه!؟
آروم باش
و توضیح بده
خب میدونی...
امروز آزمون
مقدماتی گروه بود
و من رفتم برای آزمون
اوه خدا...
جدی!؟
تبریک میگم
همیشه چون خوب
نبودم، رد میشدم
ولی امروز خیلی
حس خوبی داشتم
و رفتم روی صحنه
و... و...
پوستم خیلی
درخشان و نرم
شده بود
مطمئنم
اینطور
بوده
همیشه نت بالا رو
نمیتونستم بخونم ولی
انگار حنجره‌م باز شده بود
خیلی راحت نُت بالا رو
خوندم و قبول شدم
مهارت غیرفعال:آب مقدس
آب کیر رهبر فرقه خاصیت شفادهنده
و جوان سازی داره و برای درمان
بیماری‌ها قابل استفاده است
حتی در مواردی بیماریهای لاعلاج نیز درمان می‌شود
پس روی صدا
هم جوابه
عجب چیزیه
راستی...
فردا آزمون
نهاییه... ولی
میدونی...
هان؟
چیه؟
لطفاً بد
برداشت نکن
میشه یکم دیگه
از اسپرمت بهم بدی؟
پایان

قسمت 43 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 44

این قسمت را دوست داشتی؟

۲ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟۱ نفر حسشان را گفته‌اند
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی اپلیکیشن برای امپراطور شب
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت