محله داف پرور
قسمت 41
اوه گوشیشو جا
گذاشت...
محله داف پرور
ترجمه اختصاصی سایت
سرراست
Geralt^_^
اینکارو نکن
اگه بذاری بریم
به کسی چیزی نمیگم
در هر حال کار من
با این شهر تموم شدست
بس کن!
هااه الان وقتشه
که همشو در بیارم
وااای!!
واای بس کن...
هااا تو خیلی
خوشگلی دختر
جون میدونستی؟
آاه نمیتونم وایسم
...
هاااه!!
آه!
وای...
هااا... این خیلی
درد داشت...
هااا...
تقاصشو میدی
جنده!!
وااای!
برگرد اینجا!
هاااه...
هاه...
آه...
هائه این...
یون هو...
چطوری...
آخرین حرف قبل اینکه
بزنم صورتتو بیارم پایین
چیه؟
خوشحالم اینجایی
میتونید پیش هم
بمیرین
هااا...
وای!
حرومزادهههه
چه گوهی خوردیی؟؟؟
جانگ یون هو
کافیه...
ها هائه این...
بیا بریم
خونه...
آره بیا بریم
از اینجا
فاک...
ترسیدی نه؟
چیزیت که نشد؟
نه من خوبم
وای گوشیمو
پیدا نمیکنم
فکر کنم زیر میز افتاد
بذار یه لحظه برگردم
میارمش
باشه مراقب
باش...
ها؟
ایناس که بده...
اون گوهو بیار
پیش من!
هائه این!
اوه...
بیاد بدوییم!!
ها چرا
چیشده؟؟
چیی؟!
بیا اینجا!
اوه...
اوه نه...
ای موش کثیف...
ادامه بده تا با دست
خودت قبرتو بکنی...
گردنتو میشکنم
اوه...
ادامه دارد...
داستان های بیشتر در سایت
سرراست
Geralt^_^