قسمت 28
خودت میدونی
نونا...
بذار بازم آبمو تو
کصت خالی کنم
آه...
محله داف پرور
ترجمه اختصاصی سایت
سرراست
Geralt^_^
بس کن...
ولم کن بذار حرف
بزنم...
منو تو موقعیت سخت
میذاری همش...
وااای!
آخ...
اوه...
نونا!!
چی؟؟
عاح چیکار میکنی...
وااای تو خیلی بدی
چطوری میتونی...
هاااه
عاااح
نونا ...
چطوره؟ دوست
داری؟
حالا میذارمش توش...
عااح...
آه نونا...
وقتی لیسش زدم کیرم
راحت تر رفت توش...
عاااح هممم...
آه...
دلم میخواد عمیق تر
بکنم توش...
عااای...
پاهامو خیلی باز
کردی...
اوهوم...
حس میکنم کیرم تا
رحمت فرو رفته...
عاااح
من ارضا شدم...
عااااح
عاااح ...
آه نونا...
عاااح وایسا...!
آه!
هاااه
ممکنه بخورم زمین...
منو بذار زمین...
اما نونا من دوست دارم
پوزیشنای مختلفو تست
کنم...
چی؟ این چه
پوزیشنیه آخه...
من میترسم...
زودباش منو بذارم زمین...
تو سنگین نیستی
اصلا
عااااح
عاااح تو خسته
نشدی؟؟
آه ...
اصلا! تو خیلی
سبکی نونا!
حتی فکر میکنم میتونم
کل روز اینکارو بکنم!
عااای!!!
هااه
نونا...
اوومم...
اوووم...
واای...
نونا...
آبم داره میاد...
عااح باشه...
آبم اومددد!!
هااااه!
عاح ...
تو بار آبتو ریختی
توم...
اومم...
ازش لذت بردم
نونا...
ادامه دارد...
داستان های بیشتر در سایت
سرراست
Geralt^_^