قسمت 27
اومم...
محله داف پرور
ترجمه اختصاصی سایت
سرراست
Geralt^_^
عاح بسه...
چرا درش نمیاری...
داره حال میده...
میتونم یکم توش نگه دارم؟
چقد میخوای اینطوری
بمونی...؟
تو که آبت اومد مگه
نیومد...؟
چرا
ولی جاش گرم و نرمه
نمیخوام درش بیارم نونا...
فکر کنم توش نگه داشتم
دوباره داره راست
میشه
چییی؟!
مگه میشه؟؟
به هر حال بسه
دیگه بیارش بیرون
هیس وایسا...
فاک چقد حشری کنندس
فکر نکنم دیگه بتونم
جلوی خودمو بگیرم...
من واقعا ریختم
توش؟
باید برم حموم...
خوش شانس بودم این شورت
پامه و گرنه میریخت رو تخت...
نونا...
تو چرا انقد سکسی
هستی...
این اولین باره همچین
حسی دارم...
وااای!
چکار داری میکنی؟؟
منو ببخش نونا ولی دیدم
اگه شورتت خیلی خیس
نشده...
میخوام شورتمو
بندازم بیرون...
نگران نباش زود عوض
میکنم...
میرم خودمو بشورم...
زودباش برگرد اتاقت
امم باشه
شب بخیر نونا
این چه حسیه...
چقد آبش زیاد
اومده...
اوه...
اوه نونا!
تو چیکار میکنی...؟
این چه سوال
مسخره ایه؟
میخوام برم دستویی
بعدا برو
تو بری دستشویی بیرون
آوردنت با خداست
من پنج دقیقه ای
کارمو میکنم...
به من ربطی ندارههه
برو طبقه اول!!
اه باشه...
ولی این چه جورابی
بود تن نونا...؟
با اون حوراب این موقع
شب چیکار میکرد؟
چرا داخل خونه همچین کاری
میکنم...
خیلی خطرناکه...
همش تقصیر یونهوئه...
اه چقد لزجه...
کامل خیسم
کرده...
زود دوش بگیرم
بعدم بخوابم...
هوف...
روز سختی بود...
هاااا!!
...
نونا...
سرصدا نکن...
اینجوری چیکار میکنی؟؟!
داشتم زهره ترک میشدم...
نگران بودم تا منو ببینی
داد بزنی...
بگو چرا هنوز تو اتاق
منی...
و این چه لباسیه
پوشیدی...
رفتم خونه شستمش...
ولی خب هر کار
کردم چیزم نخوابید...
ببینش!
وااای چرا هنوز
سفته...
من با این چیکار
کنم الان...
امم نونا نمیتونم با این
وضعیت بخوابم...
باید بهم کمک
کنی نونا!!
هااا!!
بهت گفتم سر صدا
نکن...
هااا
هممم
من الان باید بخوابم...
نمیتونم اتجامش
بدیم...
نونا امروز روز امنته
برا همین شهوتم خالی
نمیشه...
سکسی که داشتیم منو
دیوونه کرد...
خب میخوایچکار
کنی الان...
خودت میدونی نونا...
میخوای بازم بریزم
توت
عاه...
ادامه دارد...
داستان های بیشتر در سایت
سرراست
Geralt^_^