محله ی داف پرور قسمت ۲ از ۴۷۲۵ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵
محله داف پرور
قسمت 2
ترجمه اختصاصی
سایت سرراست
میخوای طعم نونا
رو بچشی..؟
محله داف پرور
ترجمه از Geralt
اون روز دقیقا همچین روزی بود
روزی که من اولین تجربمو
به دست اوردم
هیچ وقت اون روزو یادم نمیره
شاید اینجوری با این ویو
بهتر بتونی منو بکنی
این اولین بارته خیلی
سخت نگیر به خودت
بله نونا...
فقط باید اینطوری
بکنم توش..؟
کجاست سوراخ...
خوب بگرد
یکم تلاش کنی
پیدا میشه خودش
آروم...
آروم بکن توش...
سوراخت کوش...
آخ رفت
توش!!
نونا درست انجام دادم؟
اره عاح...
خیلی خوبه...
حالا میتونی با سرعت
بیشتری انجامش بدی...
این کارو میمونم میتونه
انجام بده
تا میتونستم کیرمو به هلال
کونش فرو کردم و از کص و کون
گاییدم نونا رو
این اولین بارم بود که
طعم کص رو میچشیدم!
عااحح
هر چی بیشتر تلمه میزدم حشری تر
میشدم و سرعتم بیشتر میشد
عوووف عالیههه...
همش گوشت بود...
آاااه نونااا...
صدای برخورد گوشت با گوشت
گرمای کصش داشت کیرمو به
آتیش میکشید
عااححح
آاهههه عالییه نوناا
اون روز گاییدن یک زن حشری
رو با اعماق وجود یاد گرفتم
آاااههه دیگه
نمیتونم نگهش دارم...
نه الان نه!!
لطفا یکم دیگه یون هوو...
آاااااه...
منو ببخش نونا...
عاحح
عااححح
فاک ...
آبت اومد؟!
من نمیدونستم اینکه آبم اومد
به خاطر حشریت زیاده فقط فکر
میکردم زمان به سرعت گذشت
اوف‌.
قبل اینکه بفهمم
آبم اومد...
هااا...
مهم نیست...
این اولین بارت
بود...
از اولشم میدونستم نمیتونم
یوجو نونا رو راضی کنم
تو اول برو بیرون
یون هو
باید یکم اینجا رو
تمیز کنم
این منو متعجب کرد چون حس
کردم قرار نیست رابطمون تغییری
کنه
هوف...
کی میتونم همه چیزو
کامل بهت یاد بدم...
قبل اینکه برم بیرون این
حرفشو شنیدم...
یوجو نونا فاصلشو با من حفظ
میکرد ولی در عین حال منو نزدیک خودش
نگه میداشت مثل قبل
و هیچ وقت اتفاقات اون شب
دوباره تکرار نشد
فااااااک
دیگه خوابم ندارم حتی!!!
این واقعیت که نونا منو با دنیای
سکس آشنا کرده بود باعث شد من
در وضعیت اسفناکی به سر ببرم
هاااا...
گوه توش...
از اون شب همش به فکر
سکس با یوجو نونا ام
با تموم سختیاش یک سال از
اون قضیه گذشت
اه...
همم...
به نظر سوجونگ نونا
سخت مشغول درس خوندن بود..
اون تمام وقتشو برای
درس گذاشته بود...
سو جونگ نونا از یه خانواده
چهار نفره بود
پدرش کارمند کارخونه بازی سازی
بود و مادرش خونه دار
سو جونگ دانشگاه قبلیشو ول کرده
تا برای دانشگاه بهتر تلاش کنه
سو جونگ نونا یک سال از من کوچیکتره
و تمام مدت مجبوره با مادرش تو خونه
سر و کله بزنه
هاااع...
از بین مادرای محله
آه یونگ آجوما از همه
ترسناک تره...
ولی مامان من از همه
مهربون تره هه هه
بدو دیگه ه‍ائه این!
چه زود اومدی
پنج دیقه دیگه میام
هعی
زود باش منتظرم
یه زمین تنیس
اونجاست
دیگه نمیتونیم توش بازی
کنیم...
چرا باید رویداد تنیس
تبدیل به شنا بشه...
ها؟
اون چیه...؟
چی؟
ولش کن فکر کنم
یه چیز عجیب دیدم...
اونا فقط دارن ساخت و ساز
میکنن چیش چشتو گرفت؟
تو که توی اینکارا
هم نیستی
نه یه لحظه فکر کردم
یه در آهنی بالای اون خاکریزه...
جدا...
چقد پسرا نا امیدن از زندگی...
یه چیز عجیب
همیشه عجیبه
من چیزیی عجیبی
ندیدم فهمیدی؟
باشه شاید من
اشتباه میکنم
آه دارم میترکم
فک کنم شام زیاد
خوردم
آه...
امروز اصلا نتونستم
یوجو نونا رو ببینم
اون گفت کاراش تموم شده
پس چرا نمیاد منو ببینه
اخیرا خیلی خوشگلتر
شده...
فاک...
کون یوجو نونا...
اگه میتونستم فقط
یه بار دیگه بکنم توش...
به اون کون گندش
چنگ بندازی و تولوپ
تولوپ تولوپ...
فاک خیلی خوبه...
کیر توش من کص
میخوااام!!!
آه... من فقط یه دور
با سوجونگ بازی میکنم...
چرا هیچی نگفته
از اون موقع...
آه الان واقعا میخوای
من بیام؟
هممم ... یعنی باید از این
راه برم چون یکم دیر شده؟!
هعی...
اونجایی نونا...
هیییی
ترسوندیم!!
هه هه...
منو ببخش نونا
هاا...
جونگ یون هو یاد بگیر
اول در بزنی
منظورم اینه از پنجره
نیا تو لطفا
باشه دفعه بعددحواسم
هست...
دفعه بعد در نمیزنم میام با
لگد هه هه
آه...باید اتاقمو با
سو جون عوض کنم...
خیلی داری اذیتم
میکنی جدیدا...
هه هه ده سال گذشته
الان میخوای تسلیم من
شی؟!
بعدا میخوای رد شی
از اینجا آره؟
من باید درس بخونم پس
بمون پیش سئونگ جون و یکم
باهاش بازی کن
باشه نونا
یه دست باهاش
بازی میکنم...
عاوووو...
پشمام
سو جونگ نونا هم
دختره ها راستی...
مثل یوجو نونا...
اونم کص داره...
چرا به فکرم نرسیده بود
به سوراخ سو جونگ نونا
رسیدگی نکنم؟
ادامه دارد...
داستان های بیشتر در سایت
سرراست
Geralt^⁠_⁠^
پایان

قسمت 2 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 3

این قسمت را دوست داشتی؟

۲ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی محله ی داف پرور
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت