71
تابستان سکسی
همینکه دستامُ باز
کنم میکشمت!
اجازه نمیدم
دستاتُ باز کنی
آه...!
من زندگیتُ نجات دادم!
چطور میتونی اینکارُ باهام
کنی...!؟ حرومزاده...
انگار اون یکی
سوراخت حساستره
هه هه
نه، اصلنم نیست!
اگه بخوای کار مزخرفی بکنی
بخدا میکشمت!
باشه بابا...
پس میکنمش اینجا
آه...!
فشار
آه...!
آااااااه....!
ممهشو گرفت
مهراب...
نمیتونم نگهش دارم!
فوقالعادهست که همچین
بدن ظریف و کوچیکی
میتونی اینحوری ارگاسم شی
بهت گفتم سه بار
پشت هم انجامش میدیم، درسته؟
پس هنوز دوبار مونده
ادامه بدیم؟
چرا خودتُ
انداختی رو زمین؟
بیخیال، بذار
ببرمت رو تخت
چارهای نیست!
باید بیهوشش کنم!
آه...!
بهت گفته بودم
میکشمت، مگه نه؟
آه...!
آه...!
بسه! این تقلبه!
چون دستام بستهست
نمیتونم خیلی فشارش
بدم...!
آه...!
آه...!
این دیگه بسه!
هی!! بهت گفتم
کار مزخرفی نکن!
اگه دختر خوبی بودی
دستاتُ نمیبستم و
اینکارو نمیکردم
آه...!
بس کن!
انگار واقعاً منحرفی!
رفت توش
بنظر میاد که
خیلی حال کردی
هه هه
آه...!
نه! خیلی
هم بد بود!
نظرت چیه مثل دفعه
قبل هیجانانگیز ترش کنیم!؟
اگه بتونی سه دقیقه
اینُ تو کونت نگه داری
و ارگاسم نشی میذارم بری
البته درسته باید
ازت انتقام بگیرم
ولی همونطور که خودت
گفتی خیلی بهت بدهکارم
پس اگه اینکارو کنی بیخیال
انتقامم میشم!
لعنتی، این دیگه
رسماً رد داده...
باید چیکار کنم!؟
اگه هم که نمیخوای
دوبار دیگه مونده بود
به کارم ادامه میدم
چارهای ندارم
همینکه دستام
باز شه...
باشه، قبوله!
بکنش توم!
آه...!
حالا خوشحالی؟
تایمرُ استارت کن!
آاااخ!
آه...!
چی!؟ نگفتی دوتاشُ
میکنی توم!؟
مگه گفتم
یکی میکنم
توت...!؟
هه هه
میکشمت
تایمرُ استارت کن
کردم، ده ثانیه
هم گذشته
لیسش نزن!
هه
از عمد اینکارو
میکنی، نه!؟
اینقدر دلت میخواد
برنده شی!؟
آه...!
آه...!
چقدر مونده!؟
آه...!
آه...!
تموم نشد!؟
موفق شدی
اوووف!
آه...!
همینکه دستامُ باز کنه
جوری میزنمش که زوزه بکشه!
آه...!
چیکار میکنی؟
نه... بس کن
نمیتونی... نه!!!
آه...!
مهراب... بس کن!!
آه...!
همیشه کنجکاو
بودم چه حسی
داره از کون بکنی!
نه! نمیتونی!
آه...!
این دیگه
چه حسیه!
بکشش بیرون!
واقعاً عالیه!
دارم ارضا میشم!!!
لطفاً بکشش بیرون!!!
ادامه دارد...