تابستان سکسی قسمت ۷۰ از ۸۶۲۲ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲
تابستان سکسی
هانیه...
فاک
میدونم آخر سر دلش برام
میسوزه و میذاره بکنمش
مهم نیست چقدر
بدجنس بازی دربیاری
من میدونم تو چقدر خوبی
مطمئنم الان با یه
نگاه خجالت‌زده
بهم زل زدی
شاید این از یه مکالمه
ساده پرمعنی‌تر باشه
ولی چرا قلبم
اینقدر تند میزنه؟
حالا فهمیدم چقدر
باهات بد بودم...
باید بیشتر بهت
توجه میکردم!
همیشه بین تو
و یاسمن گیر کرده بودم!
و نمیتونستم تصمیم بگیرم
ولی تو فقط به
من فکر میکردی...
آه
قلبم داره منفجر میشه
آبم داره میاد!
فاک
مطمئنم بعد این
از خجالت نمیتونه
تو چشام نگاه کنه
آااه
ولی نگران نباش
من حرفی نمیزنم
فقط محکم بغلت میکنم
اونقدر محکم که
دردت بگیره ولی
ولت نمیکنم
آه
آاااه
چرا زودتر نفهمیده بودم؟
تو همیشه پیشم بودی
آه...
هانیه...
دیرررر
مهراب..‌
هانیه!
ها...
هااا...
باید یه چیزی بهت بگم
ولی قلبم خلی
تند میزنه... فکر
کنم داره...
هنوز تند میزنه
ولی فکر کنم داری
بهتر میشی، باید کار
کرده باشه
مهراب... منو
شناختی؟
ها...!؟
تو چرا اینجایی!؟
تو بودی!؟
اوووف...
بدجور ترسوندیم
نکنه ناراحت شدی
من هانیه نیستم؟
کمرت بدجور پر بودا
نه... یعنی...
چرا اینکارو باهام کردی؟
اول باید آبت بیاد...
بعداً برات توضیح میدم
چی؟
آاااه!
ستاره! نه!
میدونم هنوز
خیلی حساسی
شنیدم واسه بعضیا
یه بار ارضا شدنم
کافیه
ولی تو فرق داری
مالش
منو ببخش!
مهراب...
ویرررر
مهراب؟
آه
مهراب...
مهراب...
چی شده؟
اوه نه...
قلبش بدجور تند مزنه
و داره میسوزه
امکان نداره...
نکنه...!؟
رینگ
رینگ
الو؟
دکتر! یادته اون پسره
که مشکل قلبی داشت آوردیم
پیشت؟
یه پسر دیگه پیدا کردم
همون مشکل داره... تب کرده
قلبشم خیلی تند میزنه
اینقدر تند میزنه که
فکر کنم داره منفجر میشه
اون بیماره بهش
شوک قلبی دادیم
همی الان باید بیاریش
بیمارستان
وضع اون بیماره الان پایداره
ولی ممکنه بازم حالش بد شه
مطمئن نیستیم چه مشکلی داشته
اگه درمانش نکنیم
ممکنه اثراتش دائمی
بشه مثلاً ممکنه سیستم
عصبیش به چوخ بره
ولی فقط دوتا کشتی
هر روز از اینجا حرکت
میکنن، نمیتونم بیارمش
دنبال کرایه قایق رفتم
ولی بازم حداقل سه ساعت
طول میکشه برسیم بیمارستان
چی؟
کاری نیست بتونم خودم
براش انجام بدم؟ حالش داره
بدتر میشه
اوه نه
پس....
یه چیزی هست که
ممکنه جواب بده
جدی؟ چی؟
اگه بتونی یه جورایی
اندروفینی که تو بدنشه
رو خارج کنی ممکنه خوب شه
چی چی؟
منظورم سکسه
آبشُ بیار
سکس...
ولی باید بدجور
تحریکش کنی
سکس معمولی
جواب نمیده
اوه...
هی! برگرد!
اون مدارک بیار!
تحریکش کنم؟
هانیه...
خیله‌خب
حالا برابر شدیم
آه!
...
....
نه! لطفاً منو ببخش!
آه...
آاااه!
آاااخ!
منتظر یه فرصت بودم
تا تنبیهت کنم، انگار بالاخره
شانس بهم رو کرد
دردم گرفت
ستاره لطفاً
منو ببخش
ولم کن
ستاره
ستاره
لطفاً
التماست
میکنم!!
وقتی التماس میکنی
خیلی بامزه میشی
داشتم گولتُ
میخوردم
هممم!
ممم
.....
....
عممم
همممم
آااق
آااه
چکید
آررر
فکر کنم داری
آروم میشی
ولی چون ازت خوشم‌میاد
ادامه میدم
هااا
میخوام مطمئن شم
آخ
هااع
هااع
هوووع
هااع
آههه
عااا
هاااه
دیگه باید برگردم
پیش مهراب!
این دستشویی کجاست؟
بیخیال!
دیگه نمیتونم!
درکش نمیکنم
مهم نیست چند بار ارضا شده
بازم کیرش شقه
ولی الان آرومتر شده
بعداً بای بخاطر این
ازم تشکر کنی
فکر کنم تبت
از بین رفت
راستش... بخاطر...
تو کی...!؟
میدونم میخوای بخاطر
کمکی که بهم کردی و درسی
که بهم دادی ازت تشکر کنم
مگه نه!؟
وایستا!
بازم نوک ممه‌هاتُ
با اینا پوشوندی
آاااه!
وایسا مهراب...
من فقط میخواستم
کمکت کنم
مریض حالش خوب شده بود
ولی فهمیدیم وحشی میشه
هنوز دلیلشُ نمیدونیم
صورتیه
نه...
عاشقشم
ادامه دارد...
پایان

قسمت 70 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 71

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟۱ نفر حسشان را گفته‌اند
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی تابستان سکسی
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت