قسمت 59
نقشم گرفت
بازکردن قفل کصش
مترجم: LichKing
هومم ارباب
ارباب هومم
هوفف
چخبره؟!
هااااع!
این کیه؟؟
بخاطر تاریکی
نمیتونم ببینم
لعنتی!
با فرض اینکه نصف شب
میاد روی کیرم سواری
ممکنه سوجونگ باشه؟
ولی آخه بعد انجامش
تو کل دیروز دیگه نباید میومد
عااحح
هرچند حسشم
با سوجونگ
یکمی متفاوته
پس یعنی سو وونه؟
عااحح
ولی باید..
اعتراف کنم..
این حرکت کمر
فوق العادس
عااحح
سوجونگ تویی؟
عااح
عااح
عااحح
یا تویی سو وون؟
عااحح
آخ وایساا
ابم داره میااد
عااحح
هاااا؟!
عاا
حح
بنظیره!
عااااح
عااااح
عااااح
عااااح
عااااح
عااااح
عااااح
همشو بریز توم
عااااح
عااااح
اوه!
کص و کونتو
جمع کن!
عاا..!
تو اینجا چه
غلطی میکنی؟؟
هاهه
هاههه
حیف شد، اگه یکم
دیرتر میفهمیدی
ریخته بودی توم
هی با توئم!
چطور اومدی اینجا؟
آهه!
سو وون رمزو
بهت گفت
بازم که داری
دروغ میگی
اگه منو باور نداری
چرا خودشو از خواب بیدارنمیکنی
و از خودش نمیپرسی؟
یادته چی گفتم؟
میخوای این عکس
پخش بشه؟
نه خواهش میکنم
فقط انقدر دلم برات
تنگ شده بود که
نمیدونستم چیکارکنم
ععع!!
مهم نبود چقدر تحمل میکردم
یا سعی میکردم نزدیکت نشم
ولی تو یادی از من نمیکردی
براهمین..
میشه باردارم کنی؟
مستی؟! آخه اینجوری
رفتار نمیکردی
هاهه
چرا خود همیشگیمم
با این تفاوت که
اینسری واقعا مطیعتم
یا اگه دوست داشته باشی
میتونی تو گلوم بریزی
این روانی تو پیدا کردن
نوک سینه خیلی ماهره
شایدم بخوای جرم بدی
ترجیح میدم انقدر بکنیم
تا پاره شم
تموم سوراخامو
اونقدر بکنی تا جایی که
ابی واست نمونه
اونم درست وقتی
سو وون و سوجونگ خوابن
میتونیم مخفیانه
خوش بگذرونیم
بشین تا این
اتفاق ها بیفته!
نزدیک بود
بریزم توش ها
کوبیدن*
کوبیدن*
چنگ زدن*
چنگ زدن*
جیغ و داد*
جیغ و داد*
کوبیدن*
کوبیدن*
ای تخم سگ..!
اگه انقدر دوست داری
گاییده بشی تا...
ععع!!
نکن روانی
بس کن
هومم!
هومم!
با توئم
درش بیار
زبونتو نچرخون
دورش!
تا حلقت نبرش
شت!
هومم!
لامصب چرا انقدر
حس خوبی داره؟
هومم!
آخه چطور تو کارش
انقدر خوبه؟
خودت گفتی مطیعی
ولی دیدی اینم دروغ بود
کم کم دارم مقاومتمو
از دست میدم
لعنتی!
انقدر ادامه بده
تا خفه شی!
تو..
اوفف!
اگه میخوای منو
تسلیم کنی
کور خوندی
عمرا..!
فاکک!
دیگه واقعا نمیکشم
انگار کیرم داره ذوب میشه
هومم!
هومم!
تومش کن
د لعنتی!
هومم!
هومم!
هومم!
کیرم در آستانه
منفجر شدنه
هومم!
هوممم!!
هی هی روانی!
نشاش تو
اتاق من!
ببخشید الان همشو
پاک میکنم
نه انگار جدی
یه تختش کمه
میخوای برای هیجان
بیشتر بیشتر بریم هال؟
هنوز دوتا سوراخم
باقی مونده
اینجوری که فهمیدم
هرچقدرم مقاومت کنم
فایده ای نداره
اینجوری رفتارمیکنه
تا توجه منو بدست بیاره
ععع!!
پس چاره ای ندارم
جز رام کردنش
هال که هیجان نداره
چطوره بریم
یجا خفن تر؟
هاااا؟!
جوری که دیگه نتونه
هیچ مخالفتی با حرفای
من داشته باشه
فعلا از خونه
دور میشیم
آفرین
دختر خوب
بیا بریم
پیاده روی