باز کردن قفل کصش قسمت ۳۷ از ۷۱۷ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷
قسمت 37
سو وون..هوفف
عه تویی!
اولین باری که همو
تو این پارک دیدیم یادته؟
اول تورو به عنوان
یه منحرف اشتباه گرفتم
ولی الان که بهش فکرمیکنم
چقدر احمق بودم
متاسفم!
درباره ساحا
نمیدونم باورمیکنی یا نه
ولی از سر اجبار
باهاش سکس داشتم
نمیخوام ببینم
تو ازم متنفر میشی
همشو میدونستم
چییی؟؟؟
درحالی که اینجا
منتظرت بودم...
تائه یانگ همین الان
با من تویه هتل
سکس داشت
گفتم بهت
بگم که..
مراقب باشی
با وضعیت دست هاشم
آینده ای نداره
فقط بخاطر پولاته که باهاته
حتما به عنوان یه مرد خوب
تصورش میکنی
ولی لاشی تر از این حرفاس
شنیدن این حرفا
ناراحتم میکنه
پس خودتم قبول داری؟
واقعا آشغاله
نه منظورم این نیست
اگه پنج سالی که باهاش بودی
حتی یه خاطره خوب هم براش میساختی
اینطوری ولت نمیکرد
براش ناراحت میشم که
همچین حرفایی میزنی
من خودم شخصا بهش افتخار میکنم
که با یه کار پاره وقت به گذشتش غلبه کرده
راستش یخورده هم
دلخور شدم
ولی از اینکه خودتم
بهم حقیقتو گفتی
دیگه دلخور نیستم
آخه چطور میتونم ازت متنفر بشم
وقتی اینطوری از بودن کنارت
احساس خوشبختی میکنم؟
آخرشم زهر
خودشو ریخت
تو نگران ساحا نباش
برا اینکه اذیتت نکنه
از اون خونه میرم
نه لازم نکرده
همینجوریشم
همو کم میبینیم
بجاش بیا خونه من
بازکردن قفل کصش
مترجم: LichKing
و اینجوری شد که برا مدتی
مجبور به زندگی
تو خونه سو وون شدم
برای دوری از ساحا
پس کجایی!!
و انگار واقعنم جواب داد
نفهمیده که من کجام
زندگی باهم زیر یه سقف
مثل رویا میمونه
اینجوری نمیتونم
در جعبه هارو بازکنم ها
برای یلحظه بیا
همینجوری بمونیم
راستی سو
جئونگ کجاست؟
رفته بازار خرید
خب به من میگفت
تا خودم میرفتم
نه تو هنوزم باید مراقب باشی
فعلا نمیتونی از خونه دربیای
آره راست میگی
حواسم نبود
مردم میگن اگه گوشی رو
روی سرت بزاری
لرزششو حس نمیکنی
حالا توهم چیزی
حس نمیکنی؟
آره انگار واقعنی راست گفتن
فقط صداشو میشنوم
اونوقت این
یکی چی؟
هاا؟! چیو؟؟
عشق من به تو:)
به خونم
خوش اومدی
ععع!!
تائه یانگ...
سو وون...
هوفف..هوفف..
دیگه نمیتونم نفس بکشم!
تا اینجارو دویدم
که نکنه من نیستم
با خواهرم لاس بزنی
چشمم روشن!
اون مال منه!!
نخیرم!
مال منهه
برو اونور
من اول
پیشش بودم
جفتتون گمشید!
اوه راستی!
این برای اومدنت به خونم
و جبران هدیه ای که
قبلا بهم دادی
لازم نبود
زحمت بیفتی
عه شورته؟
آره سلیقه ای گرفتم
امیدوارم خوشت بیاد
چه دوخت خوبی داره
کشم میاد
خیلی تو خریدش دودل بودم
ولی خوشحالم که خوشت اومده
بزار یه پا بزنم
ببینم چطوره
هه دیوونه آخه کی
رو شلوار پوشیده
خب نمیتونم که
اینجا لخت بشم
وای خوابم نمیبره
دوست داشتم الان
تو آغوشش بودم
حتما خوابش برده
وگرنه الان آنلاین میبود
بهش پیام بدم؟
خروپف*
سو وون: میخوای باهم بخوابیم؟
وقتی خواهرم خوابش برد
هوممممم!!
اینم هدیه من به تو
دوسش داری؟
هوممم؟!
خیلی خجالت کشیدم
اولین بارم بود برای یه مرد
لباس زیر میخریدم
هومم!
هومم!
طرحشو
دوست داری؟
از هدیه
خواهرم بهتره؟
هوممممم!!
میخوای بزارم بری؟
آزادیه خودت
دست خودته
کلیدو بدست بیار
پایان

قسمت 37 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 38

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی باز کردن قفل کصش
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت