باز کردن قفل کصش قسمت ۵۵ از ۷۱۱۱ صفحه
مهمان · قسمت ۲ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱
قسمت 55
اه مینسو این وقت صبحی
زنگ زده چیکار؟
ببخشید خواب بودی؟
اگه میخوای بعدا زنگ بزنم
نه تازه از خواب بیدارشدم
بگو کارتو
میدونی که خالم توی
شهربازی کارمیکرد؟
دنبال یه کار پاره وقت
برا بعداظهر ها میگشتم
براهمین خواستم بدونم توهم...
کار پاره وقت؟!
خب من بعدازظهر ها بیکارم
خوبه اتفاقا شیفتش
زیاد سخت نیست
ولی دستمزدش خوبه
باشه فهمیدم زمان
و مکانشو برام بفرست
فراموش نکنی
خوبه اینجوری یه پول
بیشتری درمیارم تا بتونم
برا سوجونگ جبران کنم
بازکردن قفل کصش
مترجم: LichKing
انگار سو وون
رفته سرکار
سوجونگ هم...
کاش تا نرفتم سرکار
مخصوصا الان که خونه خالیه
از دلش دربیارم
درو بازکن
بابا غلط کردم
بیا حرف بزنیم
میدونم که
صدامو میشنوی
بیا حرف زدن
حلش کنیم
نیای میرم ها
من رفتم!
چقدر داد میزنه
خودتم بکشی
درو بازنمیکنم
تا به ارزشم پی ببری
واقعا رفتش؟
یهو خیلی ساکت شد
آخیش انقدر نگهش داشته بودم
که داشتم میترکیدم
دیگه داشتم
پشیمون میشدم
گیرت آوردم!
هومم!
هومم!
هومم!
گفتم دیگه
معذرت میخوام
تا کی میخوای
همینجوری
عصبانی بمونی؟
دهنتو بازمیکنم
تا حرف بزنیم
به هرحال
باید حلش کنیم
من با تو هیچ
حرفی ندارم!
همین حالا
بازم کن
عجب لجبازیه ها
انگار گوش نمیدی
چی میگم
ععع!!
چیکارمیکنی؟؟ نمیخوای
بیخیالم بشی؟!
مگه اون همه بهم
پیام نداده بودی که حشری؟
حالا میخوام کمکت کنم
اون چیه
دستت؟!
حدس بزن
هدیه ای که تو
بهم دادی
حس خوبی داره نه؟
چون از اون خوباشه
عاا
ههه
به نوک ممه هات
نگاه کن..چقدر نازن
از هدیم اینطوری
استفاده نکن
معمولا از یه قلم جدید
اینجوری استفاده میکنن
عااهه
حس عجیبی
دارهه
بس کن!
عااهه
نگفتی چطوره؟
حس خوبی داره یا نه؟
نه خوب نیست!
اگه نه پس چرا
خیس شدی؟
لازم نیست
دروغ بگی
دروغ نمیگم!
اصلا هیجان زده نشدم
دستتو بردار
بزار برم
باشه هرچی تو بگی
ولی..
این خیسی که راه افتاده
طبیعی نیستا
این یعنی
هیجان زده شدی
جیغغغ!
انگار موهای این قلمه
حس خوبی داره
انقدر اذیتم نکن
عااههه
پس دست از
عصبانیتت بردار
نههه!
عاا
ههه
اوه! یچیزی
داره بیرون میاد
روی سر قلم هم ریخته
چطور بود؟ به رفع
حشریتت کمکی کرد؟
نهه!
نه حتی یذره
ای بابا چه بد
پس مجبورم از دوستم
کمک بگیرم!
اگه بکنیش توم..
بیشتر ازت
عصبانی میشم
پس عصبانی شو
ببینم تا چقدر میتونی
عاا
حح
نه نه درد دارهه!
انقدر خودمم
هیجان زده بودم که
همشو یکجا کردم توش
عااحح
اینم جوری تنگه
هرکی ندونه
انگار بار اولشه
یلحظه شل کن
نمیتونم درش بیارم
چقدر زور داره
د ول کن!
نمیزارم درش بیاری!
اینجوریه ها؟
پس منم ادامه میدم
عااااح
عااااح
عااااح
عااااح
از وقتی کصت شده
هم اندازه کیرم
حس خوبی داره نه؟
هااااع!
دلم برای این حس
تنگ شده بود
هنوزم عصبانی؟
اههه نمیدونم..احمق!
هاهه
هاهه
ازت متنفرم اوپا
رفتی با آبجی ریختین روهم
خودت گفتی بیشتر از همه
دوست داری با من انجامش بدی
انگار الان
کمتر آشفتس
خب دروغم نگفتم
خودت میدونی که
چقدر دوستت دارم
واقعا؟؟
البته
پس اوپا یعنی
تو مال منی؟
بعد اینکه کارم تموم شد
بهت میگم!
عاااااااحح
پایان

قسمت 55 تمام شد

بدون حساب، امروز ۱ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 56

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی باز کردن قفل کصش
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت