چپتر 20
شب بخیر
سانگ جون...
لطفا نرو...
انگاری دارم تلف
میشم...
کل روز دراز
کشیده بودم
هایونگ و گیومجی هم
که پاشدن رفتن ججو
منم کل اخر هفته رو
بیکارم
جز تلویزیون هیچ کاری
ندارم
لطفا نرو...
منو تنها نذار...
خـ خانم...
میدونم که سریاله
ولی هیچیش
واقعی نیست
التماست میکنم
لطفا نرو...
اخه کی با
مادر رفیقش
میریزن رو هم؟
ولش کن باو
سریاله دیگه
خـ خانم؟!
هاه؟
دارم خواب
میبینم؟
چه اتفاقی داره
میفته؟
یکم ترسیدم...
میشه کنارم
بمونی تا خوابم
ببره؟
سانگ جون
تا خوابتون ببره؟
اره تا اون
موقع
انگاری به این
زودیا خوابش
نمیبره
مشکلی نداره؟!
اگه شق کنم
چی؟
اگه نمیشه...
ببخشید نباید
اینو ازت میخواستم...
نـ نه
داشتم فکر
میکردم فقط
چیکار دارم میکنم؟
نمیتونم که تنهاش
بذارم
میمونم پیشتون
تا خوابتون ببره
جدا؟
ممنونم ازت
نگران نباشین
و بخوابین
هیچی نیست
وقتی پیشمی
احساس راحت تری دارم
پس من میخوابم
امشب
انگار هیچی واقعی
نیست
نمیدونم که مین یونگ
هست یا نه
ولی دارم
شبو با کسی میگذرونم
که فقط تو ویدیو ها
دیدمش
هیجان و استرس
جفتشون مغزمو
پر کردن
حالا که نگاش
میکنم واقعا شبیه
مین یونگه
خال کنار چشمش
شکل لب هاش...
شبای این شکلی
گیومجی همیشه
پیشم میخوابید
همیشه سعی
میکرد ارومم کنه
وقتی استرس داشتم
جدا؟
پس اون شب
این کارو داشت
میکرد؟!
مامان...
گیومجی خیلی
مهربونه...
وقتی میترسین
گیومجی چیکار میکنه ؟
یکم خجالت اوره
...
ولی یا دستامو
میگرفت یا از پشت
بغلم میکرد
این همیشه
ارومم میکرد
احمقانست
مگه نه؟
با این سنم
بچم باید ارومم کنه
سانگ جون؟
نمیتونم دستتونو
بگیرم یا بغلتون کنم
ولی...
این کارو میتونم
بکنم
سانگ جون
خیلی مهربونی
من؟
نمیدونم
ولی خوب
ادم با ارزشی هستین
من با ارزشم؟
نمیدونم منظورت
چیه...
ولی ممنونم ازت
الان میتونم
راحت تر بخوابم
این چه حسیه؟
سانگ جون؟
این شکلی خوابیدیم
دیشب؟
صبر کن سانگ جون
سردمه...
این دیگه...
هاه؟
چیه پشت کمرم؟
یه چیز گرم...
سانگ جون
یکم به فاصله
نیاز دارم...
ول کن منو...
سانگ جون؟!
خجالت اورههه!!
نباید همچین کاری
بکنیم...
دستاش
چقدر قوین...
سانگ جون...
نوکش...
داره...
شت...
عااا
هااا
داره...
بزرگ و بزرگتر
میشه...
هااا
عاااح
هااا
وقتشه... بیدارشی
سانگ جون...
grrr444