چپتر 12
این چطوره؟
این بهت حس
قلقلک میده؟
مورد علاقه من از امروز
ترجمه اختصاصی سرراست
🐺 Geralt 🐺
اوی اوی...!
چیکار داری میکنی؟
خیلی گیج به نظر
میای...
فک کنم با این
کار شک هات برطرف
بشه
چی؟؟
گیومجی...!
اینجا کتابخونست
اگه گیر بیفتیم
چی؟؟؟
سر راه چک کردم
...
کسی نیست...
جون عمت...
یه نفر همینجاست
اونکه خوابه...
شق شدی...
جدا چت شده؟
این چطوری
قراره اوضاع رو
اوکی کنه؟
کیر نفهم،
چرا اینقدر شق شدی؟
هااا
عااا
الان وقت
این کارا نیست...
بـ بس کن...
این اصلا برام...
جذاب نیست...
جدا...؟
الان چطور؟!
عااااا..!
چرا اینقدر
ناامید شدی؟
جدا چیز
خاصی حس نمیکنی؟
نه، معلومه که نه...
عااااح
اگه همینطوری ادامه
بده، این تبدیل به یه
فتیش مسخره
میشه...
گیومجی،
خدایی...
دیگه نمیتونم
کاری نکنم!
گفتم بس کن!
عاااه
سـ سانگ جون!!
اول، بدون اجازه
میبوسی منو...
عااااوح
حالا هم این؟
اگه اینطوری
بخوای پیش بری،
منم بیکار نمیمونم!
عاااه
هاااا
عاااح
هاااا
باید یه درسی
بهش بدم...
هااا
هاااا
عااااوح
هااا
هاه؟ خوابم
برد؟
یه کاپلن؟
اینجا نبودن
که...
چی شد؟ تسلیم
شدی؟
حقته
دارن تو کتابخونه
حرف میزنن؟
اهممم
نزدیک بود...
اگه دوباره اینکارو کنی
تقاصشو پس میدی
خداروشکر که
گیر نیفتادیم
هاه؟
کجا داری میری؟
گیومجی...
هنوزم حرف
میزنن؟؟؟
بسه دیگه
اهایی!!!
عه؟ یعنی بخاطر
من رفتن؟
چرا اومدیم
دستشویی؟
اگه گیر بیفتیم
بدبخت میشیم!!
مهم نیست
هاااه؟
گفتم مهم نیست
چرا اینقدر
بی احتیاطی ؟
مسئله اینه...
گیومجی؟؟؟
هرجارو که
لمس میکنی...
حس خاصی
میگیرم...
عااه
هاااا
تا حالا همچین
حسی نداشتم...
پلی هر موقع
لمسم میکنی...
نمیتونم جلوی خودمو
بگیرم...
عاا!!
پس این...
باید یه حس
خفن به سینه هام بده؟!