قسمت 37
کامیلا تو جنگ
یتیم شد
عجیب هم نبود
اگه میمرد
ارباب شیطان اتفاقی
پیداش کرد
و کمکش کرد
مثل یه پدر
بزرگش کرده
و ماموریت مهمی
بهش داده شده
حت اگه حسی به
کالدراخ داشته باشه
نمیتونست ماموریتش
رو انجام نده
خریداری شده توسط ارباب شیطان
ترجمه اختصاصی سرراست
Geralt
چند روز قبل
ارباب شیطان ما
برگشتیم
کامیلا
حتما برات
سخت گذشته
حالت خوبه؟
نمیتونم بگم چقد
نگرانت بودم
خوبم چیزیم نشده
اصلا تو جنگ شرکت
نکردم
خوشحالم که
سالم برگشتی
یه چیزایی از
کالدراخ فهمیدم
از گزارش های
دوروتئا
بله
همه چیز راسته
هیچ شکی تو
توانایی هاش نیست
کامیلا اینو نمیگم
من ارباب شیطانم
رهبر شیطان ها
اون اولین کسی
نیست که باهاش
روبرو شدم
و اخری هم
نیست
ادمی با توانایی
های بالا ولی غیر
قابل اعتماد
باید بیشتر حواسمون
بهش باشه
کامیلا من مراقبتم
تو به چنین ادم
خطرناکی اعتماد
داری؟
جوابت خیلی
تاثیر گذاره
که ما بهش اعتماد
کنیم یا نه
فقط در مورد
اعتماد بگو
کالدراخ...
همم
افرین کامیلا
ماموریت تمومه فعلا...
چند روز استراحت کن
چند روز
گذشت
من تو تعطیلات
بودم
ولی حوصلم سر
میرفت
هیچ دوستی ندارم
نمیتونم تحمل
کنم
باید برم سالنی
چیزی
هیچ خونواده و
رفیقی هم ندارم
لباسم...
من اینجا در حالی زندگی
میکنم که چیزی جز کار
بلد نیستم
تابحال عرق
نخورده بودم
الان که
تو تعطیلاتم...
اوه؟؟ کامیلا
میخاستم در
بزنم
کامیلا بیا
حرف بزنیم
کامیلا
کامیلااا
اومدم که معذرت
خواهی کنم
و تشکر کنم
من یه دستور از
ارباب گرفتم
اسکورت کردن خانوم
اوزاما دختر ارباب شیطان
واقعا؟
بخاطر این بوده
که ازم گزارش خوبی
دادی
ببخشید
بدون این که چیزی
بدونم سوال پرسیدم
من نمیخام اینطوری
بشیم
اگه راهی هست
بهم بگو
هرکاری برات
میکنم
به هر حال
روزای خوبی واسمون
میاد
ازت یه چیزی
میخام
ها؟
به عنوان کوپون
استفادش کن
میخام که ما..
باهم مشروب
بخوریم
ادامه دارد...
ترجمه اختصاصی سرراست
Geralt