خریداری شده توسط ارباب شیطان قسمت ۲۶ از ۵۴۲۳ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳
قسمت 26
دو روز قبل
کالدراچ...
برخلاف قهرمانان
من میخوام بین زندگی شخصی و
زندگی عمومی تفاوت قائل شم
مثل وضعیت
الانمون...
این عمومیه...؟
درسته...
کار کرد‌
هوممم
هاااه
به زبون ساده تر
من الان دارم با رییسم
در مورد کار بحث میکنم
موقع کار همه از دهنشون
استفاده میکنن مگه نه؟
خریداری شده توسط
ارباب شیطان
Geralt🐺
این فقط یه روش
نامتعارف واسه حرف
زدنه
روش غیر متعارفت
برای تایید...
زودباش...
حتی مکان هم برای
تایید یکم خاصه...
این برای کار من
عادیه
خیلی توشهه!!
فمر کنم دارم
ارضا میشم عاااح!!
منم دارم ارضا
میشم!!
باشهه عااح
اومدد!!
ارضا شدم !!
منمم!!
عاااااحح
.....
کیوت هه هه
چییی؟؟
هه هه هه
نه نیستم!
من فرماندتماا!!
چه فرمانده کیوتی
ههههه
کصکش*
اهههه...
من باختم...
باورم نمیشه باهات
تا این حد پیش رفتم...
باختی؟ منظورت اینه
به من باختی؟!
هااا؟! نه!!
من هیچوقت نمیبازم!
من همیشه تو رو میبرم!!
ههههه
از اینکه با کمین کردن
موافقت کردی ممنونم
همه چی داره خیلی ساده
طبق نقشه پیش میره
خوشحالم که تو
اینجایی
من اینکارو به خاطر
تو نکردم...!
اون داره تظاهر میکنه خیلی قویه...
احساساتشو پنهون میکنه ولی اصلا
توی اینکار خوب نیست...
خیلی خوبه که باهم اینکارو
میکنیم ولی این میشه جز
دستاوردای من
از اونجایی که من
فرماندتم ، از الان
به بعد...
اون واقعا
کیوته...
چون داری به من
لطف میکنی
برای همین بهت کمک
میکنم
خوبه...
بیا اینجوری نگهش
داریم...
قرار بود توی
کمین بهش کمک
کنیم
خانوم دورتی یه سوال
داشتم
بنال؟
آقای پاتراچ نباید
تنهابی...
منظورم اینه که واقعا
احتیاجی به فریب دادن
انسان ها وجود داره؟
نمیتونه فقط یه جادویی
چیزی از راه دور انجام بده؟
با همون پسر بچه
مثل قبل
با هر جادوی دیگه ای
که بلده
اگه از راه دور اونا رو
بکشه ولی مارگریو بینشون
نباشه چی؟
ها؟
این فقط یه ترور
ساده نیست
ما میخوای مارگریو و
نیروی نخبشو از بین
ببریم
تا روحیه مردمشون از بین
بره و بیوفتن توی سردرگمی
طولانی
اوه من بینش
کوچکی داشتم
اونا زود برمیگردن
به سربازات بگو آماده
باشن
بله!
راستشو بگم...
حس میکنم حرف
معاون درسته
اگه امکان ترور وجود
داره اینکارو بکن حتما
به دلیل حرص و طمع
من برای دستاورد بزرگتر
به عنوان یه فرمانده میخواستم
بهش برسم...
ولی اگه اشتباه
کرده باشم چی...؟
خانوم دوروتی!
این مسیریه که میرسه
به پاتراچ...!
نه...
کالدراچ تنهاست
با ارتشی از سربازان
نخبه دشمن
ارتش آماده باش!!!
یه چیزی اشتباهه...
ادامه دارد...
داستان های بیشتر در سایت
سرراست
Geralt❄️
پایان

قسمت 26 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 27

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی خریداری شده توسط ارباب شیطان
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت