دنیای بدون کیر قسمت ۷۰ از ۷۵۴۱ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹ صفحه‌ی ۴۰ صفحه‌ی ۴۱
قسمت 70
عه
نه!
اگه زمین بخوری..
من...
آبجی آبجی
هاهاها
اشکال نداره
خواهری!
شاید تو جادو
خوب نباشی
ولی عکس العمل
سریعی داری
میتونیم باهم
ماجراجوهای
بزرگی بشیم
چییی؟؟؟
یه نبرد جادویی
علیه خواهرم؟!
ولی اون که
جادو بلد نیست
هاااا؟!
نعنا؟؟
نعنا پاشو
من چطور
تونستم؟
یعنی من؟!
به کما رفته
ممکنه اصلا
نتونه پاشه
این همونه؟
دختری که خواهرشو
به قتل رسوند
شنیدم جادوگرا
بزور جلوشو گرفتن
مثل اینکه
انگار چیزیم
یادش نمیاد
قدرت خیلی خطرناکی داره
که حتی خودشم خبر نداره
با وجود اون
دیگه امنیت نداریم
خیلیم بی رحمه
من که میگم
نفرین شده
آره نفرین شدس
بهتره تا نفرینش
همه رو نگرفته
گورشو از این
شهر گم کنه
آهه نه
چرا من؟!
چرا من
نفرین شدم؟؟
خوش گذشت
حالا وقتشه بمیرید
دنیای بدون کیر
مترجم:
LichKing
من..
گرفتمت
اونجا چخبره؟
طوفان ماناست؟؟
طوفان
مانا؟!
میتونم قدرتشو
حس کنم
حتی از این
فاصله
وانیلا چطور
تونسته همچین
کاری کنه؟
اوه!
وایسا ببینم!
چطور ممکنه؟؟
هاااا؟!
بدنم درحال
ذوب شدنه؟
چراا؟!
اون که حتی
هیچکاریم نکرده
پس چرا..
بدنم..
داره
ذوب
میشه
نه نه
من اینجوری..
شکست نمیخورم
نهه!
تویه آن
نابودش کرد
سیا!
عه
سئون وونگ!
خیلی سنگینه
واقعا نمیفهمم
چرا اینکارو کردم
عه با نعنایی
سونوو!
و فین!!
انفجار رو که دیدم
خودمو رسوندم
خوبه پس
خوشحالم
همه پیش همیم
آره
عه
ولی وانیلا
نیستش ک
خب راستش
وانیلا...
خواهری!
نعنا؟!
نه!
خواهر!
خواهر!!
من باید
برم کمکش
خواهرم
هنوز اونجاست
چی؟!
وانیلا
برنگشته؟؟
آره
اون طوفان
جادو..
مال خواهرمه
که دیوونه شده
و نمیتونه ماناش رو
کنترل کنه
طوفان...
خواهرم مانای
زیادی بهش
ارث رسیده
ولی نمیتونه
از پس اون همه
مانای زیاد بربیاد
آخرشم..
منجر به یه حادثه
تو شهرمون شد
محققین شهرمون هم
به بهونه نجات دادنش
از اون همه مانا..
ازش سو استفاده میکردن
و روش آزمایش های
مختلفی انجام میدادن
تا اینکه عصبانی شد
و نصف شهر رو
به فنا داد
اینجوری شد..
که از شهر انداختنش بیرون
چون همه از قدرتش میترسیدن
آهه
این نمودار
به ته رسیده
نمیدونم
درسته یا نه
وانیلا...
تو اصلا بدرد
این شهر نمیخوری
یه قدرت
بی نهایت
از مانا
ولی..
الان تو پتانسیل
اینو داری که
یه جادوگر
بزرگ بشی
تا حالا این اعداد
و ارقامو تو عمرم
ندیده بودم
آمارت
فوق العادس
چرا تصمیم گرفتی
روگ باشی؟
هم مال روگ بودنت
و هم مخصوصا
مال جادوگریت
پس بگو داستان
از چه قرار بوده
الان منطقی تر
بنظر میرسه
اینکه چرا روگ شده
و چرا خودشو
از همه مخفی میکرد
یعنی..
تو وجود
وانیلا...
اون اتفاقی..
که تو شهر افتاد
همه جادوگرها
باهم بزور تونستن
جلوشو بگیرن
ولی اینجا جز من
جادوگری نیست
پس...
چرا یه راهی هست!
من یه
نقشه ای دارم
جدی؟!
خب بگو
د بگو دیگ
چرا ناز میکنی؟؟
باشه بابا میگم
آخه صددرصدی
نیست
ولی این وسط
یکی باید
جونشو فدا کنه
بنظرم تو
برای اینکار
مناسبی
حاضری..
جونتو برای شهر
و نه فقط وانیلا
به خطر بندازی؟
بالاخره
رسیدیم
وقتشه
شروع کنیم
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com
پایان

قسمت 70 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 71

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی دنیای بدون کیر
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت