دنیای بدون کیر قسمت ۴۹ از ۷۵۲۷ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷
بالاخره خریدمش
این کلاه رو
با این دیگه..
میتونم صورتمو
کامل بپوشونم
الان خیلی
بهتر شد
هیچکس
دوست نداره..
صورت زشت
منو ببینه
دنیای بدون کیر
مترجم:
LichKing
برای درک بهتر این قسمت
برو یبار دیگه قسمت های
10 و 11 رو بخون
خوبه..
همه چیز
این کلاه این حسو
بهم میده که وقتی بیرونم
انگار خونم!
البته یکم جلو
دیدمو گرفته
ولی بازم خوبه
باعث میشه
احساس امنیت
بیشتری بکنم
آره
بهترین خریده
تو عمرمو کردم
تا وقتی این سرمه
مجبور نیستم
با کسی حرف بزنم
حالا باید...
ععع!!
یه انسان..
به من
برخورد کرد؟!
حالت خوبه؟؟
ببخشید این کلاه
جلو دیدمو گرفته
معلومه
خوبی
عه!
چت شد یهو؟
اوققق
یکی کمک کنه
دهنش کف
کرده
نه باید خودم
یکاری کنم
ببخشید
من...
آاییی!
آخ درد میکنه
ضربه خیلی
قوی بود
اون کیه؟!
عه!
تو..
یه الفی؟
تا حالا یه الف
از نزدیک
ندیده بودم
منو دنبال
کردی؟
آره
میخواستم
بهت بگم
توالت کجاست
چه خوشگله
تارهای بنفش
تو موهاش
و چشماش...
واقعا
خوشگله
البته الان وقت
این چیزا نیست
تو با اون
انسانی؟
یهو دهنش
کف کرد
هاااا؟!
تو باید..
یه اوگر باشی
هومم...
باورکن..
قصد دعوا ندارم
میدونستی..
این کلاهی که
الان رو سرته..
یه زره طلسم شدس؟
چییی؟؟؟
عه وا خدا
مرگم بده
واقعا عجیبه
اینو نفهمیدی
این طلسم جوریه که
هرکی نگات کنه یا سکته میکنه
یا سکته خواهد کرد
یعنی از این
دوحالت خارج نیست
اونم یه طلسم
خیلی قوی
به هرحال تو نباید
اینو تو شهر بپوشی
ببین دوستمو
چطور ترسوندی
متاسفم
الان درش میارم
اینجا نه
ممکنه نفرین رو
بدترش کنی
اصلا..
چرا صورتتو
پوشوندی؟
تو درک نمیکنی
میشه..
اسمتو بدونم؟
میخوام دفعه بعد
که همو دیدیم
ازت عذرخواهی کنم
خب..
اسم من وانیلاس
منم..
تو چی؟
فین یه اوگر
از آشنایی باهات
خوشحال شدم
امیدوارم دوباره
همو ببینیم
بسلامت
چه عجیب
غریب بود
اینو..
تو شهر
پوشیدی؟
اوپس! شرمنده
یادم رفت بهت بگم
این یه زره نفرین شدس
که ترس رو تو دل هرکسی
فقط با نگاه کردنت میندازه
اینو یکی دیگم
بهم گفت
چرا زودتر
بهم نگفتی؟
ببخشید حالا
مگه همین تازگی
تولدت نبود؟
توهم که
همیشه تنهایی
گفتم اینجوری
کمکت کرده باشم
هلپ!
قرار بود یه
سورپرایز باشه
نه!
بیا
دیگه نمیخوامش
نمیخواییش؟!
ولی خیلی واسش
زحمت کشیدم
بزن نابودش کن
بای
وایسا فین
لااقل پولتو
پس بگیر
ای بابا
انگار الکی
این همه
زحمت کشیدم
هوفف
کاش اینجوری
نمیشد
واقعا آدم
بدی نیست
شاید آدم
های بد..
بد میشن چون
خیلی مدت
تنها بودن
امیدوارم ینفر
باهاش دوست بشه
فین؟!
ها؟
دقیقا داری
چیکار میکنی؟
به آسمون
خیره شدی
آها
چیزه...
هیچی!
خب بگو دیگ
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com
پایان

قسمت 49 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 50

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی دنیای بدون کیر
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت