وایسا ببینم...
اون الان...
چی گفت؟
درسته
تایید شد!
هدف اصلیمون...
تراچی
سابورو!!!
سلیطهای
در آپارتمان
اینکه این
حرومزاده رو
اینجا ببینم...
شانسیه که
فقط یه بار
پیش میاد!
اگه همین
الان...
تراچی رو
بکشم...
جنبش استقلال
کره...
حداقل ۵ سال
جلو میفته!
آاااه!
تراچی! دیگه
نمیتونم...
همم؟
سه بار پشت
هم منُ کردی...
هه هه
این کرهایها...
خیلی گوه میخورن!
سوزوکی
بله؟
اگه مشکلی
نیست...
تو از کص
بکنش؟
باید این
سوراخ بالایی
رو ببندم
خیلی
هم عالی!
اوووه!
خوب
ساک میزنی!
این دهن نیست
که، کصه، کص!
پس...
منم...
میکنم
توش!
آره!
کصش
تنگتر شد!
جووون!
همینه!
تا ته بکن
تو حلقت!
آره...
داره میاد!
منم!
داره آبم میاد!
تراچی!
این محصول
جدیدیه که
وارد کردیم!
هممم
بد نیست
سوزوکی همیشه
کاراشُ درست
انجام میده
باعث افتخاره
راستی، هنوز
خبری از اون
پسره نشده؟
اسمش چی
بود..!؟
ها
راجبه کواموتو
کون حرف میزنی؟
رییس ایواتا گفت
میره بازرسیش کنه
کواموتو؟
کواموتو چی شده؟
یه کرهای اگه
اسمشم عوض کنه
ذاتش کرهایه
چی فکر کردن؟
میتونن به امپراطور
ما وفادار باشن؟
حق داری
خوبه
حالا یه
سلاح دارم
همینجا به
زندگیش پایان میدم
حتی اگه
در این راه..
کشته شم...
فدای استقلال
کره...!
بهت گفتم
دستشویی
از اونوره!
کجا رفتی
واسه خودت؟
اونقدر به
وسایل تاسیسات
علاقهمندم که یهو
دلم خواست برم
پایین...
لعنتی
چرا الان
اومدین!؟
یهو اومدیم
ترسوندیمش!
اگه سی ثانیه...
دیرتر
اومده بودن...
همین حالا
برم کارشُ
تموم کنم؟
خانومم؟
خوبی؟
خیلهخب
باید یه فرصت
دیگه پیدا کنم
عشقم
خیلی ترسیدم
قلبم داشت
میومد تو دهنم!
ها؟
چرا یهو
در رو باز
و بسته میکنی؟
اگه جای من
یه بچه بود
غش میکرد
ببخشید که
ترسوندیمت
انگار همه
چی رو دیدین
فقط موند
واحد خودتون!
ساختمون
فوقالعادهایه
بریم واحد
خودمونُ ببینیم
تا تصمیم بگیریم
تصمیم
عاقلانهایه
بریم؟
نگاه کردی؟
بعداً راجبش
حرف میزنیم
خودم به
موضوع رسیدگی
میکنم
نگران
نباش
مرسی
ها؟
شما
سه نفر..
کی هستین؟
اوه خدا
نمیدونستم
مهمون دارین
من مدیر
ساختمونم
یاماموتو
این زوج جوان
دنبال یه خونهی
شیک میگردن
آه!
ببین
کی اینجاست!
ما...
همدیگه رو
قبلاً ندیدیم؟
همم؟
چی؟
میشناسیش؟
وایسا ببینم!
این زنه...
همونه؟
ادامه دارد....